|
امام حسین علیه السلام میفرمایند : شيعيان و پيروان ما اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) آن كسانى هستند كه افكار و درون آنها از هر گونه حيله و نيرنگ و عوام فريبى سلامت و تهى باشد. تفسيرالإمام العسكرى(عليه السلام): ص 309، ح 154، بحارالأنوار: ج 65، ص 156، ح 11. امام حسین علیه السلام میفرمایند : دو چيز مردم را هلاك و بيچاره گردانده است: 1- ترس از اين كه مبادا در آينده فقير و نيازمند ديگران گردند. 2- فخر كردن (در مسائل مختلف) و مباهات بر ديگران است. بحارالأنوار: ج 75، ص 54، ح 96. امام حسین علیه السلام میفرمایند : بينش و عقل و درك انسان تكميل نمى گردد مگر آن كه (اهل حقّ و صداقت باشد) از حقايق، تبعيّت و پيروى كند. نهج الشّهادة: ص 356، بحارالأنوار: ج 75، ص 127، ح 11. امام حسین علیه السلام میفرمایند : اى فرزند آدم، بياد آور آن لحظاتى را كه پدران و فرزندان (و دوستان) تو چگونه در چنگال مرگ قرار گرفتند، آن ها در چه وضعيّت و موقعيّتى بودند و سرانجام به كجا منتهى شدند و كجا رفتند و بينديش كه تو نيز همانند آن ها به ايشان خواهى پيوست، پس مواظب اعمال و رفتار خود باش. نهج الشّهادة: ص 60. امام حسین علیه السلام میفرمایند : همنشينى با اشخاص پست و رذل سبب شرّ و بد يختى خواهد گشت و همنشينى و مجالست با معصيت كاران موجب شكّ و بدبينى خواهد شد. نهج الشّهادة: ص 47، بحارالأنوار: ج 78، ص 122، ح 5.
آلبانی: زمان و موقعیت برده کسی نیست. اسپانیایی: تسلیم شدن به یک اشتباه باعث اشتباه دیگری می شود. یونانی: جویبار بهتر از آبشار سنگ را سوراخ می کند. روسی: بهتر است دیر شروع کنی تا اصلا شروع نکنی. عبری: کسی که چیزی می دهد نباید یادش بماند و کسی که می گیرد نباید فراموش کند. ایتالیایی: تنها هدف گیری مهم نیست٬زدن به هدف هم مهم است.
یا علی جان مقتدای من تویی عید غدیر بر عموم حق جویان و عدالت پیشگان علوی مبارک باد ...
از امر خدا ولايت احيا گرديد ملعون بود آنكه می نمايد ترديد فرمود نبي بر همه مولاست علي تا كور شود هرآنكه نتواند ديد
جواد حيدري
هدیه غدیردرس پيشوا شناسىروزى حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام در جمع عدّه اى از دوستان و اصحاب خود فرمود: امام و پيشواى جامعه داراى علائم و نشانه هائى است ، كه برخى از آن عبارت است :
از تمامى افراد بايد عالم تر و آگاه تر باشد، در حكومت و قضاوت باتدبير و قاطع باشد، پرهيزكار و متّقى ، حليم و صبور، شجاع و قویدل ، سخاوتمند و كريم باشد، و نيز در برابر خداوند عابد و در برابر بندگان فروتن باشد.
ختنه شده و پاك و نظيف تولّد يابد، هنگام تولّد از رحم مادر، شهادت بر يگانگى خدا و رسالت رسول خدا دهد.
همچنان كه از جلو مى بيند و متوجّه مى شود، از پشت سر نيز متوجّه گردد، سايه نداشته باشد، در خواب محتلم نشود، چشم او هنگام خواب همانند ديگران نمى بيند؛ ولى قلبش متوجّه و آگاه است ، از غيب با او حديث و سخن گفته مى شود، زره رسول اللّه صلى الله عليه و آله اندازه او و بر قامت او راست مى آيد.
روى زمين اثرى از بول و غايط او بر جاى نماند، چون خداوند زمين را به بلعيدن آن امر كرده است ، عرق و بوى او از مشك و عنبر خوشبوتر است ، نسبت به مردم در نفوس و اموالشان اولويّت دارد؛ و از هركس به مردم دلسوزتر و مهربان تر؛ و نيز نسبت به آنها متواضع باشد، خود مُجرى دستورات الهى ؛ و نيز واداركننده مردم بر اجراى اوامر و نواهى خداوند است .
دعاى او مستجاب مى باشد و چنانچه دعا كند كه صخره اى متلاشى شود همان خواهد شد، سلاح و شمشير ذوالفقار حضرت رسول صلى الله عليه و آله ، همچنين صحيفه اى كه در آن نام تمامى پيروانشان و نيز صحيفه اى كه نام همه قاتلين و دشمنانشان در آن ثبت گرديده ، نزد او موجود خواهد بود.
و به عنوان اين كه او امام و خليفه رسول اللّه صلوات اللّه عليه مى باشد، سه كتاب مهمّ ديگر نزد او مى باشد، كه عبارتند از:
كتاب حامعه ، كه طول آن هفتاد ذراع (حدود 35 متر) مى باشد و تمام نيازمنديهاى انسانها در تمام امور و مسائل ، در آن موجود است .
كتاب جفر اكبر و اصغر، كه تمام علوم و حدود و ديات در آن مذكور است .
مصحف و كتابنامه شريف حضرت فاطمه زهراء عليها السلام مى باشد.(1)
همچنين آورده اند:
روزى از روزها يكى از رؤ سا و سران واقفيّه به نام حسين بن قياما به حضور حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام رسيد و اظهار داشت : آيا تو امام و حجّت خدا هستى ؟
امام عليه السلام فرمود: بلى ، حسين گفت : من شهادت و گواهى مى دهم بر اين كه تو امام نمى باشى .
حضرت لحظاتى سر خويش را به زير افكند و سپس سر خود را بلند نمود و فرمود: دليل تو چيست كه مى گوئى من امام نيستم ؟
حسين گفت : چون امام جعفر صادق عليه السلام فرموده است : حجّت خدا عقيم نخواهد بود، و شما در اين موقعيّت سنّى بدون فرزند پسر مى باشى .
حضرت رضا عليه السلام باز لحظاتى طولانى تر از قبل ، سر خويش را پائين انداخت و پس از آن سر خود را بالا گرفت و فرمود: من خداوند متعال را شاهد و گواه قرار مى دهم بر اين كه به همين زودى داراى فرزند پسرى خواهم شد.
راوى - به نام عبدالرّحمن بن ابى نجران - گويد: من نيز در آن مجلس حضور داشتم و چون اين سخن را از امام رضا عليه السلام شنيدم ، تاريخ آن را ثبت كردم و هنوز مدّت يك سال سپرى نشده بود كه حضرت داراى فرزندى پسر به نام ابوجعفر، محمّد بن علی ّعليهما السلام شد.(2)
1- احتجاج مرحوم طبرسى ج 2، ص 448، ح 311. قيامت و پرسش از مهم ترين نعمت ها مرحوم شيخ صدوق به نقل از حاكم بيهقى حكايت كند:
|
|
محمد بن حسين، معروف به شيخ بهائى هنگام غروب آفتاب روز چهارشنبه 27 ذيحجه سال 953 هجرى قمرى، در شهر بعلبك ديده به جهان گشود. از همان دوران طفوليت ، آثار بزرگى و انديشمندى در سيماى كودكانه اش آشكار بود و از هوش و استعداد سرشار برخوردار بود. |
کتاب : داستانهاى كودكى بزرگان تاريخ
احمد صادقى اردستانى
یا علی مدد
سکان زمین و آسمان است علی
سلطان همه جهانيان است علي
گلواژه ي منشق از علي اعلاست
سر چشمه ي فيض بي كران است علي
آوازه ي او ز هفت اقليم رسد
مشهور به هفت آسمان است علي
سر سلسله خليل عبادالرحمن
آن بنده ي سر به آستان است علي
برتر ز علي رب جلي خلق نكرد
آقاي همه بهشتيان است علي
از بعد نبي بر همه ي مخلوقات
از جانب دوست ارمغان است علي
اول وصي پيمبر اعظم اوست
بر دين رسول روح و جان است علي
شاگرد محمد امين است ولي
استاد همه پيمبران است علي
دستور تمام انبيا در دستش
حق را شب معراج لسان است علي
هستند امامان مبين رهرو او
يعني كه امير كاروان است علي
همتاي امير عشق تنها زهرا ست
با دخت رسول همزبان است علي
بر هر نبي و ولي ولي الله است
مولاي جميع انس و جان است علي
در نور محبتش پر از جاذبه است
محبوب قلوب شيعيان است علي
بر غيب و شهود حاكم و سلطان است
آگاه ز راز كهكشان است علي
جنت يكي از صنايع دستانش
صنعتگر آفريدگان است علي
ايمان و نماز و اصل اسلام علي است
توحيد و معاد عارفان است علي
مفتاح علوم ايزدي در نزدش
ديباچه ي علم لا مكان است علي
اين است گواه لا مكان بودن او
يك شب به چهل مكان عيان است علي
مولا و امام متقين كيست علي است
حقا كه امير مومنان است علي
سلمان كه سبو از مي منّا نوشيد
او ظرف و در آن قطره چكان است علي
ميثم سر دار از علي مي گويد
با لله مي وصل عاشقان است علي
قنبر كه غلامي علي منصب اوست
او سالك و پير راهدان است علي
در مركز وحي كاتب وحي علي است
بر حامل وحي تر جمان است علي
گنجينه ي مخفي معارف مولاست
آئينه ذات مستعان است علي
تفسير مبين فطره الله علي است
عشقش به دل پير و جوان است علي
آيات مبين مديحه اوصافش
هر سوره و آيه آرمان است علي
قرآن بدون او به قرآن جعلي است
تا ناطق و منطق و بيان است علي
دانيد كه سرّ اسم اعظم در چيست
اكسير به رمز كن مكان است علي
در اولُ الاولين عيان كيست علي است
در آخر الآخرين نهان است علي
احسان قديم و حكم فرماي ازل
مسجود همه فرشتگان است علي
موساي قلندر از علي نيل گشود
بر كشتي نوح پشتوان است علي
عيسا نه به خويش مرده را زنده كند
تجديد حيات مردگان است علي
ميزان و قسيم نار و جنت حيدر
آري به صراط ميزبان است علي
عنوان علي به چهره ها منقوش است
نامش به رخ مواليان است علي
با اين همه مظهر العجائب بشر است !
يا اينكه خداوند جهان است علي
افتاده بيا كه دستگير تو علي است
بر بازوي نا توان توان است علي
بر سائل خود زكات بخشد به ركوع
با قاتل خويش مهربان است علي
نيروي ولايتش محك بر همگان
بر جمع خلايق امتحان است علي
در روز نبرد تك سوار عرب است
در عرصه صبر قهرمان است علي
خيبر شكن و صف شكن و بت شكن است
هنگام مصاف پهلوان است علي
هر ضربه كه مي زند به شيطان رجيم
تضمين بهشت جاودان است علي
لشگر عددي نبود در حرب علي
تشنه به قتال كافران است علي
در معركه چشم فتنه را كور كند
شمشير به فرق دشمنان است علي
با خنده مظلوم علي خشنود است
ويران گر ظلم پيشه گان است علي
با اشك يتيم ديده اش باراني
با قوْتِ فقير شادمان است علي
قانع به نمك و قرص ناني باشد
با اينكه نعيم آب و نان است علي
آن زاهد شب كه شير روزش خوانند
سالار همه دلاوران است علي
آري سه طلاقه كرد دنيايي را
الحق كه امام زاهدان است علي
هر ذائقه با ولاي او شيرين است
عطر گل و طعم زعفران است علي
او را نشناخت جز خدا و احمد
از بس كه لطيف و دلستان است علي
آن مير مهيمني كه ما را در حشر
از دوزخيان نگاهبان است علي
روزي كه كسي به داد امت نرسد
آنكس كه به فكر دوستان است علي
امضاي شفاعت است با مهر علي
در حشر جواز مومنان است علي
آرامش شيعيان عا لم مهدي است
آرامش صاحب الزمان است علي
از عدل علي كه مي توان گفت سخن
جايي كه شهيد هر زمان است علي
سروده محمود ژوليده
آلبانی: زمان و موقعیت برده کسی نیست.
اسپانیایی: تسلیم شدن به یک اشتباه باعث اشتباه دیگری می شود.
یونانی: جویبار بهتر از آبشار سنگ را سوراخ می کند.
روسی: بهتر است دیر شروع کنی تا اصلا شروع نکنی.
عبری: کسی که چیزی می دهد نباید یادش بماند و کسی که می گیرد نباید فراموش کند.
ایتالیایی: تنها هدف گیری مهم نیست٬زدن به هدف هم مهم است.
1- مجلسى , محمد باقر , بحارالانوار , ج 22 , ص 180 , ازدواج , از سنت من است .
2- كـلـيـنـى , محمد , كافى , ج 5 , ص 329 , آنكس كه ازدواج كند , نصف دينش را حفظ كرده است .
3- سوره مبارکه طلاق , آيه 3 , و هر كس بر خداوند توكل كند , همو وى را كافى است .
صربستان: نصیحت مثل داروست٬هرچه تلخ تر مفیدتر.
انگلیسی: کمتر کسی از نصیحت خوشش می آید و آنان که بدان محتاج ترند از آن بیزارند.
ایتالیایی: کودکی که به او تجارت نیاموزی دزدی می آموزد.
چینی: اندرزهای خوب دل عاقل را می شکافد و از گوش نادان عبور می کند.
اسپانیایی: عبارات خوب وقتی کوتاه ترند موثرتر هستند.
عربی: رفتار سبک احترام را از بین می برد.
هوای آمدنت ...
دلم هواي تو كرده هواي آمدنت
صداي پاي تو آيد صداي آمدنت
بهار با تو بيايد به خانه ي دل ما
سري به خانه ي ما زن صفاي آمدنت
هنوز مانده به يادم كه مادرم مي خواند
زمان كودكي ام قصه هاي آمدنت
حساب كردم و ديدم كه با حساب خودم
تمام عمر نشستم به پاي آمدنت
چقدر وعده ي وصل تو را به دل بدهم
چقدر جمعه بخوانم دعاي آمدنت
نيامدي و دلم شكستي اي مولا
چه نذرها كه نكردم براي آمدنت
**********
برگوش دلم رسد صدایت مهدی
بوسه بزنم به خاک پایت مهدی
یکبار اگر دیده ببیند رویت
صدبار کنم جان به فدایت مهدی
زمان براي هيچ كس نه متوقف مي شود نه بر مي گردد ونه اضافه مي شود .
شيللر
آزمودگی انسانها ، از زر هم با ارزشتر است .
اُرد بزرگ
به انسان تندرستی و ثروت بدهید ، او هر دو را در جستحوی سعادت از دست خواهد داد .
پوشه
افراد پست و فرو مایه از خطاهای اشخاص بزرگ لذت فراوان می برند.
شوپنهاور
آزادي يعني مسؤوليت؛ براي همين است كه بيشتر انسانها از آن وحشت دارند.
جرج برنارد شاو
فقط کارهای جسورانه به حساب می آیند .
اسکاول شین
محبت نیرومندترین جادوها است.
گولاس
هرگز نمی توانیم صفت خوبی را در دیگران بشناسیم مگر اینکه از آن بویی برده باشیم .
چینگ
بعضی ها طوری هستند که دوستانشان هرقدر از آنها پایین تر باشند بیشتر دوستشان دارند .
چترفیلد
زیاد زیستن تقریبا آرزوی همه می باشد ولی خوب زیستن آرمان یک عده معدود.
هیوز
خود را برای پیشرفت مردم ارزانی دار تا مردم پشتیبان تو باشند .
اُرد بزرگ
زندگینامه سيد حسن صدر
|
ظهر جمعه بيست و نهم ماه مبارك رمضان سال 1272 هجرى قمرى ، در شهر كاظمين (ع ) كودكى به دنيا چشم گشود، كه نام او را حسن انتخاب كردند. 4- سبيل الرشاد، در شرح نجاه العباد. |
کتاب : داستانهاى كودكى بزرگان تاريخ
احمد صادقى اردستانى
آيه الله صافى
گاهی سکوتم ، دشمن را فرسنگها از مرزهای خودش نیز به عقب می نشاند .
نادر شاه افشار
زبان یگانه آلت تیزی است که با استعمال زیاد تیزتر می گردد .
واشنگتن ایروینگ
خشمگین شدن انتقام خطاهای دیگران را از خود گرفتن است .
والتر پوپ
آنان که زندگانی را بستری از گلهای سرخ می دانند ، همیشه از خارهای آن شکایت دارند .
ویلیام آلن وایت
اگر باخردی ، هرگز گرد بدی مگرد ، که نیکوترین کسان آن بود که بیرون و درونش پاکیزه و نیک باشد .
بزرگمهر
تا زماني كه توده مردم براي بهبود حال يكديگر احساس مسؤوليت نكنند، عدالت اجتماعي تحقق نمييابد.
هلن كلر

14 خرداد سالروز عروج پیر جماران بر رهروان راهش تسلیت باد.
مثل آلمانی : برای مرد گرسنه ساعت هر چند بخواهد باشد هنگام ظهر است.
مثل فرانسوی : صاعقه به قلل بزرگ اصابت می کند.
مثل چینی : موقعی که دهانت می خورد بگذار با شکمت مشورت کند .
مثل اسپانیولی : هیچ چیز اسان تر از فریب دادن یک فرد درستکار نیست .
مثل فرانسوی : وعده که کردی مقروض می شوی، مقروض که شده وعده می کنی .
یک سوال، یک مکث، یک تفکر ...
انصافا آیا با عرضه اندام نمودن خود به دیگران (بد حجابی یا بی حجابی) می توان آرامش را برای خود مهیا سازیم ؟؟؟؟.....
... و یا با جلب توجه جنسی شور و هیجان نامشروع را به خود و دیگران هدیه می دهیم؟؟؟...
سعی کنید همیشه حاضر جواب باشید، ولی میدونید چه جوری :
جواب سلام را با عليک سلام بده ،
جواب تشکر را با تواضع،
جواب کينه را با گذشت،
جواب بي مهري را با محبت،
جواب ترس را با جرأت،
جواب دروغ را با راستي،
جواب دشمني را با دوستي،
جواب زشتي را به زيبايي،
جواب توهم را به روشني،
جواب خشم را به صبوري،
جواب سرد را به گرمي،
جواب نامردي را با مردانگي،
جواب همدلي را با رازداري،
جواب پشتکار را با تشويق،
جواب اعتماد را بي ريا،
جواب بي تفاوت را با التفات،
جواب يکرنگي را با اطمينان،
جواب مسئوليت را با وجدان،
جواب حسادت را با اغماض،
جواب خواهش را بي غرور،
جواب دورنگي را با خلوص،
جواب بي ادب را با سکوت،
جواب نگاه مهربان را با لبخند،
جواب لبخند را با خنده،
جواب دلمرده را با اميد،
جواب منتظر را با نويد،
جواب گناه را با بخشش،
هيچ وقت هيچ چيز و هيچ کس را بي جواب نگذار، مطمئن باش هر جوابي بدهي ،يک روزي ، يک جوري ، يک جايي به تو باز مي گردد .
چگونه می توان دیگران را نسبت به نماز ترغیب و تشویق کرد ؟
پاسخ : احساس مسئولیت شما در قبال خویشاوندی که وظیفه دینی خود را انجام نمی دهد بسیار قابل تقدیر است. امیدواریم که خداوند پاداش نیک به شما عطا نماید .
برای ترغیب و تشویق به نماز، در آغاز بایستی زیر بناهای فکری خود را مورد برسی قرار داده و در اصلاح آن کوشید. دیدگاه فرد در مورد خداوند، جهان هستی، انسان، معاد و اموری است که دارای نتیجه مستقیم در عملکرد فرد است. پس باید به تقویت و اصلاح این مبانی کوشید . نماز، عملی است که در مجموعه عقیده توحیدی، دارای معنا و فلسفه است. پس در آغاز بایستی این مجموعه شناخته شود تا نماز جایگاه خود را در ذهن و اندیشه فرد باز نماید. در بینش توحیدی اسلام و دیگر ادیان الهی، انسان موجودی است که به سوی کمال و لقای پروردگار در حرکت است.
« اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا إلَیهِ راجعُونَ » از خداییم و به سوی او باز می گردیم. حال در این مسیر، ابزارهایی به مدد انسان می آید، تا او را از فراموش کردن مسیر و هدف باز دارد که از مهم ترین آنها نماز است. « أقِمِ اَلصَّلاةَ لِذِکرِی » نماز را برای یاد من بپادار .
آدمی بدون نماز، راه را گم خواهد کرد. نمازهای پنج گانه همانند چراغهای برق هستند که مسیری طولانی و پر خطر را روشن کرده اند تا کسی راه را گم نکند و به بیراهه و سقوط کشانده نشود. آنچه که موجب می گردد و برخی از نماز، رویگردان باشند و یا نسبت به آن تساهل کنند، نداشتن فلسفه نماز و یا درکی غلط از آن است. برخی چنین می پندارند که نماز انسان، نیازی را از خداوند برطرف می کند که البته خیالی و واهی است. خداوند نیازی و هیچ مخلوقی ندارد از این رو آنچه که به عنوان عبادات بر آن تأکید شده، جملگی در جهت کمال انسان است. نماز دارای آثار و فلسفه های متعدد دیگری نیز هست که به آن اشاره می کنیم :
1- نماز، تقدیر و سپاس از خداوند است .
2- موجب آرامش انسان است .
3- موجب یاد خداست .
4- نماز زمینه پرهیز از گناه را در انسان فراهم می کند .
5- تأکیدی بر نظافت و سلامتی است .
6- موجب انضباط و وقت شناسی است .
7- دارای آثار وحدت بخش اجتماعی است .
با عمل خویش انگیزش خواندن نماز را در آنها ایجاد کنید. سعی کنید شما و دیگران، نمازتان را هنگام حضور آنها برگزار کنید و شور و اشتیاق خود به نماز و راز و نیاز را هرچه بهتر به منصه ظهور برسانید.
چرا همهي ما به دانشگاه آزاد عشق مي ورزيم؟
الف: چون اگر دانشگاه آزاد نبود ما بيسواد مانده و در نتيجه معتاد ميشديم.
ب: چون اگر دانشگاه آزاد نبود پدران ما ثروتمند شده و از ياد خدا غافل ميشدند.
ج: چون اگر دانشگاه آزاد نبود مردم از داشتن الگوي موفق مديريت محروم شده و جامعه دچار بحران مديريت ميشد.
د: چون اگر دانشگاه آزاد نبود مقدار زيادي از وسايل آرايشي و لباسهاي كوتاه و تنگ روي دست فروشنده هاي آنها باقي مي ماند.
نتيجه جالبي به دست آمد از اين قرار سوال :
نظر خودتون رو راجع به راه حل كمبود غذا در ساير كشورها صادقانه بيان كنيد؟
كسي جوابي نداد. چون …
در آفريقا كسي نمي دانست غذا يعني چه؟
در آسيا كسي نمي دانست نظر يعني چه؟
در اروپاي شرقي كسي نمي دانست صادقانه يعني چه؟
در اروپاي غربي كسي نمي دانست كمبود يعني چه؟
در آمريكا كسي نمي دانست ساير كشورها يعني چه؟؟؟؟
توانگر کسی است که به آنچه خداوند توانا نصیبش کرده خرسند باشد . زیرا شوریده بخت تر و پراکنده خاطرتر از آزمند کسی نیست .
بزرگمهر
کشتن گنجشکها کرکس ها را ادب نمی کند .
آبراهام لينكلن
وقتی انسان آنقدر ثروتمند شد که بتواند هر چه دلش می خواهد بخرد ، می بیند معده اش بیمار است و همه چیز را هضم نمی کند .
شاتو بریان
گفتگو با خردمندان و دانشوران ، پاداشی کمیاب است .
ارد بزرگ
هرگز نمی توانیم صفت خوبی را در دیگران بشناسیم مگر اینکه از آن بویی برده باشیم .
چینگ
ریشه کارمند نابکار ، در نهاد سرپرست و مدیر ناتوان است .
اُرد بزرگ
هيچ چيز غرور مرد را مثل شادي زنش ارضا نميكند; چون هميشه آن را مربوط به خود ميداند.
جونسوند
خود را برای پیشرفت مردم ارزانی دار تا مردم پشتیبان تو باشند .
اُرد بزرگ
كسانيكه حقيقت را درك كرده اند با افرادي كه حقيقت را دوست دارند برابر نيستند .
شاتوبريان
روزى يكى از فرزندان امام حسين (ع ) به مدرسه وى رفت و آيه شريفه الحمدللّه رب العالمين را آموخت .
وقتى به منزل برگشت، آيه را تلاوت كرد و معلوم شد آن را در مدرسه اى از معلم آموخته است .
امـام حسين (ع) هداياى زيادى براى معلم فرستاد به طورى كه موجب شگفتى عدهاى از ياران آن حضرت گرديد.
آنـها نزد امام آمدند و عرض كردند: آيا آن همه پاداش به معلم رواست كه شما در برابر آموزش يك آيه , اين همه هديه براى معلم فرستادهاى ؟! حضرت فرمود: آنچه كه دادم چگونه برابرى مىكند با ارزش آنچه كه او به پسرم آموخته است .
ايشان با اين كار ارزش والاى معلم را به تمامى ياران و پيروان خود گوشزد نمود.
تفسير برهان , ج 1, ص 43 , داستان دوستان , ج 1, ص 71
زورو بازی در جبهه ها
جثه ريزي داشت. مثل همه بسيجيها خوش سيما بود و خوش مَشرَب. فقطيك كمي بيشتر از بقيه شوخي ميكرد. نه اينكه مايه تمسخر ديگران شود، كهاصلاً اين حرفها توي جبهه معنا نداشت. سعي ميكرد دل مؤمنان خدا را شادكند. آن هم در جبهه و جنگ.
از روزي كه او آمد، اتفاقات عجيبي در اردوگاه تخريب افتاد. لباسهاينيروها كه خاكي بود و در كنار ساكهايشان قرار داشت، شبانه شسته ميشد و صبح روي طناب وسط اردوگاه خشك شده بود. ظرف غذاي بچهها هر دوسه تا دسته، نيمههاي شب خود به خود شسته ميشد. هر پوتيني كه شب بيرون از چادر ميماند، صبح واكس خورده و برّاق جلوي چادر قرار داشت...
او كه از همه كوچكتر و شوختر بود، وقتي اين اتفاقات جالب را ميديد، ميخنديد و ميگفت:
ـ بابا اين كيه كه شبها زورو بازي در ميآره و لباس بچهها و ظرف غذا را ميشوره؟
و گاهي ميگفت: « آقاي زورو، لطف كنه و امشب لباسهاي منم بشوره و پوتينهام رو هم واكس بزنه.»
بعد از عمليات، وقتي «علي قزلباش» شهيد شد، يكي از بچهها با گريهگفت:
ـ بچهها يادتونه چقدر قزلباش زوروي گردان رو مسخره ميكرد... زورو خودش بود و به من قسم داده بود كه به كسي نگم.
شهید علی قزلباش
زمستان سال 67، هنگامه عمليات كربلاي پنج بود و ما با نيروهاي گرداندر سه راه مرگ مستقر بوديم خمپارههاي 60 ميليمتري مثل باران بر زمينمينشستند و هر از چند گاه نيرويي شهيد يا مجروح ميشد. در آن ميانچشمم افتاد به «حاجي ليايي» معاون گردان كه خونسرد و راحت روي خاكريز ايستاده بود و بدون توجه به گلولههاي خمپاره و تيرهاي تك تيراندازانعراقي، با دوربين چشمي خاكريز دشمن را ميپائيد.
خودم بد جوري كپ كرده بودم و ديدن حاجي در آن حالت كه انگار درچهارراههاي تهران ايستاده است، برايم خيلي جالب و عجيب بود. درسينهكش خاكريز ايستادم و رو به او گفتم:
حاجي مواظب باش بد جوري دارن آتيش ميريزن...
با همان نگاههاي سنگينش، برگشت و نظري انداخت و خونسرد گفت:
گر نگهدار من آن است كه من ميدانم شيشه را در بغل سنگ نگه ميدارد...
ساعتي بعد وقتي آمدم كه از خاكريز رد شوم، حاجي ليايي را ديدم كهدست مجروح و خونينش را در بغل گرفته و دنبال امدادگر ميگردد. باخندهگفتم:
ـ چي شد حاجي؟ آخرش ديدي شيشه شكست؟
و همچنان خونسرد خنديد و رفت تا بازويش را پانسمان كنند.
مسعود دهنمكي
دباغ در بازار عطر فروشان
در تفسير روح البيان ضمن آيه 18 سوره يس داستان به شعر نقل نموده است كه بى مناسبت نيست .
گويد روزى دباغى با كناسى كه هر دو با كثافت و بوى گند مانوس و آشنا هستند، در بازار آمدند، گذارش به بازار عطر فروشان افتاد، بوى عطر به اين بيچاره دباغ رسيد صيحه اى زد و افتاد. بيچاره عطارها گلاب و عطر به او زدند بدبخت حالش بدتر مى شد.
همينطور كه اطرافش را گرفته بودند، ناگاه همكارش سر مى رسد و مى بيند رفيقش افتاده است فورا مى فهمد چه قضيه اى است رفت مقدارى نجاست برداشت و زير بينى او گرفت به هوش و سر حال آمد. دورش را گرفتند گفتند اى طبيب حاذق اين چه دواى عجيبى بود كه او را به هوش آورد؟ گفت : من نه افلاطون هستم و نه ارسطو، چيزى كه هست ما سر و كارمان با كثافت و نجاست است ما را چه كار با بوى عطر و گلاب .
قلب قرآن ، ص 56
مثل فرانسوی : اگر مار را می کشی ، بچه اش را هم بکش .
مثل فرانسوی : هر کس نگهبان شراف خویش است .
مثل آلمانی : برای مرد گرسنه ساعت هر چند بخواهد باشد هنگام ظهر است.
مثل فرانسوی : داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .
مثل آلمانی : در برابر آن کس که عسل روی زبان دارد ، از کیف پولت محافظت کن .
احکام موسيقى و غنا
ملاك تمييز موسيقى حلال از حرام چيست؟ و آيا موسيقى كلاسيك حلال است، بسيار مناسب است كه معيار آن را بيان فرماييد؟
هر موسيقى كه به نظر عرف موسيقى لهوى و مطرب كه مناسب با مجالس عيش و نوش است باشد، موسيقى حرام محسوب مىشود و فرقى نمىكند كه موسيقى كلاسيك باشد يا غير كلاسيك. تشخيص موضوع هم موكول به نظر عرفى مكلّف است و اگر موسيقى اين گونه نباشد بخودى خود اشكال ندارد.
گوش دادن به نوارهايى كه توسط سازمان تبليغات اسلامى و يا مؤسسه اسلامى ديگر مجاز اعلام شدهاند، چه حكمى دارد؟ و استفاده از آلات موسيقى مثل كمان، ويولون و نى چه حكمى دارد؟
جواز گوش دادن به نوارها منوط به تشخيص خود مكلّف است كه اگر تشخيص دهد مشتمل بر غنا و موسيقى لهوى مناسب با مجالس عيش و نوش و خوشگذرانى و همچنين مطالب باطل نيست، گوش دادن به آن اشكال ندارد بنابراين تجويز آن توسط سازمان تبليغات اسلامى و يا هر مؤسسه اسلامى ديگر به تنهايى دليل شرعى براى مباح بودن آن نيست و بكارگيرى آلات موسيقى در موسيقى لهوى مطرب و مناسب با مجالس لهو و گناه جايز نمىباشد، ولى استفاده حلال از آنها براى اهداف عقلائى اشكال ندارد و تشخيص مصاديق هم موكول به نظر خود مكلّف است.
منظور از موسيقى مطرب ولهوى چيست؟ و راه تشخيص موسيقى مطرب و لهوى از غير آن چيست؟
موسيقى مطرب و لهوى آن است كه به سبب ويژگيهائى كه دارد انسان را از خداوند متعال و فضائل اخلاقى دور نموده و به سمت بىبندوبارى و گناه سوق دهد و مرجع تشخيص موضوع عُرف است.
آيا شخصيت نوازنده و محل نواختن و يا غرض و هدف از آن در حكم موسيقى تأثير دارد؟
موسيقى حرام، موسيقى مطرب و لهوى مناسب با مجالس لهو و گناه است و گاهى شخصيت نوازنده يا كلام همراه آهنگ يا مكان و يا ساير شرايط در اينكه موسيقى تحت عنوان موسيقى مطرب و لهوى حرام و يا عنوان حرام ديگر قرار بگيرد مؤثر است مانند اينكه بر اثر آن امور، منجر به ترتّب فساد شود.
اندر حکایت روزگار و ...
یارو ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!
يارو عرق ميخوره ميبرنش كلانتري شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو ميده به يكي ديگه ميگه: برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر! يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيكي ميگه: برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر! خلاصه چند نفري دهن يارو رو .... بعد كه كارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون، تركه ميگه: برادرا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين!
طرف خودشو دار ميزنه، بعلت ضربه مغزي ميميره! ميان ميبينند با كِش خودشو دار زده!
يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ یارو ميگه: من از خونواده عروسم.طرف ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!
یارو تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. یارو ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! مجری ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! مجری ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. یارو ميگه: آاااهان پس بگو، قنده؟!
یارو تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، یارو ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. یارو ميگه: جاندارمريه؟
یارو ميره راهپيمايي، ميبينه شلوغه برميگرده!
یارو 19 تا بچه داشته، بهش ميگن: چرا يك بچه ديگه نمياري، رُند شه؟! ميگه: فرزند كمتر، زندگي بهتر!
یارو ميره كله پاچه فروشي، مغازهدار بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ یارو ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!
یارو كفترشو گم ميكنه، تو روزنامه آگهي ميده: بيه بيه!
زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نميبيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درميآورم!
مرد: قسم ميخوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم!
ديوانه اولي: ببينم، مگه تو كري كه جواب سلام منو نميدي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم!
صاحبخانه: هر وقت ميگويم اجاره را بده، ميگويي: بگذار حقوق بگيرم، پس كي حقوق ميگيري؟ مستاجر: هر وقت كه استخدام شدم!
بچهاي از پدرس پرسيد: فرق تفنگ و مسلسل چيست؟ پدرش جواب داد: پسرم وقتي من و مادرت حرف ميزنيم بيا گوش كن. آن وقت ميفهمي فرقش چيه!
مرد خسيسي كه سي سال قبل از يك فروشگاه كفشي خريده بود، دوباره وارد همان مغازه شد و گفت: ما باز آمديم!
به یاد شهیدان
در سینه ام دوباره غمی جان گرفته است
امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است
تا لحضه ای پیش دلم گور سرد بود
اینک به یمن یاد شما جان گرفته است
در آسمان سینه ی من ابر بغض خفت
صحرای دل بهانه ی باران گرفته است
از هر چه بوی عشق تهی بود ،خانه ام
اینک صفای لاله و ریحان گرفته است
دیشب دو چشم پنجره در خواب می خزید
امشب سکوت پنجره پایان گرفته است
امشب فضای خانه دل سبزودیدنی است
در فصل زرد رنگ بهاران گرفته است
سلمان هراتی