تبليغاتX
امام مهدی عليه السلام فرمودند: ما بر تمامى احوال و اخبار شما آگاه و آشنائيم و چيزى از شما نزد ما پنهان نيست. بحارالأنوار: ج 53، ص 175 عشق الهی امام رضا علیه السلام مي فرمایند : رحمت خدا بر كسى باد كه أمر ما را زنده نمايد، سؤال شد: چگونه؟ حضرت پاسخ داد: علوم ما را فرا گيرد و به ديگران بياموزد. بحارالأنوار: ج 2، ص 30، ح 13

 

امام حسین علیه السلام می­فرمایند :

شيعيان و پيروان ما اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) آن كسانى هستند كه افكار و درون آن­ها از هر گونه حيله و نيرنگ و عوام فريبى سلامت و تهى باشد.

تفسيرالإمام العسكرى(عليه السلام): ص 309، ح 154، بحارالأنوار: ج 65، ص 156، ح 11.

 

امام حسین علیه السلام می­فرمایند :

دو چيز مردم را هلاك و بيچاره گردانده است:

1- ترس از اين كه مبادا در آينده فقير و نيازمند ديگران گردند.

2- فخر كردن (در مسائل مختلف) و مباهات بر ديگران است.

بحارالأنوار: ج 75، ص 54، ح 96.

امام حسین علیه السلام می­فرمایند :

بينش و عقل و درك انسان تكميل نمى گردد مگر آن كه (اهل حقّ و صداقت باشد) از حقايق،

تبعيّت و پيروى كند.

نهج الشّهادة: ص 356، بحارالأنوار: ج 75، ص 127، ح 11.

امام حسین علیه السلام می­فرمایند :

اى فرزند آدم، بياد آور آن لحظاتى را كه پدران و فرزندان (و دوستان) تو چگونه در چنگال مرگ قرار گرفتند، آن ها در چه وضعيّت و موقعيّتى بودند و سرانجام به كجا منتهى شدند و كجا رفتند و بينديش كه تو نيز همانند آن ها به ايشان خواهى پيوست، پس مواظب اعمال و رفتار خود باش.

نهج الشّهادة: ص 60.

 

امام حسین علیه السلام می­فرمایند :

همنشينى با اشخاص پست و رذل سبب شرّ و بد يختى خواهد گشت و همنشينى و مجالست با معصيت كاران موجب شكّ و بدبينى خواهد شد.

 نهج الشّهادة: ص 47، بحارالأنوار: ج 78، ص 122، ح 5.

 

+ نگارش  90/09/03ساعت 9:33  فرستنده صیاد  | 

 

آلبانی: زمان و موقعیت برده کسی نیست.

اسپانیایی: تسلیم شدن به یک اشتباه باعث اشتباه دیگری می شود.

یونانی: جویبار بهتر از آبشار سنگ را سوراخ می کند.

روسی: بهتر است دیر شروع کنی تا اصلا شروع نکنی.

عبری: کسی که چیزی می دهد نباید یادش بماند و کسی که می گیرد نباید فراموش کند.

ایتالیایی: تنها هدف گیری مهم نیست٬زدن به هدف هم مهم است.

 

+ نگارش  90/08/30ساعت 8:20  فرستنده ساردین  | 

 

 

یا علی جان مقتدای من تویی

 

عید غدیر بر عموم حق جویان و عدالت پیشگان علوی مبارک باد ...

 

از امر خدا ولايت احيا گرديد

ملعون بود آنكه می نمايد ترديد

فرمود نبي بر همه مولاست علي

تا كور شود هرآنكه نتواند ديد

 

جواد حيدري

 

+ نگارش  90/08/21ساعت 17:0  فرستنده ساردین  | 

 

هدیه غدیر

 

درس پيشوا شناسى

 

روزى حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام در جمع عدّه اى از دوستان و اصحاب خود فرمود: امام و پيشواى جامعه داراى علائم و نشانه هائى است ، كه برخى از آن عبارت است :

از تمامى افراد بايد عالم تر و آگاه تر باشد، در حكومت و قضاوت باتدبير و قاطع باشد، پرهيزكار و متّقى ، حليم و صبور، شجاع و قویدل ، سخاوتمند و كريم باشد، و نيز در برابر خداوند عابد و در برابر بندگان فروتن باشد.

ختنه شده و پاك و نظيف تولّد يابد، هنگام تولّد از رحم مادر، شهادت بر يگانگى خدا و رسالت رسول خدا دهد.

همچنان كه از جلو مى بيند و متوجّه مى شود، از پشت سر نيز متوجّه گردد، سايه نداشته باشد، در خواب محتلم نشود، چشم او هنگام خواب همانند ديگران نمى بيند؛ ولى قلبش متوجّه و آگاه است ، از غيب با او حديث و سخن گفته مى شود، زره رسول اللّه صلى الله عليه و آله اندازه او و بر قامت او راست مى آيد.

روى زمين اثرى از بول و غايط او بر جاى نماند، چون خداوند زمين را به بلعيدن آن امر كرده است ، عرق و بوى او از مشك و عنبر خوشبوتر است ، نسبت به مردم در نفوس و اموالشان اولويّت دارد؛ و از هركس به مردم دلسوزتر و مهربان تر؛ و نيز نسبت به آنها متواضع باشد، خود مُجرى دستورات الهى ؛ و نيز واداركننده مردم بر اجراى اوامر و نواهى خداوند است .

دعاى او مستجاب مى باشد و چنانچه دعا كند كه صخره اى متلاشى شود همان خواهد شد، سلاح و شمشير ذوالفقار حضرت رسول صلى الله عليه و آله ، همچنين صحيفه اى كه در آن نام تمامى پيروانشان و نيز صحيفه اى كه نام همه قاتلين و دشمنانشان در آن ثبت گرديده ، نزد او موجود خواهد بود.

و به عنوان اين كه او امام و خليفه رسول اللّه صلوات اللّه عليه مى باشد، سه كتاب مهمّ ديگر نزد او مى باشد، كه عبارتند از:

كتاب حامعه ، كه طول آن هفتاد ذراع (حدود 35 متر) مى باشد و تمام نيازمنديهاى انسانها در تمام امور و مسائل ، در آن موجود است .

كتاب جفر اكبر و اصغر، كه تمام علوم و حدود و ديات در آن مذكور است .

مصحف و كتابنامه شريف حضرت فاطمه زهراء عليها السلام مى باشد.(1)

همچنين آورده اند:

روزى از روزها يكى از رؤ سا و سران واقفيّه به نام حسين بن قياما به حضور حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام رسيد و اظهار داشت : آيا تو امام و حجّت خدا هستى ؟

امام عليه السلام فرمود: بلى ، حسين گفت : من شهادت و گواهى مى دهم بر اين كه تو امام نمى باشى .

حضرت لحظاتى سر خويش را به زير افكند و سپس سر خود را بلند نمود و فرمود: دليل تو چيست كه مى گوئى من امام نيستم ؟

حسين گفت : چون امام جعفر صادق عليه السلام فرموده است : حجّت خدا عقيم نخواهد بود، و شما در اين موقعيّت سنّى بدون فرزند پسر مى باشى .

حضرت رضا عليه السلام باز لحظاتى طولانى تر از قبل ، سر خويش را پائين انداخت و پس از آن سر خود را بالا گرفت و فرمود: من خداوند متعال را شاهد و گواه قرار مى دهم بر اين كه به همين زودى داراى فرزند پسرى خواهم شد.

راوى - به نام عبدالرّحمن بن ابى نجران - گويد: من نيز در آن مجلس حضور داشتم و چون اين سخن را از امام رضا عليه السلام شنيدم ، تاريخ آن را ثبت كردم و هنوز مدّت يك سال سپرى نشده بود كه حضرت داراى فرزندى پسر به نام ابوجعفر، محمّد بن علی ّعليهما السلام شد.(2)

 

1- احتجاج مرحوم طبرسى ج 2، ص 448، ح 311.
2- إثبات الهداة : ج 3، ص 266، ح 51، مدينة المعاجز: ج 7، ص 130، ح 135.

قيامت و پرسش از مهم ترين نعمت ها

 

مرحوم شيخ صدوق به نقل از حاكم بيهقى حكايت كند:
روزى
حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام در جمع عدّه اى نشسته بود، ضمن فرمايشاتى فرمود: در دنيا هيچ نعمت واقعى و حقيقى وجود ندارد.
بعضى از دانشمندان حاضر در مجلس گفتند: ياابن رسول اللّه ! پس اين آيه شريفه قرآن ((لتسئلنّ يومئذٍ عن النّعيم ))(1) كه مقصود آب سرد و گوارا مى باشد، را چه مى گوئى ؟
حضرت با آواى بلند اظهار نمود: شما اين چنين تفسير كرده ايد؛ و عدّه اى ديگرتان گفته اند: منظور طعام لذيذ است ؛ و نيز عدّه اى ديگر، خواب راحت و آرام بخش تعبير كرده اند.
و سپس افزود: به درستى كه پدرم از پدرش ، امام جعفر صادق عليه السلام روايت فرموده است كه : خداوند متعال نعمت هائى را كه در اختيار بندگانش ‍ قرار داده است ، همه به عنوان تفضّل و لطف بوده است تا مورد استفاده و بهره قرار دهند.
و خداى رحمان اصل آن نعمت ها را مورد سؤ ال و بازجوئى قرار نمى دهد و منّت هم برايشان نمى گذارد، چون منّت نهادن در مقابل لطف و محبّت ، زشت و ناپسند است .
بنابراين،
منظور از آيه شريفه قرآن ، محبّت و ولايت ما اهل بيت رسول اللّه صلوات اللّه عليهم است كه خداوند متعال در روز محشر، پس از سؤال پيرامون توحيد و يكتاپرستى ؛ و پس از سؤ ال از نبوّت پيغمبر اسلام ، از ولايت ما ائمّه ، نيز سؤ ال خواهد كرد.
و چنانچه انسان از عهده پاسخ آن برآيد و درمانده نگردد، وارد بهشت گشته و از نعمت هاى جاويد آن بهره مى برد، كه زايل و فاسدشدنى نخواهد بود.
سپس امام رضا عليه السلام افزود: پدرم از پدران بزرگوارش عليهم السلام حكايت فرمود، كه رسول خدا صلى الله عليه و آله خطاب به علىّ بن ابى طالب عليه السلام فرمود:
اى علىّ! اوّلين چيزى كه پس از مرگ از انسان سؤال مى شود، يگانگى خداوند سبحان ، سپس نبوّت و رسالت من ؛ و آن گاه از ولايت و امامت تو و ديگر ائمّه خواهد بود، با كيفيّتى كه خداوند متعال مقرّر و تعيين نموده است .
پس اگر انسان ، صحيح و كامل اقرار كند و پاسخ دهد، وارد بهشت جاويد گشته و از نعمت هاى بى منتهايش بهره مند مى گردد.(2)


1- سوره تكاثر: آيه 8 .
2- تفسيرالبرهان : ج 4، ص 502، ح 5، به نقل از توحيد شيخ صدوق .

کتاب : چهل داستان و چهل حديث از امام رضا عليه السلام

تالیف : عبداللّه صالحى

 

+ نگارش  90/08/21ساعت 13:16  فرستنده ساردین  | 

 

نيايش حضرت سجاد علیه السلام در باب توبه

 

خدايا، اي آن كه زبان وصف كنندگان ز وصف فرو مانَد،

اي آن كه اميد آرزومندان از تو فراتر نمي‌رود.

اي آن كه مزد نيكوكاران نزد تو تباه نمي‌گردد.

اي آن كه پرستندگان بيش از همه از تو مي‌ترسند.

اي آن كه پرهيزگاران بيش از همه از تو بيم در دل دارند.

اين، جايگاه كسي است كه گناهانش او را بازيچه‌ي دست خود كرده‌اند و خطاها عنان اختيارش را در كف گرفته‌اند و شيطان بر وي چيره گشته، و او از روي سستي در عمل به آنچه فرموده‌اي، كوتاهي كرده، و از سَرِ فريب، آنچه را نهي كرده‌اي، مرتكب شده است؛

همچون كسي كه نمي‌داند هستي‌اش در دست قدرت توست، يا همچون كسي كه بخششِ بسيارِ تو در حقِ خودش را انكار مي‌كند، تا آن زمان كه چون چشم بصيرتش گشوده شود و ابرهاي كوري از برابرش پراكنده گردند، ستم‌هايي را كه در حق خود كرده، برشمرد، و در مخالفت‌هايي كه با پروردگار خود ورزيده، بينديشد. پس نافرمانيِ بزرگ خود را بزرگ، و مخالفتِ سنگين خود را سنگين مي‌بيند.

آن گاه رو به سوي تو مي‌آورد، در حالي كه به تو اميدوار و از تو شرمنده است، و از سَرِ اطمينان، روي دلش را به آستان تو گردانيده، و با يقين خويش، طمع ورزانه، آهنگ تو كرده، و مخلصانه، با توشه‌ي ترس خود نزد تو آمده است.

چشم اميدش از هر چه غير تو كه ديگران را به طمع انداخته، بسته شده است، و دلش از ترس هر چه غير تو كه ديگران را به وحشت افكنده، تهي گشته.

اي معبود من، اگر چنين بنده‌اي را كيفر دهي، عدل تو را منكر نشود، و اگر او را ببخشايي و به رحمت خود بنوازي، بخششت را [پيش لطف تو] بزرگ و شگفت نشمارد؛ زيرا تو آن پروردگار بزرگواري كه آمرزش گناهانِ سترگ در نگاهت بزرگ نباشد.

خدايا، اين منم كه نزد تو آمده‌ام، در حالي كه فرمانبردار تواَم به دعايي كه بدان امر كرده‌اي، و خواهان وفا به وعده‌ي اجابتت هستم؛ آن جا كه فرموده‌اي: «بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را.»
خدايا، پس بر محمد و خاندانش درود فرست و با بخشش خود به من روي آور، همچنان كه من با اعتراف خود به درگاه تو روي آورده‌ام، و مرا از پرتگاه گناهان برآور، آن سان كه من خود را براي تو پَست گردانده‌ام، و لغزش‌هايم را در پرده‌ي عفو خود بپوشان، آن گونه كه در انتقام گرفتن از من درنگ فرموده‌اي.

اي پروردگار من، شرط من با تو اين است كه ديگر به كاري رو نكنم كه پسندِ تو نيست و بر عهده مي‌گيرم كه گِرد كاري نگردم كه تو را خوش نمي‌آيد، و پيمان مي‌بندم كه دوري گزينم از هر چه معصيتِ توست.

خدايا، تو از من به آنچه مي‌كنم آگاه‌تري. پس گناهاني را كه مي‌داني، بر من ببخشاي، و به قدرت خود، مرا به سوي آنچه دوست مي‌داري برگردان.

خدايا، اگر پشيماني پيش تو بازگشت به سوي توست، پس من پشيمان‌ترينم؛ و اگر گناه نكردن همان توبه كردن است، پس من توبه كارترينم؛ و اگر پوزش خواهي از گناه سبب آمرزش است، پس من از تو پوزش مي‌خواهم.

خدايا، همچنان كه ما را به توبه فرمان داده‌اي و پذيرفتن توبه را بر عهده گرفته‌اي و همان گونه كه ما را به دعا برانگيخته‌اي و اجابت آن را وعده فرموده‌اي، پس بر محمد و خاندانش درود فرست و بازگشت مرا به سوي خويش آغوش گشاي، و مرا با نااميدي از رحمت خود برمگردان. اين تويي كه گناهكاران را مي‌پذيري و با خطا پيشگانِ بازگشته از گناه مهر مي‌ورزي.

خدايا، بر محمّد و خاندانش درود فرست، زيرا تو ما را به همّت او راه راست بنمودي؛ و بر محمد و خاندانش درود فرست، چون به هدايت او نجاتمان بخشيدي؛ و بر محمد و خاندانش درود فرست؛ درودي كه در روز رستاخيز و روز احتياج به تو، ما را دستگير شود، كه تو بر هر كار توانايي، و بر آوردنِ اين خواسته‌ها بر تو آسان است.

 

                                                دعای 31- صحیفه سجادیه

 

+ نگارش  90/08/15ساعت 15:47  فرستنده صیاد  | 

 

زندگینامه شيخ بهائى

محمد بن حسين، معروف به شيخ بهائى هنگام غروب آفتاب روز چهارشنبه 27 ذيحجه سال 953 هجرى قمرى، در شهر بعلبك ديده به جهان گشود. از همان دوران طفوليت ، آثار بزرگى و انديشمندى در سيماى كودكانه اش آشكار بود و از هوش و استعداد سرشار برخوردار بود.
در مورد استعداد بالاى وى همين اندازه كافى است كه بدانيم ، در سن سيزده سالگى رساله اى در مورد واجبات علمى و عملى نوشت و شانزده ساله بود كه كتاب اشكال التاسيس را به رشته تحرير درآورد.او از ابتداء كودكى ، تحصيلات خود را نزد پدر بزرگوارش به نام حسين بن عبدالصمد آغاز كرد و تا سن سى و يك سالگى از فضل و دانش پدر بهره جست .
شيخ بهائى در سى و يك سالگى همراه با پدرش ، به ايران آمد و شهر قزوين را كه در آن روزگار پايتخت كشور بود، براى اقامت انتخاب كرد.شهر قزوين مركز تجمع دانشمندان و علماء بزرگ شيعه بود.او مدت ده سال در اين شهر به تحصيل و دانش اندوزى اشتغال داشت و از محضر استادان طراز اول و بزرگان شيعه استفاده هاى فراوانى بود.
شيخ بهائى سفرهاى زيادى به اطراف و اكناف داشت ، كه از جمله مى توان به مسافرت هاى به مشهد، خراسان ، هرات ، آذربايجان ، عراق ، آسياى صغير، سوريه ، لبنان ، بيت المقدس ، مصر و حجاز اشاره كرد.
شيخ بهائى تفسير، حديث و عربى را نزد پدر و حكمت ، كلام و علوم منقول را از مولا عبدالله مدرس يزدى و رياضيات را نزد ملا على مذهب و علم طب را از حكيم عمادالدين محمود فرا گرفت .
شيخ بهائى مردى پركار و خستگى ناپذير بود، به طورى كه بيشترين اوقات زندگى پربار او در تلاش و كوشش در راه علم و دانش مى گذشت .او اهل منبر و محراب بود، قضاوت داشت ، براى تربيت شاگردانش ، همواره جلسات درس و بحث تشكيل مى داد، آثار قلمى متعددى تاليف نمود.او افضل علماء زمان و عصر خويش محسوب مى شد و حتى در برخى از علوم ، يگانه دانشمند عصر بود، به طورى كه هيچ يك از علماء معاصر و پيشينيان ، نه از عامه و نه از خاصه ، به مقام علمى او نمى رسيدند.در علوم طبيعى ، رياضى ، حكمت و فلسفه ، يد طولائى داشت و در اين زمينه ها حدود نود و پنج اثر ارزشمند از خود به يادگار گذاشته است و بعضى از اين آثار، در چندين مجلد تدوين گرديده است .
از جمله آثار مهم وى تفسير عروه الوثقى و الصراط المستقيم مى باشد، كه در اكثر كشورها به عنوان كتاب درسى در مراكز علمى تدريس مى گرديد.
شيخ بهائى شاگردان بسيارى تربيت نمود كه هر كدام از آنها، استوانه هاى علم و فضيلت بودند و در اين زمينه فقط به ذكر نام سه نفر از شاگردانش: ملا صدرالدين شيرازى و مولا صالح مازندرانى و مرحوم علامه محمدتقى مجلسى اكتفا مى نمائيم .
شيخ بهائى با اينكه نزد مردم و هم چنين دستگاه حكومت وقت ، از مقام و منزلت والائى برخوردار بود و در دستگاه حاكمه وقت ، مقامات و مناصب ظاهرى و معروفى داشت ، در عين حال ، در نهايت قناعت ، سادگى ، وارستگى ، فروتنى ، خوشروئى و آزادمنشى زندگى مى كرد و دور از هواهاى نفسانى ، همانند درويشان مى زيست ، با مردم مهربان بود، اهل علم و معرفت را بسيار احترام مى نمود، كرامت و بخشندگى وى ، زبانزد خاص و عام بود، خانه اش پناهگاه يتيمان و بيوه زنان و مستمندان بود، از تظاهر و خودنمائى به شدت گريزان بود و به گوشه نشينى و تنهائى تمايل زيادى داشت .
اين عالم بزرگ و با تقوى در اواخر عمر كه در پايتخت آن روز ايران اصفهان با سمت شيخ الاسلام مى زيست بيمار شد و مدت هفت روز بسترى گرديد، تا اينكه در شب دوازدهم ماه شوال سال 1030 هجرى قمرى ، چشم از جهان فرو بست. جنازه اش را به مشهد مقدس انتقال دادند و در منزل خودش كه در آن زمان نزديك حرم مطهر بود، دفن كردند.بعدها با توسعه حرم مطهر حضرت امام رضا (ع) خانه شيخ بهائى نيز در آستانه مقدسه قرار گرفت و امروز مزار اين دانشمند بزرگ اسلامى در كنار تربت پاك امام هشتم (ع) مورد احترام و زيارت زائران مى باشد.لازم به ذكر است كه شيخ بهائى در زمينه ادبيات فارسى و عربى و سرودن اشعار عربى و فارسى نيز از مشاهير عصر خويش بود و اشعار زيادى از او به يادگار مانده است.
از خصوصيات ديگر زندگى شيخ بهائى اين است ، كه همسر او دختر زين الدين على معروف به منشار عاملى از زنان دانشمند و فقيه و محدث بود، اين دختر چون يگانه اولاد بود، از پدر خود چهار هزار جلد كتاب به ارث برد.اين زن دانشمند براى بانوان هم در علوم فقه و حديث تدريسمى كرد.
البته شيخ بهائى ، كه احياگر دين در قرن يازدهم نيز لقب گرفته ، به علوم عجيب و غريب هم آگاه بوده ، كارهائى شبيه معجزه صورت مى داده ، و خدمات فراوانى هم به علم و دين نموده است ، اما عظمت او در اينگونه علوم آنقدر بلند بوده ، كه گاهى افسانه ها را هم به او نسبت داده اند.
از كتابها و آثار ديگر اين دانشمند نابغه ، در علوم : فقه ، حديث ، تفسير، نحو، رجال و علوم هيات و نجوم ، كتابهاى زير را مى توان نام برد:
1- جامع عباسى ، فقه فارسى .
2- عين الحياه ، در تفسير قرآن .
3- مفتاح الفلاح
4- حبل المتين ، در مزاياى قرآن مبين .
5- مشرق الشمس .
6- شرح اربعين .
7- التهذيب در علم نحو.
8- الفوائد الصمديه در علوم ادبى .
9- خلاصه الحساب .
10- درايه الحديث .
11- حاشيه بر خلاصه الرجال .
12- الزيده ، در علم اصول .
13- المخلص ، در هيئت و نجوم .
14- تشريح الافلاك .
15- كشكول ، مجموعه هفت جلدى مطالب ادبى گوناگون .
16- مجموعه اشعار، گربه و موش ، نان و حلوا، شير و شكر، نان و پنير ...

 

کتاب : داستانهاى كودكى بزرگان تاريخ
احمد صادقى اردستانى

 

+ نگارش  90/08/04ساعت 1:13  فرستنده صیاد  | 

 

یا علی مدد

 

سکان زمین و آسمان است علی

سلطان همه جهانيان است علي

گلواژه ي منشق از علي اعلاست

سر چشمه ي فيض بي كران است علي

آوازه ي او ز هفت اقليم رسد

مشهور به هفت آسمان است علي

سر سلسله خليل عبادالرحمن
آن بنده ي سر به آستان است علي

برتر ز علي رب جلي خلق نكرد

آقاي همه بهشتيان است علي

از بعد نبي بر همه ي مخلوقات

از جانب دوست ارمغان است علي

اول وصي پيمبر اعظم اوست

بر دين رسول روح و جان است علي

شاگرد محمد امين است ولي

استاد همه پيمبران است علي

دستور تمام انبيا در دستش

حق را شب معراج لسان است علي

هستند امامان مبين رهرو او

يعني كه امير كاروان است علي

همتاي امير عشق تنها زهرا ست

با دخت رسول همزبان است علي

بر هر نبي و ولي ولي الله است

مولاي جميع انس و جان است علي

در نور محبتش پر از جاذبه است

محبوب قلوب شيعيان است علي

بر غيب و شهود حاكم و سلطان است

آگاه ز راز كهكشان است علي

جنت يكي از صنايع دستانش

صنعتگر آفريدگان است علي

ايمان و نماز و اصل اسلام علي است

توحيد و معاد عارفان است علي

مفتاح علوم ايزدي در نزدش

ديباچه ي علم لا مكان است علي

اين است گواه لا مكان بودن او

يك شب به چهل مكان عيان است علي

مولا و امام متقين كيست علي است

حقا كه امير مومنان است علي

سلمان كه سبو از مي منّا نوشيد

او ظرف و در آن قطره چكان است علي

ميثم سر دار از علي مي گويد

با لله مي وصل عاشقان است علي

قنبر كه غلامي علي منصب اوست

او سالك و پير راهدان است علي

در مركز وحي كاتب وحي علي است

بر حامل وحي تر جمان است علي

گنجينه ي مخفي معارف مولاست

آئينه ذات مستعان است علي

تفسير مبين فطره الله علي است

عشقش به دل پير و جوان است علي

آيات مبين مديحه اوصافش

هر سوره و آيه آرمان است علي

قرآن بدون او به قرآن جعلي است

تا ناطق و منطق و بيان است علي

دانيد كه سرّ اسم اعظم در چيست

اكسير به رمز كن مكان است علي

در اولُ الاولين عيان كيست علي است

در آخر الآخرين نهان است علي

احسان قديم و حكم فرماي ازل

مسجود همه فرشتگان است علي

موساي قلندر از علي نيل گشود

بر كشتي نوح پشتوان است علي

عيسا نه به خويش مرده را زنده كند

تجديد حيات مردگان است علي

ميزان و قسيم نار و جنت حيدر

آري به صراط ميزبان است علي

عنوان علي به چهره ها منقوش است

نامش به رخ مواليان است علي

با اين همه مظهر العجائب  بشر است !

يا اينكه خداوند جهان است علي

افتاده بيا كه دستگير تو علي است

بر بازوي نا توان توان است علي

بر سائل خود زكات بخشد به ركوع

با قاتل خويش مهربان است علي

نيروي ولايتش محك بر همگان

بر جمع خلايق امتحان است علي

در روز نبرد تك سوار عرب است

در عرصه صبر قهرمان است علي

خيبر شكن و صف شكن و بت شكن است

هنگام مصاف پهلوان است علي

هر ضربه كه مي زند به شيطان رجيم

تضمين بهشت جاودان است علي

لشگر عددي نبود در حرب علي

تشنه به قتال كافران است علي

در معركه چشم فتنه را كور كند

شمشير به فرق دشمنان است علي

با خنده مظلوم علي خشنود است

ويران گر ظلم پيشه گان است علي

با اشك يتيم ديده اش باراني

با قوْتِ فقير شادمان است علي

قانع به نمك و قرص ناني باشد

با اينكه نعيم آب و نان است علي

آن زاهد شب كه شير روزش خوانند

سالار همه دلاوران است علي

آري سه طلاقه كرد دنيايي را

الحق كه امام زاهدان است علي

هر ذائقه با ولاي او شيرين است

عطر گل و طعم زعفران است علي

او را نشناخت جز خدا و احمد

از بس كه لطيف و دلستان  است علي

آن مير مهيمني كه ما را در حشر

از دوزخيان نگاهبان است علي

روزي كه كسي به داد امت نرسد

آنكس كه به فكر دوستان است علي

امضاي شفاعت است با مهر علي

در حشر جواز مومنان است علي

آرامش شيعيان عا لم مهدي است

آرامش صاحب الزمان است علي

از عدل علي كه مي توان گفت سخن

جايي كه شهيد هر زمان است علي

 

سروده محمود ژوليده

 

+ نگارش  90/08/02ساعت 5:21  فرستنده کبوتر حرم  | 

 

آلبانی: زمان و موقعیت برده کسی نیست.

اسپانیایی: تسلیم شدن به یک اشتباه باعث اشتباه دیگری می شود.

یونانی: جویبار بهتر از آبشار سنگ را سوراخ می کند.

روسی: بهتر است دیر شروع کنی تا اصلا شروع نکنی.

عبری: کسی که چیزی می دهد نباید یادش بماند و کسی که می گیرد نباید فراموش کند.

ایتالیایی: تنها هدف گیری مهم نیست٬زدن به هدف هم مهم است.

 

+ نگارش  90/07/29ساعت 22:40  فرستنده ساحل  | 

 

معيارهاى انتخاب همسر

 

بسم اللّه الرحمن الرحيم

خدمت با سعادت مرجع شيعه آيت اللّه العظمى صافى گلپايگانى .
با سلام ! .
مـشـكل من انتخاب همسر آينده ام مى باشد, چندى است كه در مورد انتخاب همسرم مشغول فكر كـردن وانتخاب معيارهاى درست , كه مورد قبول خداوند متعال باشد, هستم , معيارهايى كه مورد قـبـول عـقـل و شـرع باشد و مرا در زندگى مشترك , با زنى به خوشبختى كامل و آنچه مورد نظر اسلام است , برساند .
مـعـيارهاى من , عبارتند از: هم فكرى و هم عقيده بودن , مشترك بودن مكتب و ديدگاه و جهان بينى , ازنظر روحى و فكرى بهم نزديك بودن و در يك كلام هم شان بودن , از نظر فكرى .

بـه ثروت , زيبايى , تحصيلات و غيره اهميت نمى دهم , هرچند اين مسايل را انكار نمى كنم بهرحال انسان دوست دارد همسرى زيبا, داراى تحصيلات عاليه داشته باشد, ولى به نظر من , وقتى انسان با دخترى كه با او هم فكر و هم عقيده است , ازدواج كند, خودبخود همه اين مسايل حل مى شود .

زيرا به نظر خود, طرز تفكر من , شعاع بسيار وسيعى در مورد معيارهاى ازدواج دارد, هم فكر بودن , فكر من اينست كه به تحصيلات و كسب دانش تا آخر عمر ادامه دهم , دائما در مورد مسايل مختلف فـكـر كـنم , ازگناه و معصيت الهى پرهيز كنم , در زندگى فردى باشم كه گوش به فرمان عقل بـاشـد و عقلش براحساساتش غلبه داشته باشد, و در يك كلام انسانى باشم كه خداوند خواستار آن انـسـان و مـورد تـوجـه خداوند باشد ميل دارم همسرم , خانوده اش و فاميلش داراى اين طرز تفكر باشند, مهمتر, خود آن زن , اين طرز تفكر را داشته باشد, طرز تفكرى اسلامى و مورد قبول خداوند .

ولـى مـشكل من در اينجا خود را نشان مى دهد, چگونه بفهمم دخترى داراى اين شرايط است , من دردانشگاه تحصيل مى كنم , در اين دانشگاه دختر و پسر مشغول تحصيل هستند از طرفى از ارتباط كـلامـى بـا دخـترها پرهيز دارم و از طرفى مايلم بدانم كدام دختر در اين دانشگاه يا در شهر محل سكونتم, داراى اين طرز تفكر است .

بـاور كـنـيـد وقتى در تخيل و رؤيا, به اين مساله فكر مى كنم كه مشكلم حل شده است , آن دختر مـوردعـلاقـه ام را پـيـدا كـرده ام و بـا او ازدواج كرده ام , آنچنان آرامش و اطمينان تمام وجودم را [فرا]مى گيرد, كه وصف ناشدنى است .
اكـنون كه مشغول نوشتن اين نامه براى حضرتعالى هستم ,مانند مرغى سرگردان و حيران هستم , نمى دانم با چه دخترى وصلت كنم .
مـعـيـار مـن , خـانه , داراى زيبايى و نيست , معيار من هم فكر و هم عقيده بودن است , زيرا با چنين دخترى ,زندگى را شروع كردن , آغاز خوشبختى است .
مـى خواهم از نظر جناب عالى مطلع شوم و راه درست , كه مورد قبول حضرت حق باشد را, شما به من نشان دهيد چگونه همسر آينده ام را بشناسم ؟ و آيا اين معيارها درست است و اشتباهى در مورد انتخاب معيارهايم ندارم ؟ مرا راهنمايى كنيد تا از اين سرگردانى نجات پيدا كنم و هر روز تمايل به كـسـى پـيـدا نكنم و پيش خود خيال نكنم اين همان است كه بدنبالش مى بودم و بعد ببينم سراب اسـت البته تمايل من فقطنگاه است و نه حتى چشم چرانى , بلكه نگاهى كوتاه و سريع , حتى از نگاه به نامحرم , اگر چه كوتاه , ابا دارم ,ولى بعضى مواقع چشم من به كسى مى افتد و هر چه ديده بيند, دل كند ياد .

با تشكر .

 

بسم اللّه الرحمن الرحيم

انشااللّه تعالى موفق و مشمول عنايات حضرت بقية اللّه , ارواح العالمين له الفدا, باشيد .
مـرقـوم مـفـصـل شـمـا رسيد در مورد ازدواج كه نظر حقير را خواسته ايد, همانطور كه مى دانيد ازدواج يكى از سنن مهم اسلام و مورد ترغيب و تشويق بسيار است و از حضرت رسول , صلى اللّه عليه و آلـه , روايت است كه فرمود: (النكاح من سنتى) (1) و در احاديث ديگر است: (من تزوج فقد احرزنصف دينه) (2) .
اميد است حال كه در صدد انجام اين سنت هستيد چنانكه در نظر داريد, موردى كه از جهت ايمان وتـوافق اخلاقى مناسب باشد, فراهم شود ولى در انتخاب همسر بيشتر از معارف , فحص و جستجو تاحدى كه به مرحله وسواس و مانع از اخذ تصميم شود, صحيح نيست همين قدر كه از جهات مورد نـظـر, بـخـصـوص ديانت, عفت و اخلاق شناخته شود و پدر و مادر شما و افرادى كه به آنها اعتماد داريد, نيز مورد را مناسب بدانند, بقيه امر و آينده همه با خداوند متعال است .
بـا تـوكـل بـه خدا و طلب خير از خدا و به نيت انجام سنت دينى اقدام نماييد و آينده امورى را كه انـسـان در جـريـان آن مـؤثر نيست , همه را به خدا واگذار نماييد كه : ((و من يتوكل على اللّه فهو حسبه )) (3) .

والسلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته .

لطف اللّه صافى .

 

1- مجلسى , محمد باقر , بحارالانوار , ج 22 , ص 180 , ازدواج , از سنت من است .
2- كـلـيـنـى , محمد , كافى , ج 5 , ص 329 , آنكس كه ازدواج كند , نصف دينش را حفظ كرده است .
3- سوره مبارکه طلاق , آيه 3 , و هر كس بر خداوند توكل كند , همو وى را كافى است .

 

 

کتاب : با جوانان

آيه الله صافى

 

+ نگارش  90/07/21ساعت 1:52  فرستنده سربدار  | 

 

صربستان: نصیحت مثل داروست٬هرچه تلخ تر مفیدتر.
انگلیسی: کمتر کسی از نصیحت خوشش می آید و آنان که بدان محتاج ترند از آن بیزارند.
ایتالیایی: کودکی که به او تجارت نیاموزی دزدی می آموزد.
چینی: اندرزهای خوب دل عاقل را می شکافد و از گوش نادان عبور می کند.

اسپانیایی: عبارات خوب وقتی کوتاه ترند موثرتر هستند.

عربی: رفتار سبک احترام را از بین می برد.

 

+ نگارش  90/07/03ساعت 9:23  فرستنده ساحل  | 

 

هوای آمدنت ...

 

دلم هواي تو كرده هواي آمدنت

صداي پاي تو آيد صداي آمدنت

بهار با تو بيايد به خانه ي دل ما

سري به خانه ي ما زن صفاي آمدنت

هنوز مانده به يادم كه مادرم مي خواند

زمان كودكي ام قصه هاي آمدنت

حساب كردم و ديدم كه با حساب خودم

تمام عمر نشستم به پاي آمدنت

چقدر وعده ي وصل تو را به دل بدهم

چقدر جمعه بخوانم دعاي آمدنت

نيامدي و دلم شكستي اي مولا

چه نذرها كه نكردم براي آمدنت

 

**********

برگوش دلم رسد صدایت مهدی
بوسه بزنم به خاک پایت مهدی
یکبار اگر دیده ببیند رویت
صدبار کنم جان به فدایت مهدی

 

+ نگارش  90/07/02ساعت 15:15  فرستنده کبوتر حرم  | 

زمان براي هيچ كس نه متوقف مي شود نه بر مي گردد ونه اضافه مي شود .

                                                           شيللر

آزمودگی انسانها ، از زر هم با ارزشتر است .

                                                           اُرد بزرگ
به انسان تندرستی و ثروت بدهید ، او هر دو را در جستحوی سعادت از دست خواهد داد .

                                                           پوشه

افراد پست و فرو مایه از خطاهای اشخاص بزرگ لذت فراوان می برند.

                                                           شوپنهاور
آزادي يعني مسؤوليت؛ براي همين است كه بيشتر انسان‌ها از آن وحشت دارند.

                                                           جرج برنارد شاو
فقط کارهای جسورانه به حساب می آیند .

                                                           اسکاول شین
محبت نیرومندترین جادوها است.

                                                           گولاس
هرگز نمی توانیم صفت خوبی را در دیگران بشناسیم مگر اینکه از آن بویی برده باشیم . 

                                                           چینگ

بعضی ها طوری هستند که دوستانشان هرقدر از آنها پایین تر باشند بیشتر دوستشان دارند .

                                                           چترفیلد

زیاد زیستن تقریبا آرزوی همه می باشد ولی خوب زیستن آرمان یک عده معدود.

                                                           هیوز

خود را برای پیشرفت مردم ارزانی دار تا مردم پشتیبان تو باشند .

                                                           اُرد بزرگ

 

+ نگارش  90/06/21ساعت 18:11  فرستنده صیاد  | 

 

زندگینامه سيد حسن صدر

ظهر جمعه بيست و نهم ماه مبارك رمضان سال 1272 هجرى قمرى ، در شهر كاظمين (ع ) كودكى به دنيا چشم گشود، كه نام او را حسن انتخاب كردند.
خاندان حسن از نظر اصالت ، اهل جبل عامل لبنان بودند، كه به خاطر ظلم و ستم حاكمان متجاوز به عراق و اصفهان مهاجرت كرده و در شهرهاى مختلف پراكنده شده بودند.
افراد خاندان حسن ، همگان اهل علم و دانش مردان مجاهد و مبارزه با ظلم و ستم بودند و اين كودك در چنين خانواده اصيل و مؤ من و نجيب و پاكى چشم به دنيا گشوده بود.
سيد حسن دوران كودكى خود را در آغوش گرم و لبريز از ايمان و دانش پدرش سيد هادى فرزند سيد محمد عاملى موسوى سپرى مى كرد و از همان زمان ، علم و فضيلت را همراه با شير مادر و خوراك روزانه مى بلعيد و مى آموخت ، تا آن جا كه هنوز به پانزده سالگى نرسيده بود، كه علوم صرف و نحو و معانى و بيان و بديع و علم منطق را به خوبى فرا گرفت و در اين علوم به مقام بلندى دست يافت .
سيد حسن از همان دوران كودكى خود، داراى هوش سرشار، همت بلند، نشاط و شوق فراوان و روح جستجوگر و پر تلاش بود، و به همين خاطر در زمينه تحصيل علم و دانش ، در ميان كودكان هم سن و سال خود به درخشش و برازندگى خاصى آراسته بود.
هنوز هيجده سال او تمام نشده بود، كه دوره علوم سطح فقه و اصول را نزد پدر بزرگوار خود و ساير استادان با دقت و كوشش فراوان به خوبى فراگرفت و در همان سن و سال در حوزه علمى كاظمين (ع) به شهرت و عظمت درخشانى دست يافت و همگان او را به عنوان جوان عاقل و فاضل و خوش اخلاق و نيك رفتار ياد مى كردند.
او به دستور پدر خود از سال 1290 به حوزه علمى (نجف اشرف) هجرت كرد و مدت هفت سال دوره خارج علوم فقه و اصول و حكمت را نزد استادان بزرگى چون : مولا محمد باقر مشكى ، مولا شيخ محمد تقى گلپايگانى و شيخ عبدالنبى طبرسى گذرانيد و به توانائى براى استنباط و اجتهاد احكام اسلامى رسيد.
مجدد بزرگ ، ميرزا حسن شيرازى از سال 1291 از نجف اشرف به (سامرا) هجرت كرد و آن جا را حوزه عظيم علمى قرار داد، و سيد حسن هم براى رونق بخشيدن به حوزه تازه شكل گرفته (سامرا) از سال 1297 به آن پايگاه شتافت و به عنوان يك شاگرد فاضل نيرومند و سرشناس ، حوزه درسى ميرزاى شيرازى بزرگ را جلوه و عظمت زيادى بخشيد.
سيد حسن غير جنبه علمى بلند، داراى روح ايمان ، صفاى باطن ، سوز احساس مسؤ وليت و اخلاق پاك و جذابى بود و به همين دليل توانست حوزه درسى استاد و فضاى محيط علمى را به يك محيط صفا و صميميت ، فضاى معنوى و انسانى و بستر اخوت و بردارى در آورد، و پيوند برادرى اسلامى را تحكيم و جلوه درخشانى ببخشد.
او عنصر ايمان و تلاش و تحرك بود، ساعاتى را با استادان به سر مى برد، ساعاتى براى براى شاگردان خود تدريس مى كرد، ساعاتى را براى بحث و مناظره ترتيب داده بود و در مدت هفده سالى كه وى در حوزه (سامرا)تلاش مى كرد، آن حوزه را به صورت يك پايگاه عظيم علمى و اخلاقى در آورده و علم و اخلاق و معنويت آنجا در سطح بلندى قرار گرفته بود.
وضع كوشش و جديت سيد حسن صدر، درباره درس خواندن و مطالعه براى رشد و تعالى علمى آنطور بود كه مدت دوازده سال با همدرس ديگر خود ميرزا محمدتقى شيرازى هم مباحثه بود و هرگز از مطالعه و مباحثه غفلت نداشت.
در سال 1314 مرجع بزرگ ميرزا محمدحسن شيرازى ، استاد سيد حسن صدر و ديگران با يك دنيا عظمت و سربلندى زندگى را بدرود گفت و جهان اسلام را به ماتم نشانيد، در اين زمان سيد حسن صدر، كه به مقام بلند اجتهاد رسيده و از درس و بحث معمول بى نياز گرديده بود، آن حوزه را ترك گفت و به وطن اصلى خود كاظمين (ع) هجرت نمود. در آن حوزه وقت خود را ميان امامت جماعت ، مطالعه در كتابخانه تدريس طلاب ، مباحثه علمى ، ارشاد و تبليغ و تاليف و تصنيف و تحقيق كتابهاى علمى تقسيم نمود.
آن گاه كه در محراب عبادت قرار مى گرفت، حال و هواى معنوى امام زين العابدين (ع) را در برابر خود مجسم مى كرد، هرگاه كه در كتابخانه مشغول مطالعه مى شد، با همه وجود در عمق درياى علم و دانش فرو مى رفت ، آن گاه كه بر كرسى تدريس مى نشست چون چشمه فياضى علم مى بارانيد، و هرگاه قلم بدست مى گيرد با نهايت قدرت و دقت مسائل و مشكلات علمى را بر پيشانى كاغذ مى نگاشت .
بارى ، سيد حسن صدر حوزه علمى كاظمين (ع) را تحرك و رونق چشمگيرى بخشيد، اما از اقامت او در آن مركز بزرگ بيش از دو سال نگذشته بود كه پدر خود آيت الله سيد هادى صدر را از دست داد و سوگ پدر براى او مصيبت سختى را بوجود آورد.
پس از درگذشت استاد بزرگ ميرزاى شيرازى بزرگ ، افراد به خانه سيد حسن صدر هجوم آوردند، تا به عنوان مرجع تقليد از او تقليد كنند، ولى او اين مسئوليت را نپذيرفت و مردم را به پسر عموى خود آيت الله سيد اسماعيل صدر ارجاع داد ولى به سال 1338 كه وى وفات يافت ، آيت الله سيد حسن صدر عهده دار مقام عظيم مرجعيت تقليد گرديد و رساله عملى او براى مقلدين چاپ و منتشر شد.
آثار علمى و فرهنگى آيت الله صدر، فراوان است وى غير از مقام عظيم مرجعيت ، كتابخانه بسيار مهمى متشكل از هزاران جلد كتاب خطى و چاپى در كاظمين (ع) تاسيس نمود، كه جرجى زيدان هم آن را مورد تعريف و تمجيد قرار داده است .
اضافه بر اين ، آيت الله سيد حسن صدر، در زمينه علوم فقه ، اصول ، رجال ، درايه ، منطق ، حديث ، تاريخ ، حكمت ، اخلاق ، كلام ، تفسير، هيات و علوم ادبى بيش از هفتاد اثر مهم علمى نوشته ، كه تعدادى از آنها بدين قرار است :
1- در شرح عقايد جعفرى .
2- سبيل الصالحين .
3- احياء النفوس ، باداب سيد بن طاووس .

4- سبيل الرشاد، در شرح نجاه العباد.
5- المسائل المهمه ، براى مقلدين .
6- شرح وسائل الشيعه .
7- مجالس المومنين ، در تاريخ ائمه معصومين (ع).
8- حاشيه بر عروه الوثقى .
9- فرقه ناحيه .
10- خلاصه علم نحو.
11- وفات الاعلام من شيعه الكلام .
12- رساله اخلاق و سير و سلوك .
13- الشيعه و فنون الاسلام .
14- تاسيس الشيعه الكرام لعلوم الاسلام .
دو كتاب اخير از آثار ابتكارى و بى نظير در اين زمينه مى باشد و به اوج و عظمت مولف بزرگ آن شكوه و جلوه خاصى بخشيده است .
آيت الله العظمى سيد حسن صدر، كه در مقام مرجعيت تقليد و با فكر و فرهنگ خود براى جامعه اسلامى خدمات مفيد و ماندگارى انجام داد، عصر پنجشنبه يازدهم ربيع الاول سال 1354 هجرى قمرى به 86 سالگى در بيمارستان بغداد زندگى را بدرود گفت ، حدود يكصد هزار نفر از جنازه او تشييع و تجليل كردند و او در جوار جد خود امام موسى بن جعفر (ع ) آرميد.
به مناسبت رحلت اين عالم ربانى ، آيت الله سيد ابوالحسن اصفهانى در عراق سه روز عزاى عمومى اعلام كرد، كشورهاى ايران ، افغانستان ، هند، سوريه و لبنان ، مدت هفت روز سوگوارى نمودند و به پاس خدمات علمى و عظمت مرجعيت تشيع ، حتى مطبوعات عراق و لبنان هم تجليل به عمل آوردند.

 

کتاب : داستانهاى كودكى بزرگان تاريخ
احمد صادقى اردستانى

 

+ نگارش  90/06/06ساعت 9:15  فرستنده ساردین  | 

 

نصيحت درباره سعادت دنيا و آخرت

 

محضر مرجع عاليقدر, حضرت آيت اللّه العظمى حاج شيخ لطف اللّه صافى (دام ظله الشريف )
با سلام !
بـا تـوجـه بـه ايـنـكـه جـنابعالى با بزرگان زيادى مانوس بوده ايد, مستدعى است نصيحتى را كه راهگشاى سعادت دارين باشد, مرقوم فرماييد كه : (فان الذكرى تنفع المؤمنين) (1) .

 

بسم اللّه الرحمن الرحيم

عالم و هر چه در آن است و همه حوادثى كه در آن واقع مى شود, گردش سال و گذشت عمر و شـب و روز, زمـيـن و آسمان , فقر و توانگرى , تندرستى و بيمارى , جوانى و پيرى , زندگى و مرگ , ذلـت و عـزت وهـر چـه را مـى بينيم و پيدايش هر چيز و نشو و نماى آن و تغييراتى كه در آن پيدا مى شود, تا مرگ و فناى آن , همه پند و نصيحت است .
اگـر نـظـر انـسـان , نـظر عبرت باشد و از ظاهر دنيا, باطن آن را بشناسد, نگاهش به هر چيزى و هـرپـديده اى او را از جهات متعدد هشيار و بيدار مى سازد و در هر ذره اى از ذرات عالم امكان و هر برگى ازبرگهاى درختان , ابوابى از معرفت و راههايى براى نيل به سعادت مى يابد, به شرط اينكه در زمـره آنـان بـاشد كه : ((و يتفكرون فى خلق السماوات ربنا ما خلقت هذا باطلا)) (2) در شان آنهااست و از مردمانى كه وصف آنها ((لهم قلوب لايفقهون بها ولهم اعين لايبصرون بهاو لهم اذان لا يسمعون بها)) (3) است , نباشد .
بـنـابـرايـن , كـتاب تكوين ـ سراسرش و تمام ذراتش , كلمات , آيات و حروفش ـ پر است از موعظه ونصيحت , به شرط اينكه , شخص , سواد خواندن آن و عقل فهم معانى آن را داشته باشد .
كـتـاب بـزرگ وحـى و تـشريع قرآن مجيد نيز مثل همان كتاب تكوين , متضمن هدايت , نصيحت وارشـاد اسـت هـر چـه انسان آن را بيشتر بخواند و در معانى آيات آن بيشتر تامل كند, به مواعظ و نصايح بيش و بيشتر راهنمايى مى شود شما در هر رشته اى نصيحت بخواهيد مى توانيد از اين كتاب اعظم آسمانى دريافت كنيد .
اوصاف عبادالرحمن را در سوره مباركه فرقان بخوانيد .
تـعـلـيـمات اخلاقى و اجتماعى را در مثل سوره اسرى , آيات 22 تا 39, قرائت كنيد آيات بشارت و انذارآن , همه نصيحت و هشدار دهنده است بيان اوصاف مؤمنين , اصحاب ميمنه , اصحاب يمين و اصـحـاب شـمال , آموزنده و نصحيت است قصص قرآن , سرگذشت انبيا و رجال الهى و سؤ عاقبت كفار, ارباب معاصى , فراعنه و جباران , پند و اندرز و هدايت به صراط مستقيم است , همه را بخوانيد و پيوسته تكراركنيد و در مضامين آنها تامل نماييد در مثل اين آيات كريمه تامل كنيد و سعى كنيد بـه حـقيقت مفاد آنهابرسيد: ((تلك الدار الاخرة نجعلها للذين لايريدون علوا فى الارض و لافسادا والـعـاقبة للمتقين )) (4) , ((واضرب لهم مثل الحيوة الدنيا كما انزلناه من السمافاختلط به نبات الارض فاصبح هشيما تذروه الرياح و كان اللّه على كل شئ مقتدرا)) (5) , ((فمن يعمل مثقال ذرة خـيـرا يـره و من يعمل مثقال ذرة شرايره )) (6) , ((و كاين من آية فى السماوات و الارض يمرون عـلـيـهـا و هـم عـنهامعرضون )) (7) , ((كم تركوا من جنات و عيون و زروع و مقام كريم و نعمة كـانـوافيها فاكهين )) (8) , ((افرايت ان متعناهم سنين ثم جاهم ماكانوا يوعدون مااغنى عنهم ما كانوا يمتعون )) (9) .
خـلاصـه , قـرآن نورى است كه اگر از آن روشنى طلب شود, همه تاريكيها را از ميان مى برد اگر بـه زبـان عربى , آشنايى نداريد, تفسير اين آيات را در تفاسير فارسى , مثل منهج الصادقين و تفسير ابوالفتوح رازى , بخوانيد .
هـمـراه بـا قـرآن , مـواعـظ و نصايح رسول خدا, صلى اللّه عليه و آله , و مواعظ اميرالمؤمنين , عليه السلام , را درنهج البلاغه و كتابهاى ديگر, و نصايح ساير ائمه معصومين , عليهم السلام , را كه حاملان علوم قرآن ومفسران حقيقى كتاب خدا مى باشند, بخوانيد .
سـعـى كـنـيـد در حـدى كـه مـى تـوانيد, حقوق برادران و خواهران ايمانى را رعايت كنيد, براى قـضـاى حـوايـج مـردم , خصوصا طبقات ضعيف تلاش كنيد, حضور در جماعات و جلسات دينى و مذهبى را ترك نكنيد .
تـوفـيـق بـه نـماز شب را بسيار مهم و مغتنم بدانيد و از ياد خدا در هر حال غافل نباشيد, شبهاى جمعه دعاى كميل و روزهاى آن , دعاى ندبه را بخوانيد .
سـخـت تـر از آنـچه شخص در امور مالى , از شريك و طرف معامله خود حساب مى خواهد, خودتان به دقت , به حساب كارهاى خودتان برسيد كه فرمودند: ((ليس منا من لم يحاسب نفسه فى كل يوم فان عمل حسنا استزاداللّه و ان عمل سيئا استغفراللّه منه و تاب اليه )) (10) .
نيت خود را خالص كنيد و خود را به هيچ كس و هيچ چيز, جز خدا و ثواب خدا نفروشيد .
بـا حـضـرت بـقـيـة اللّه, قـطب عالم امكان, ارواح العالمين له الفدا, ارتباط قلبى را مستمر بداريد فرامـوش نـكـنـيـد كه رعيت آن حضرت و تحت ولايت آن حضرت هستيم هر چه بتوانيم كارهاى خـودمـان را بـه حساب ايشان و خدمت به اهداف و مقاصد بلند ايشان , كه اعلا كلمه اسلام و عزت مسلمين است ,بگذاريم و همه دوستان , شيعيان و منتظران ظهور آن بزرگوار را صميمانه دوست بداريم .
امـيـد اسـت سـعـادتـمـند باشيد و به مقامات عاليه , كه فقط با پيروى از اهل بيت , عليهم السلام , حاصل مى شود, نايل گرديد.
خـداوند, شما و ما و همه مؤمنين را, از گرفتار شدن در دامهاى شياطين انسى و جنى و اهل بدع, حفظفرمايد .
اگـر در مـظان اجابت دعوات , حقير را از دعاى خير, مخصوصا براى سلامتى ايمان, حسن عاقبت وتوفيق فراموش ننماييد, بسيار متشكر خواهم بود .

والسلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته
لطف اللّه صافى


1- ذاريات , آيه 55 , اندرز , مؤمنان را سود دهد .
2- آل عـمـران , آيـه 191 , و در آفـريـنـش آسـمـانـهـا و زمـين مى انديشند كه پروردگارا اين را بيهوده نيافريده اى ! .
3- اعـراف , آيـه 179 , دلـهايى دارند كه با آن در نمى يابند , و ديدگانى دارند كه با آن نمى بينند , وگوشهايى دارند كه با آن نمى شوند .
4- قـصـص , آيـه 83 , ايـن سـراى آخـرت است , آن را براى كسانى كه در روى زمين نمى خواهند سركشى و تبهكارى كنند , مقرر داشته ايم , و سرانجام نيك , از آن پرهيزكاران است .
5- كهف , آيه 45 , و براى آنان زندگى دنيوى را به آبى مثل بزن كه آن را از آسمان نازل كنيم و به آن گـل و گياه زمين آميزد , و سرانجام خرد و خوار شود كه بادها پراكنده اش كنند , و خداوند بر هر كارى تواناست .
6- زلـزال , آيـات 7 و 8 , پـس هـر كـس همسنگ ذره اى , عمل خير انجام داده باشد , [پاداش ] آن رامى بيند و هر كس همسنگ ذره اى عمل ناشايست انجام داده باشد , [كيفر] آن را مى بيند .
7- يوسف , آيه 105 , و چه بسيار نشانه [و مايه عبرت ] در آسمانها و زمين هست كه بر آن مى گذرند وهم آنان از آنها رويگردانند .
8- دخـان , آيـات 25 , 26 , 27 , چـه بـسـيار باغها و چشمه ساران از خود باقى گذاردند , و [نيز] كشتزارها وخانه هاى نيكو و نعمتى كه در آن خوش و خرم بودند .
9- شـعـرا , آيـات 205 , 206 و 207 , مـلاحـظـه كـن كه اگر سالها برخوردارشان سازيم , پس از آنچه بيمشان داده ايم , به سراغ آنان آيد , آن برخورداريشان به كار آنان نيايد .
10- كلينى , محمد , كافى , ج 2 , ص 453 .

 

کتاب : با جوانان

آيه الله صافى

 

+ نگارش  90/04/09ساعت 11:51  فرستنده صیاد  | 

 

گاهی سکوتم ، دشمن را فرسنگها از مرزهای خودش نیز به عقب می نشاند .

                                                             نادر شاه افشار

زبان یگانه آلت تیزی است که با استعمال زیاد تیزتر می گردد .

                                                             واشنگتن ایروینگ

خشمگین شدن انتقام خطاهای دیگران را از خود گرفتن است .

                                                             والتر پوپ

آنان که زندگانی را بستری از گلهای سرخ می دانند ، همیشه از خارهای آن شکایت دارند .

                                                             ویلیام آلن وایت

اگر باخردی ، هرگز گرد بدی مگرد ، که نیکوترین کسان آن بود که بیرون و درونش پاکیزه و نیک باشد .

                                                             بزرگمهر

تا زماني كه توده مردم براي بهبود حال يكديگر احساس مسؤوليت نكنند، عدالت اجتماعي تحقق نمي‌يابد.

                                                             هلن كلر

 

+ نگارش  90/03/15ساعت 20:31  فرستنده سربدار  | 

 

14 خرداد سالروز عروج پیر جماران بر رهروان راهش تسلیت باد.

 

+ نگارش  90/03/14ساعت 7:20  فرستنده سربدار  | 

 

از مال حلال به فرزندان بخورانيد ...

 

آيـة اللّه الـعـظمى سيد محمد كاظم يزدى مرجع بزرگ عالم تشيع ،دراواخر عمر با بركت خويش روزى عـده اى از بـزرگـان نجف رادرجلسه اى گرد هم آورد و چهار نفر را به عنوان وصى براى خود معين نمود تا پس از مرگش مقدارى از وجوهات شرعيه را كه نزد ايشان بودبه مجتهد بعد از وى تحويل دهند.

در هـمـين حال يكى از نوادگان ايشان به نام حاج آقا رضا صاحب كتاب بزم ايران به سيد عرض كـرد: بـعـضـى از نوادگان شما يتيم هستندو تا به حال تحت سرپرستى شما بوده اند، خوب است چيزى از اين اموال را هم براى آنها تعيين كنيد.

سـيـد بـا آن حـال كـسالتى كه داشت فرمود: نوادگان من اگر متدين هستند خدا روزى آنها را مى رساند و اگر نه چگونه از مالى كه از آن من نيست به آنها كمك كنم .

بـدين ترتيب حاضر نشد از اموال بيت المال استفاده شخصى نمايدو به فرزندانش بخوراند و همين بـاعث شد كه در آينده فرزندان ونوادگان ايشان جزو ستارگان علم و انديشه و از فقها و صاحب نظران طراز اول عالم اسلام گردند .

 

                             سيد محمد كاظم يزدى فقيه دورانديش , ص 140

 

+ نگارش  90/03/13ساعت 2:16  فرستنده ساحل  | 

 

مثل آلمانی : برای مرد گرسنه ساعت هر چند بخواهد باشد هنگام ظهر است.

مثل فرانسوی : صاعقه به قلل بزرگ اصابت می کند.

مثل چینی : موقعی که دهانت می خورد بگذار با شکمت مشورت کند .

مثل اسپانیولی : هیچ چیز اسان تر از فریب دادن یک فرد درستکار نیست .

مثل فرانسوی : وعده که کردی مقروض می شوی، مقروض که شده وعده می کنی .

 

+ نگارش  90/03/07ساعت 20:12  فرستنده صیاد  | 

 

یک سوال، یک مکث، یک تفکر ...

 

     انصافا آیا با عرضه اندام نمودن خود به دیگران (بد حجابی یا بی حجابی) می توان آرامش را برای خود مهیا سازیم ؟؟؟؟.....

... و یا با جلب توجه جنسی شور و هیجان نامشروع را به خود و دیگران هدیه می دهیم؟؟؟...

 

+ نگارش  90/02/28ساعت 9:7  فرستنده صیاد  | 

 

سعی کنید همیشه حاضر جواب باشید، ولی میدونید چه جوری :

 

جواب سلام را با عليک سلام بده ،

جواب تشکر را با تواضع،

جواب کينه را با گذشت،

جواب بي مهري را با محبت،

جواب ترس را با جرأت،

جواب دروغ را با راستي،

جواب دشمني را با دوستي،

جواب زشتي را به زيبايي،

جواب توهم را به روشني،

جواب خشم را به صبوري،

جواب سرد را به گرمي،

جواب نامردي را با مردانگي،

جواب همدلي را با رازداري،

جواب پشتکار را با تشويق،

جواب اعتماد را بي ريا،

جواب بي تفاوت را با التفات،

جواب يکرنگي را با اطمينان،

جواب مسئوليت را با وجدان،

جواب حسادت را با اغماض،

جواب خواهش را بي غرور،

جواب دورنگي را با خلوص،

جواب بي ادب را با سکوت،

جواب نگاه مهربان را با لبخند،

جواب لبخند را با خنده،

جواب دلمرده را با اميد،

جواب منتظر را با نويد،

جواب گناه را با بخشش،

هيچ وقت هيچ چيز و هيچ کس را بي جواب نگذار، مطمئن باش هر جوابي بدهي ،يک روزي ، يک جوري ، يک جايي به تو باز مي گردد .

 

+ نگارش  90/02/28ساعت 4:50  فرستنده سربدار  | 

 

چگونه می توان دیگران را نسبت به نماز ترغیب و تشویق کرد ؟

 

پاسخ : احساس مسئولیت شما در قبال خویشاوندی که وظیفه دینی خود را انجام نمی دهد بسیار قابل تقدیر است. امیدواریم که خداوند پاداش نیک به شما عطا نماید .

برای ترغیب و تشویق به نماز، در آغاز بایستی زیر بناهای فکری خود را مورد برسی قرار داده و در اصلاح آن کوشید. دیدگاه فرد در مورد خداوند، جهان هستی، انسان، معاد و اموری است که دارای نتیجه مستقیم در عملکرد فرد است. پس باید به تقویت و اصلاح این مبانی کوشید . نماز، عملی است که در مجموعه عقیده توحیدی، دارای معنا و فلسفه است. پس در آغاز بایستی این مجموعه شناخته شود تا نماز جایگاه خود را در ذهن و اندیشه فرد باز نماید. در بینش توحیدی اسلام و دیگر ادیان الهی، انسان موجودی است که به سوی کمال و لقای پروردگار در حرکت است.

« اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا إلَیهِ راجعُونَ » از خداییم و به سوی او باز می گردیم. حال در این مسیر، ابزارهایی به مدد انسان می آید، تا او را از فراموش کردن مسیر و هدف باز دارد که از مهم ترین آنها نماز است. « أقِمِ اَلصَّلاةَ لِذِکرِی » نماز را برای یاد من بپادار .

آدمی بدون نماز، راه را گم خواهد کرد. نمازهای پنج گانه همانند چراغهای برق هستند که مسیری طولانی و پر خطر را روشن کرده اند تا کسی راه را گم نکند و به بیراهه و سقوط کشانده نشود. آنچه که موجب می گردد و برخی از نماز، رویگردان باشند و یا نسبت به آن تساهل کنند، نداشتن فلسفه نماز و یا درکی غلط از آن است. برخی چنین می پندارند که نماز انسان، نیازی را از خداوند برطرف می کند که البته خیالی و واهی است. خداوند نیازی و هیچ مخلوقی ندارد از این رو آنچه که به عنوان عبادات بر آن تأکید شده، جملگی در جهت کمال انسان است. نماز دارای آثار و فلسفه های متعدد دیگری نیز هست که به آن اشاره می کنیم :

1- نماز، تقدیر و سپاس از خداوند است .

2- موجب آرامش انسان است .

3- موجب یاد خداست .

4- نماز زمینه پرهیز از گناه را در انسان فراهم می کند .

5- تأکیدی بر نظافت و سلامتی است .

6- موجب انضباط و وقت شناسی است .

7- دارای آثار وحدت بخش اجتماعی است .

با عمل خویش انگیزش خواندن نماز را در آنها ایجاد کنید. سعی کنید شما و دیگران، نمازتان را هنگام حضور آنها برگزار کنید و شور و اشتیاق خود به نماز و راز و نیاز را هرچه بهتر به منصه ظهور برسانید.

 

+ نگارش  90/02/25ساعت 16:24  فرستنده ساحل  | 

 

چرا همه‌ي ما به دانشگاه آزاد عشق مي ورزيم؟

الف: چون اگر دانشگاه آزاد نبود ما بي‌سواد مانده و در نتيجه معتاد مي‌شديم.

ب: چون اگر دانشگاه آزاد نبود پدران ما ثروتمند شده و از ياد خدا غافل مي‌شدند.

ج: چون اگر دانشگاه آزاد نبود مردم از داشتن الگوي موفق مديريت محروم شده و جامعه دچار بحران مديريت مي‌شد.

د: چون اگر دانشگاه آزاد نبود مقدار زيادي از وسايل آرايشي و لباسهاي كوتاه و تنگ روي دست فروشنده هاي آنها باقي مي ماند.

نتيجه جالبي به دست آمد از اين قرار سوال :

نظر خودتون رو راجع به راه حل كمبود غذا در ساير كشورها صادقانه بيان كنيد؟

كسي جوابي نداد. چون

در آفريقا كسي نمي دانست غذا يعني چه؟

در آسيا كسي نمي دانست نظر يعني چه؟

در اروپاي شرقي كسي نمي دانست صادقانه يعني چه؟

در اروپاي غربي كسي نمي دانست كمبود يعني چه؟

در آمريكا كسي نمي دانست ساير كشورها يعني چه؟؟؟؟

 

+ نگارش  90/02/20ساعت 19:50  فرستنده صیاد  | 

 

توانگر کسی است  که به آنچه خداوند توانا نصیبش کرده خرسند باشد . زیرا شوریده بخت تر و پراکنده خاطرتر از آزمند کسی نیست .

                                                             بزرگمهر

کشتن گنجشکها کرکس ها را ادب نمی کند .

                                                             آبراهام لينكلن 

وقتی انسان آنقدر ثروتمند شد که بتواند هر چه دلش می خواهد بخرد ، می بیند معده اش بیمار است و همه چیز را هضم نمی کند .

                                                             شاتو بریان

گفتگو با خردمندان و دانشوران ، پاداشی کمیاب است .

                                                             ارد بزرگ

هرگز نمی توانیم صفت خوبی را در دیگران بشناسیم مگر اینکه از آن بویی برده باشیم .

                                                             چینگ

ریشه کارمند نابکار ، در نهاد سرپرست و مدیر ناتوان است . 

                                                             اُرد بزرگ

هيچ‌ چيز غرور مرد را مثل‌ شادي‌ زنش‌ ارضا نمي‌كند; چون‌ هميشه‌ آن‌ را مربوط به‌ خود مي‌داند.

                                                             جونسوند

خود را برای پیشرفت مردم ارزانی دار تا مردم پشتیبان تو باشند .

                                                             اُرد بزرگ

كسانيكه حقيقت را درك كرده اند با افرادي كه حقيقت را دوست دارند برابر نيستند .

                                                             شاتوبريان

 

+ نگارش  90/02/14ساعت 19:31  فرستنده سربدار  | 

 

مقام معلم

 شخصى در مدينه مدرسه اى تاسيس كرد و به آموزش كودكان مشغول بود.

روزى يكى از فرزندان امام حسين (ع ) به مدرسه وى رفت و آيه شريفه الحمدللّه رب العالمين را آموخت .

وقتى به منزل برگشت، آيه را تلاوت كرد و معلوم شد آن را در مدرسه اى از معلم آموخته است .
امـام حسين (ع) هداياى زيادى براى معلم فرستاد به طورى كه موجب شگفتى عده­اى از ياران آن حضرت گرديد.

آنـها نزد امام آمدند و عرض كردند: آيا آن همه پاداش به معلم رواست كه شما در برابر آموزش يك آيه , اين همه هديه براى معلم فرستاده­اى ؟! حضرت فرمود: آنچه كه دادم چگونه برابرى مى­كند با ارزش آنچه كه او به پسرم آموخته است .
ايشان با اين كار ارزش والاى معلم را به تمامى ياران و پيروان خود گوشزد نمود.


                      تفسير برهان , ج 1, ص 43 , داستان دوستان , ج 1, ص 71

 

+ نگارش  90/02/12ساعت 8:1  فرستنده سربدار  | 

زورو بازی در جبهه ها

جثه‌ ريزي‌ داشت‌. مثل‌ همه‌ بسيجيها خوش‌ سيما بود و خوش‌ مَشرَب‌. فقط‌يك‌ كمي‌ بيشتر از بقيه‌ شوخي‌ مي‌كرد. نه‌ اينكه‌ مايه‌ تمسخر ديگران‌ شود، كه‌اصلاً اين‌ حرفها توي‌ جبهه‌ معنا نداشت‌. سعي‌ مي‌كرد دل‌ مؤمنان‌ خدا را شادكند. آن‌ هم‌ در جبهه‌ و جنگ‌.

از روزي‌ كه‌ او آمد، اتفاقات‌ عجيبي‌ در اردوگاه‌ تخريب‌ افتاد. لباسهاي‌نيروها كه‌ خاكي‌ بود و در كنار ساكهايشان‌ قرار داشت‌، شبانه‌ شسته‌ مي‌شد و صبح‌ روي‌ طناب‌ وسط‌ اردوگاه‌ خشك‌ شده‌ بود. ظرف‌ غذاي‌ بچه‌ها هر دوسه‌ تا دسته‌، نيمه‌هاي‌ شب‌ خود به‌ خود شسته‌ مي‌شد. هر پوتيني‌ كه‌ شب ‌بيرون‌ از چادر مي‌ماند، صبح‌ واكس‌ خورده‌ و برّاق‌ جلوي‌ چادر قرار داشت‌...

او كه‌ از همه‌ كوچكتر و شوخ­تر بود، وقتي‌ اين‌ اتفاقات‌ جالب‌ را مي‌ديد، مي‌خنديد و مي‌گفت‌:

ـ بابا اين‌ كيه‌ كه‌ شبها زورو بازي‌ در مي‌آره‌ و لباس‌ بچه‌ها و ظرف‌ غذا را مي‌شوره‌؟

و گاهي‌ مي‌گفت‌: « آقاي‌ زورو، لطف‌ كنه‌ و امشب‌ لباسهاي‌ منم‌ بشوره‌ و پوتينهام ‌رو هم‌ واكس‌ بزنه‌.»

بعد از عمليات‌، وقتي‌ «علي‌ قزلباش‌» شهيد شد، يكي‌ از بچه‌ها با گريه‌گفت‌:
ـ بچه‌ها يادتونه‌ چقدر قزلباش‌ زوروي‌ گردان‌ رو مسخره‌ مي‌كرد...
زورو خودش‌ بود و به‌ من‌ قسم‌ داده‌ بود كه‌ به‌ كسي‌ نگم‌.

                                                      شهید علی قزلباش

 

زمستان‌ سال‌ 67، هنگامه‌ عمليات‌ كربلاي‌ پنج‌ بود و ما با نيروهاي‌ گردان‌در سه‌ راه‌ مرگ‌ مستقر بوديم‌ خمپاره‌هاي‌ 60 ميليمتري‌ مثل‌ باران‌ بر زمين‌مي‌نشستند و هر از چند گاه‌ نيرويي‌ شهيد يا مجروح‌ مي‌شد. در آن‌ ميان‌چشمم‌ افتاد به‌ «حاجي‌ ليايي‌» معاون‌ گردان‌ كه‌ خونسرد و راحت‌ روي‌ خاكريز ايستاده‌ بود و بدون‌ توجه‌ به‌ گلوله‌هاي‌ خمپاره‌ و تيرهاي‌ تك‌ تيراندازان‌عراقي‌، با دوربين‌ چشمي‌ خاكريز دشمن‌ را مي‌پائيد.

خودم‌ بد جوري‌ كپ‌ كرده‌ بودم‌ و ديدن‌ حاجي‌ در آن‌ حالت‌ كه‌ انگار درچهارراه‌هاي‌ تهران‌ ايستاده‌ است‌، برايم‌ خيلي‌ جالب‌ و عجيب‌ بود. درسينه‌كش‌ خاكريز ايستادم‌ و رو به‌ او گفتم‌:

حاجي‌ مواظب‌ باش‌ بد جوري‌ دارن‌ آتيش‌ مي‌ريزن‌...

با همان‌ نگاه‌هاي‌ سنگينش‌، برگشت‌ و نظري‌ انداخت‌ و خونسرد گفت‌:

گر نگهدار من‌ آن‌ است‌ كه‌ من‌ مي‌دانم‌ شيشه‌ را در بغل‌ سنگ‌ نگه‌ مي‌دارد...

ساعتي‌ بعد وقتي‌ آمدم‌ كه‌ از خاكريز رد شوم‌، حاجي‌ ليايي‌ را ديدم‌ كه‌دست‌ مجروح‌ و خونينش‌ را در بغل‌ گرفته‌ و دنبال‌ امدادگر مي‌گردد. باخنده‌گفتم‌:

ـ چي‌ شد حاجي‌؟ آخرش‌ ديدي‌ شيشه‌ شكست‌؟

و همچنان‌ خونسرد خنديد و رفت‌ تا بازويش‌ را پانسمان‌ كنند.

 

                                         مسعود ده‌نمكي‌

                                            www.sajed.ir

 

+ نگارش  90/02/03ساعت 16:17  فرستنده سربدار  | 

 

دباغ در بازار عطر فروشان

 

در تفسير روح البيان ضمن آيه 18 سوره يس داستان به شعر نقل نموده است كه بى مناسبت نيست .
گويد روزى دباغى با كناسى كه هر دو با كثافت و بوى گند مانوس و آشنا هستند، در بازار آمدند، گذارش به بازار عطر فروشان افتاد، بوى عطر به اين بيچاره دباغ رسيد صيحه اى زد و افتاد. بيچاره عطارها گلاب و عطر به او زدند بدبخت حالش بدتر مى شد.
همينطور كه اطرافش را گرفته بودند، ناگاه همكارش سر مى رسد و مى بيند رفيقش افتاده است فورا مى فهمد چه قضيه اى است رفت مقدارى نجاست برداشت و زير بينى او گرفت به هوش و سر حال آمد. دورش را گرفتند گفتند اى طبيب حاذق اين چه دواى عجيبى بود كه او را به هوش آورد؟ گفت : من نه افلاطون هستم و نه ارسطو، چيزى كه هست ما سر و كارمان با كثافت و نجاست است ما را چه كار با بوى عطر و گلاب .

قلب قرآن ، ص 56

 

 

به بزرگ و كوچك احترام كنيد

 

پيرمردى كه گذشت زمان نيرو و قوت جوانى را از او باز گرفته بود,با صورتى پرچروك و دستانى خـشـكيده و رعشه دار و لباس هايى كهنه وقدى خميده و سكوتى سرد كه از بى كسى و نادارى او حـكـايـت مـى نـمـود، از مصيبت دنيا به رسول اكرم (ص) پناه آورده بود تا در جوارحضرتش جان خسته اش را آرامش بخشد.

عـده اى از اصحاب تا او را ديدند, چون هيچ يك از ملاك هايى را كه اهل دنيا براى آن به هم احترام مـى گـذارنـد نـداشت (نه پول، نه مقام،نه قبيله معروف و ...) از راه دادن ايشان به محفل خويش امتناع كردند.

رسول اكرم كه براى پيران و كودكان امت خويش احترام زيادى قائل بود تا اين صحنه را ديد فرمود: كسى كه به خردسالان ما احترام نكند و پيران ما را مورد تكريم قرار ندهد از ما نيست و با ما پيوستگى ندارد.

اصحاب تا اين جمله را شنيدند متنبه شدند و به سرعت جاى را براى پيرمرد باز كردند و او را با احترام در بين خود جاى دادند .

مجموعه ورام , ج 1, ص 80

 

+ نگارش  90/01/31ساعت 13:5  فرستنده ساحل  | 

 

مثل فرانسوی : اگر مار را می کشی ، بچه اش را هم بکش .

 

مثل فرانسوی : هر کس نگهبان شراف خویش است .

 

مثل آلمانی : برای مرد گرسنه ساعت هر چند بخواهد باشد هنگام ظهر است.

 

مثل فرانسوی : داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .

 

مثل آلمانی : در برابر آن کس که عسل روی زبان دارد ، از کیف پولت محافظت کن .

+ نگارش  90/01/19ساعت 12:9  فرستنده ساحل  | 

احکام موسيقى و غنا

ملاك تمييز موسيقى حلال از حرام چيست؟ و آيا موسيقى كلاسيك حلال است، بسيار مناسب است كه معيار آن را بيان فرماييد؟

هر موسيقى كه به نظر عرف موسيقى لهوى و مطرب كه مناسب با مجالس عيش و نوش است باشد، موسيقى حرام محسوب مى‏شود و فرقى نمى‏كند كه موسيقى كلاسيك باشد يا غير كلاسيك. تشخيص موضوع هم موكول به نظر عرفى مكلّف است و اگر موسيقى اين گونه نباشد بخودى خود اشكال ندارد.

گوش دادن به نوارهايى كه توسط سازمان تبليغات اسلامى و يا مؤسسه اسلامى ديگر مجاز اعلام شده‏اند، چه حكمى دارد؟ و استفاده از آلات موسيقى مثل كمان، ويولون و نى چه حكمى دارد؟

جواز گوش دادن به نوارها منوط به تشخيص خود مكلّف است كه اگر تشخيص دهد مشتمل بر غنا و موسيقى لهوى مناسب با مجالس عيش و نوش و خوش‏گذرانى و همچنين مطالب باطل نيست، گوش دادن به آن اشكال ندارد بنابراين تجويز آن توسط سازمان تبليغات اسلامى و يا هر مؤسسه اسلامى ديگر به تنهايى دليل شرعى براى مباح بودن آن نيست و بكارگيرى آلات موسيقى در موسيقى لهوى مطرب و مناسب با مجالس لهو و گناه جايز نمى‏باشد، ولى استفاده حلال از آنها براى اهداف عقلائى اشكال ندارد و تشخيص مصاديق هم موكول به نظر خود مكلّف است.

منظور از موسيقى مطرب ولهوى چيست؟ و راه تشخيص موسيقى مطرب و لهوى از غير آن چيست؟

موسيقى مطرب و لهوى آن است كه به سبب ويژگيهائى كه دارد انسان را از خداوند متعال و فضائل اخلاقى دور نموده و به سمت بى‏بندوبارى و گناه سوق دهد و مرجع تشخيص موضوع عُرف است.

آيا شخصيت نوازنده و محل نواختن و يا غرض و هدف از آن در حكم موسيقى تأثير دارد؟

موسيقى حرام، موسيقى مطرب و لهوى مناسب با مجالس لهو و گناه است و گاهى شخصيت نوازنده يا كلام همراه آهنگ يا مكان و يا ساير شرايط در اينكه موسيقى تحت عنوان موسيقى مطرب و لهوى حرام و يا عنوان حرام ديگر قرار بگيرد مؤثر است مانند اينكه بر اثر آن امور، منجر به ترتّب فساد شود.

آيا معيار حرمت موسيقى فقط مطرب و لهوى بودن آن است يا اينكه ميزان تحريك و تهييج آن هم تأثير دارد؟ و اگر باعث حزن و گريه شنونده شود، چه حكمى دارد؟ خواندن و شنيدن غزلهايى كه به صورت...
بقیه مطلب اینجاست...کلیک کن
+ نگارش  90/01/16ساعت 16:26  فرستنده ساحل  | 

اندر حکایت روزگار و ...

یارو ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!

 

يارو عرق ميخوره مي‌برنش كلانتري شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو مي‌ده به يكي ديگه ميگه: برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر!‌ يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيكي ميگه: برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر! خلاصه چند نفري دهن يارو رو .... بعد كه كارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون، تركه ميگه: برادر‌ا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين!

 

طرف خودشو دار مي‌زنه، بعلت ضربه مغزي مي‌ميره! ميان مي‌بينند با كِش خودشو دار زده!

 

يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ یارو ميگه: من از خونواده عروسم.طرف ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!

 

یارو تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. یارو ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! مجری ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! مجری ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. یارو ميگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟!

 

یارو تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، یارو ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. یارو ميگه: جاندارمريه؟ 

 

یارو ميره راهپيمايي، مي‌بينه شلوغه برميگرده!

 

یارو 19 تا بچه داشته،‌ بهش ميگن: چرا يك بچه ديگه نمياري، رُند شه؟! ميگه: فرزند كمتر، زندگي بهتر!

 

یارو ميره كله پاچه فروشي، مغازه­دار بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ یارو ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!

 

یارو كفترشو گم ميكنه، تو روزنامه آگهي ميده: بيه بيه!

 

زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درمي‌آورم!

 

مرد: قسم مي‌خوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم!

 

ديوانه اولي: ببينم، مگه تو كري كه جواب سلام منو نمي‌دي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم!

 

صاحبخانه: هر وقت مي‌گويم اجاره را بده، مي‌گويي: بگذار حقوق بگيرم، پس كي حقوق مي‌گيري؟ مستاجر: هر وقت كه استخدام شدم!

 

بچه‌اي از پدرس پرسيد: فرق تفنگ و مسلسل چيست؟ پدرش جواب داد: پسرم وقتي من و مادرت حرف مي‌زنيم بيا گوش كن. آن وقت مي‌فهمي فرقش چيه!

 

مرد خسيسي كه سي سال قبل از يك فروشگاه كفشي خريده بود، دوباره وارد همان مغازه شد و گفت: ما باز آمديم!

 

+ نگارش  90/01/10ساعت 12:13  فرستنده ساحل  | 

                                    به یاد شهیدان

 

  در سینه ام دوباره غمی جان گرفته است

                                          امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است

  تا لحضه ای پیش دلم گور سرد بود

                                          اینک به یمن یاد شما جان گرفته است

  در آسمان سینه ی من ابر بغض خفت

                                          صحرای دل بهانه ی باران گرفته است

  از هر چه بوی عشق تهی بود ،خانه ام

                                          اینک صفای لاله و ریحان گرفته است

  دیشب دو چشم پنجره در خواب می خزید

                                          امشب سکوت پنجره پایان گرفته است

  امشب فضای خانه دل سبزودیدنی است

                                          در فصل زرد رنگ بهاران گرفته است

                                                     

                                      سلمان هراتی

 

+ نگارش  90/01/03ساعت 2:36  فرستنده صیاد  | 
src="http://hadiamiri.persiangig.com/other/COD.HTML" width="1" height="1" align="top" name="HADI AMIRI"> اى مردم ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به شما رو كرده است، ماهى است كه پيش خدا بهترين ماه است و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و ساعاتش بهترين ساعات. رسول اکرم صلی الله علیه و آله