تبليغاتX
پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله) : راستي پيشه كنيد كه راستي دري از درهاي بهشت است و از دروغگويي بپرهيزيد كه دروغ از درهاي جهنم است. نهج الفصاحه 1978 عشق الهی

 

سؤال ميشود كه مأموريت اين نسل چيست؟ الزاماتش چيست؟ كى ميخواهد او را پيش ببرد و هدايت كند؟ اينها سؤالهاى خوبى است. اين سؤالها سؤال است، ليكن ابهام نيست. پاسخ به اين سؤالها معلوم است. انقلاب براى ايجاد يك دولت به جاى دولت كه به وجود نيامد، براى ايجاد يك نظام، يك مجموعه‏ى ملى و انسانى بر اساس يك تفكر به وجود آمد. آن تفكر، تفكر اسلام است. ادعاى ما اين است - كه اين ادعا را اثبات هم ميكنيم و ثابت شده است؛ قطعى است - ما معتقديم راه سعادت انسانها به دست تعاليم انبياء است، كه كاملترينش هم تعاليم اسلام است. بشر منهاى تعاليم انبياء حتّى پيشرفت مادى هم در اين حدى كه پيدا كرده، پيدا نميكرد؛ چه برسد به تعالى معنوى و بهجت معنوى و آرامش و آسايش روانى كه زمينه‏ساز عروج اوست به معارج والاى ملكوتىِ انسان. راه سعادت انسان اين است.

 براى اينكه تفكر انبياء در جامعه پياده شود، يك حركت بلندمدت و طولانى لازم بود. اين انقلاب با اين هدف به وجود آمد. جامعه‏ى اسلامى، كشور اسلامى، نه فقط دولت اسلامى، نه فقط تشكيل يك نظام اسلامى، بلكه تشكيل يك واقعيت و يك مجموعه مردمى كه بر اساس تعاليم اسلام - كه لبّ لباب تعاليم انبياء است - زندگى ميكنند و آثارش را احساس ميكنند. اين هدف ماست. خوب، ما به اين هدف هنوز نرسيديم، توقع هم نبود كه در ظرف سى سال برسيم. اين هدف، هدف خيلى طولانى مدتى است. بايد تلاش كرد، بايد كار كرد تا به اين هدف رسيد؛ شما مسئوليتتان اين است. مأموريت اين نسل اين است؛ كشور و ملتتان را به آن جايگاهى كه معنايش اين باشد كه يك جامعه‏ى اسلامى به معناى واقعى تشكيل شده، برسانيد. اين را الگو كنيد. اين ميشود بزرگترين وسيله براى گسترش اين فكر و گسترش اين تجربه در عالم؛ اين مأموريت اين نسل است كه در تصور و در جنبه‏ى نظرى، چيز مشكلى نيست. البته كار، كار بسيار دشوارى است. همان تحرك جوانى، همان انگيزه‏ى جوانى را لازم دارد؛ با تلاش فراوان جهادى .

هدف اين است: ما كشور اسلامى ميخواهيم. كشور اسلامى وقتى تشكيل شد، معنايش اين است كه دنياى مردم آباد خواهد شد، نه به معناى آبادى‏اى كه در نظامهاى مادى وجود دارد.

 در نظامهاى مادى آبادى وجود دارد؛ يعنى قدر مطلق پيشرفتهاى مادى خوب است؛ اما در مورد همان پيشرفتهاى مادى هم تعادل و نگاه عادلانه وجود ندارد. يعنى شما الان مثلاً مى‏بينيد كه در كشور ثروتمندى مثل آمريكا، ثروتمندش اولين ثروتمند دنياست، ليكن فقيرش هم گاهى بدترين فقير دنياست؛ از سرما ميميرد، از گرما ميميرد، از گرسنگى ميميرد. طبقه‏ى متوسطى در آنجا زندگى ميكنند كه اگر شبانه‏روز، تمام‏وقت، با همه‏ى توان كار نكنند، نميتوانند شكمشان را سير كنند. اين براى بشر خوشبختى نيست، اين براى يك جامعه خوشبختى نيست. بله، توليد ناخالص داخلى‏اش را نگاه كنى، ده برابرِ يك كشور ديگر است؛ اين كه دليل نشد. يعنى حتّى در برخوردارى‏هاى مادى هم عدالت نيست، همه‏گيرى نيست؛ يعنى همه برخوردار نيستند؛ چه برسد به برخوردارى معنوى؛ آرامش روانى نيست، توجه به خدا نيست، تقوا و پرهيزگارى نيست، پاكدامنى و طهارت نيست، گذشت و اغماض نيست، ترحم و دستگيرى از بندگان خدا نيست؛ و نيست و نيست و نيست.

 اين، آن پيشرفتى نيست كه كشور اسلامى و جامعه‏ى اسلامى دنبال آن است. آن خوشبختى‏اى كه ما براى جامعه‏ى اسلامى، برخوردارى‏اى كه براى جامعه‏ى اسلامى قائليم، فقط اين نيست كه شما اينجا نگاه ميكنيد؛ بلكه برخوردارى مادى و معنوى. يعنى فقر نبايد باشد، عدالت بايد باشد، تقوا و اخلاق و معنويت و پرهيزگارى هم بايد باشد. اين، آن هدفى است كه بايد دنبال او برويم.

 يك سؤال اينجا مطرح ميشود كه براى رسيدن به اين هدف والا و بسيار برجسته و بزرگ، وظيفه فقط متوجه دانشجويان است؟ آن هم دانشجويانى كه براى خودشان رسالتى قائلند كه شما اسمش را ميگذاريد جنبش دانشجوئى؛ يعنى دانشجوى متحرك، دانشجوى فعال؛ دانشجوئى كه از نيروى فكر و توان جسمى و روحى خودش ميخواهد براى پيشرفت استفاده كند؛ آيا فقط اينها مخاطبند؟ بلاشك نه. سنگين‏ترين مسئوليت بر عهده‏ى مسئولان و انواع نخبگان جامعه است؛ نخبگان علمى و نخبگان فكرى و نخبگان سياسى، ليكن جريان دانشجوئىِ فعال هم مسئوليت سنگينى دارد. يكى از مسئوليتهاى جريان دانشجوئى، تلاش براى فهميدن است؛ يعنى تفكر.

 

يكى از كارهاى لازم، تشكيل جلسات فكرى وسيعى است كه مجموعه‏ى دانشجوئى، همراه با مجموعه‏ى حوزوى، با برنامه‏ريزى خوب، ميتواند به وجود بياورد تا بنشينند درباره‏ى مسائل گوناگون فكر كنند. گسترش فكر و پراكندن فكرِ درست و صحيح ميتواند همان ثمراتى را ببخشد كه ما در زمينه‏هاى مسائل علم و فناورى و پيشرفت علوم از دانشجو توقع داريم؛ يعنى شكوفائى، آوردن حرف نو به ميدان انديشه، با يك حركت صحيح و جهتگيرى درست. يكى از كارها اين است.

 

 يكى از كارها، مشخص كردن اصول است. ما اصولى داريم كه بايد از اين اصول تخطى نشود. يعنى به نام فكرپردازى و انديشه‏پردازى، از اصول انحراف پيدا نشود. اصول، شاخصهاى راه صحيح و صراط مستقيم است. خطاست اگر اصول را به ديواره‏هائى تشبيه بكنيم كه انسان از وسط اين ديواره‏ها بايد حركت كند؛ نه، اصول شاخصند. يك راه مستقيمى وجود دارد، يك صراط مستقيمى هست كه اين، انسان را به هدف ميرساند. اين صراط مستقيم را بايد شناخت، بايد كشف كرد. هيچ كس در محدوده‏ى صراط مستقيم زندانى نشده. اجبار به پيمودن صراط مستقيم در هيچ كس نيست. اين اصول كسى را اجبار نميكند، الزام نميكند، محدود نميكند، بلكه اين اصول انسان را هدايت ميكند و به او ميگويد كه اگر چنانچه بر طبق اين اصول حركت كردى، به آن نتيجه‏ى مطلوب خواهى رسيد؛ اگر از اين اصول تخطى كردى، به هدف نخواهى رسيد. آخر، اشكال بيراهه همين است. بيراهه، دو اشكال دارد: يك اشكال اين است كه انسان به سرمنزل مقصود نميرسد؛ اشكال ديگر اين است كه وقت انسان تلف ميشود؛ فرصتها از دست مي­رود.

 

گاهی مي­پرسند كه به نظرات امام چگونه دست پيدا كنيم؟ به نظر من اين كاملاً روشن است. نظرات امام يك مجموعه است و خوشبختانه بيانات امام ثبت شده است و همين است كه هست. مثل همه‏ى متونى كه از آنها ميشود تفكر گوينده را استنباط كرد؛ منتها با شيوه‏ى درستِ استنباط. شيوه‏ى درستِ استنباط اين است كه همه حرفها را ببينند، آنها را در كنار هم قرار بدهند؛ توى آنها عام هست، خاص هست؛ مطلق هست، مقيد هست. حرفها را بايد با همديگر سنجيد، تطبيق كرد؛ مجموع اين حرفها، نظر امام است. البته كار خيلى ساده‏اى نيست، اما روشن است كه بايد چه كار كنيم: يك كار اجتهادى است؛ اجتهادى است كه از عهده‏ى شما جوانها برمى‏آيد. بنشينند واقعاً گروه‏هاى كارى در زمينه‏هاى مختلف، نظر امام را استنباط كنند، از گفته‏هاى امام به دست بياورند.

 

 

فرازی از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى

در ديدار جمعى از نخبگان علمى و دانشجويان دانشگاه‏ها 7/7/1387

فرستنده صیاد  | لینک ثابت |

 

بد اخلاقی در خانه

 

1- يكى از عواملى كه باعث فشار قبر خواهد شد، بد خلقى در خانواده است ، يعنى كسانى كه در بين اهل منزل ، صاحب اخلاق پسنديده نباشند و رفتارهاى تند و خشن از خود بروز دهند، دچار فشار قبر خواهند شد. از نمونه هاى بارز آن در تاريخ اسلام ، زندگى جناب سعد بن معاذ است . پيامبر عظيم الشان اسلام (عليه السلام ) بعد از آنكه شنيد، سعد رحلت كرد، در منزل ايشان حضور يافت ، و در همه مراحل تجهيز ميت شركت فرمود و نظارت كامل بر غسل ، حنوط و كفن ايشان داشت از داخل قبر خارج شده و لحدها را چيد و خاك روى قبرش ريخت و همين طور كه روى قبر را صاف مى كرد، فرمود: به درستى كه من مى دانم كه ما هم به سوى قبر و ديار باقى خواهيم رفت و كهنگى و فرسودگى به اين قبر وارد مى شود. آنگاه مادر سعد بن معاذ عرضه داشت : گوارا باد بر تو، در اين بهشتى كه داخل شوى ! رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: هم اكنون فشار قبر، معاذ را در بر گرفت .
اصحاب وقتى به چهره پيامبر (صلى الله عليه و آله) نگاه كردند، متعجب شده و سؤ ال كردند: يا رسول الله ، چرا چهره شما منقلب شده ؟ حضرت فرمود: هم اكنون قبر آنچنان فشارى بر سينه هاى سعد وارد كرده است كه صداى شكستن استخوانهاى سينه سعد را شنيدم ! ياران عرضه داشتند: يا رسول الله او كه به دست مبارك شما براى دفن ، تجهيز شد و شما در تشييع جنازه او شركت فرموديد و او را با دست مبارك خود دفن نموديد، پس چه طور اينگونه دچار فشار قبر شد؟ حضرت فرمود: البته سعد بن معاذ همه برنامه هاى دينى اش درست بود، غير از اخلاق خانوادگى ، كه در خانواده خويش تندخو بود و اخلاق خشن داشت و اين بد اخلاقى وى باعث فشار قبر او گرديد.

2- يارى نكردن به مومنين از عوامل فشار قبر

يكى از عوامل فشار قبر، كمك و مساعدت نداشتن نسبت به برادران مومن است ، امام صادق (عليه السلام) مى فرمايد: كسى كه به كمك برادر دينى خود شتابد در حالى كه حاجت خود را از او طلب مى كند و او هم قادر به يارى نمودن باشد، در عين حال از مساعدت و كمك دريغ نمايد، خداوند در قبر اين انسان ، مارى از مارهاى دوزخ را مى فرستد كه تا قيامت او را مى گزد و بر او مسلط است، تا صور اسرافيل دميده شود .

 

عالم برزخ ص 138

 

فرستنده ساحل  | لینک ثابت |

 

                               یا ضامن آهو مدد

 

امام رضا (ع) فرمود:

مؤمن، حقيقت ايمان را درك نمى كند مگر آن كه 3 خصلت را دارا باشد:
خصلتى از خداوند، كه كتمان اسرار افراد باشد، خصلتى از پيغمبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) كه مدارا كردن با مردم باشد، خصلتى از ولىّ خدا كه صبر و شكيبائى در مقابل شدائد و سختى ها را داشته باشد .

 

           بحارالأنوار: ج 75، ص 334، ح 1، مستدرك الوسائل: ج 9، ص 37، ح 10138

 

 

فرستنده صیاد  | لینک ثابت |

قلب ... 88/08/06 13:52

 

قلب سالم و غير سالم

 

زبان : پس تمام بدبختى هاى ما از قلب ناشى شد؟!

چشم : البته قلب چنين است ، چنان كه از رسول خدا (ص ) روايت شده : در انسان پاره گوشتى است كه هر گاه آن سلامت باشد ساير جسد بواسطه آن سالم است ، و زمانى كه آن مريض گردد، ساير بدن مريض و تباه خواهد شد، و آن قلب است (1) .
و درباره شما هم همين تعبير شده كه : در انسان دو پاره گوشت است كه هر گاه سالم باشند بدن سالم است : دل و زبان (2) .

قلب : ممكن است جهت وابستگى سلامت جسد را بر سلامت من بيان كنيد شايد بتوانم خود را اصلاح كنم ؟

چشم : علت وابستگى سلامت جسد بر سلامت شما اينست چنان كه علماى اخلاق فرموده اند هر گز دل آدمى از فكر و خيال خالى نمى باشد، چنان كه دريا محل ورود آبهاى مختلف است و يا مانند شهرى بزرگ كه محل رفت و آمد افراد گوناگون مى باشد و يا آئينه اى كه از برابر آن اشياء متنوع و صورتهاى بيحد بگذرد و يا چون هدفى كه تيرهاى فراوان به سوى آن افكنده شود؛ بنابراين بايد هر انسانى حواسش جمع بوده و از ورود و خروج افكار و خيالات مختلف خود را نبازد و به انحراف كشيده نشود كه اگر خداى نخواسته انسان غفلت كند، بدبختى و بيچارگى ها به بار خواهد آورد و به جائى خواهد رسيد كه تكذيب حق كند و بكلى از ايمان خارج شود .

 

1- فى الانسان مضغة اذا هى سلمت و صحت سلم بها ساير الجسد فاذا سقمت سقم لها ساير الجسد و فسد، و هى القلب بحار، ج 70،ص 51

2- اقرب الموارد ماده مضغ ، فى الانسان مضغتان اذا صلحتا صلح البدن : القلب و اللسان .

 

 

افكار وارده در قلب

 

قلب : گويا در حق من افراط مى كنيد.

چشم : نه عزيزم ! شما به روايت پيامبر بزرگ اسلام (ص ) كه در كتب اخلاقيه نقل شده بر خورد ننموده ايد كه فرموده : در قلب دو قسم از افكار وارد مى شود: يكى از جانب فرشته و آن يك سلسله افكاريست كه مشتمل بر خواندن به خير و نيكى و تصديق است و ديگر از سوى شيطان كه در آن خواندن به بدى و شر و تكذيب حق مى باشد (1) .
از اين روايت و امثال آن بطور كامل استفاده مى شود كه بيشتر انحرافات و شقاوتها از افكار پوچ و انحراف سازيست كه در شما پيدا مى شود.
شما ببينيد هواى نفس و آرزوى دراز و تمناى پست ها، ثروتها، خانه و پولهاى كلان ، زمينهاى فراوان ، ويلاها، باغات زياد، جواهر و ماشين و كشتى و هواپيماهاى مختلف و هزاران آرزوهاى ديگر در كجا پروريده مى شود آيا جز در وجود نازنين شما؟
آيا كشتن ها، غارتها، كشور گشائى ها و صدها جنايت ديگر در غير شما ديده مى شود و يا تصور مى گردد؟
آيا شما به اين رقم كلمات از پيامبر اكرم (ص ) و از اميرالمومنين على (ع ) بر خورد نكرده اى كه فرموده اند: اى مردم !براستى ترسناكترين چيزى كه من بر شما مى ترسم دو چيز است : پيروى ازى هواى نفس و آرزوى دراز، اما پيروى از هوا مانع از حق مى شود و اما آرزوى دراز، آخرت را از ياد مى برد(2) .

قلب : پيروى هواى نفس چه ربطى به من دارد؟

چشم : اختيار داريد، هوا در كجا پروريده مى شود؟ كشتزار هوا و آرزوى دراز در وجود شماست ، در آنجاست كه بذر هر فسادى كشت مى گردد، و در آنجا است كه نقشه هاى شوم و افكار پست و خيالات ضد اسلام و ضد رهبرى پروريده مى شود و در آن جا رطب و يا بسها به هم يافته شده ، حق كشى ها در خارج صورت مى گيرد، خواهش مى كنم هيچ گاه در حق ما بد گمان نبوده و ما را به حق كشى و يا افراط در كار نسبت مده .

زبان : پس لازم آمد كه قلب ، خود را اصلاح كرده كمتر در خود خيالات فاسده را راه دهد.

1- فى القلب لمتان لمة من الملك ايعاد بالخير، و تصديق بالحق ، و لمة من الشيطان ابعاد بالشر و تكذيب بالحق ، معراج السعادة ،ص 88.

2- ايها الناس ان اخوف ما اخاف عليكم اثنان : اتباع الهوى ، و طول الامل ، فاما اتباع الهى فيصد عن الحق ، و اما طول الامل فينسى الاخرة ، نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه 42.

 

قساوت قلب

 

پا : قساوت ، قلب هم از خصلتهاى بسيار بد است كه فقط در دوست ما تصور مى گردد و به همين جهت به ديگران زيانهاى فراوانى مى زند.

چشم : آرى ، سخت دلى كه دهمان قساوت قلب مى باشد، در انسان حالت بسيار بدى را به وجود مى آورد؛ زيرا اگر همه مردم چنين باشند، در دنيا به نيازمندان و ستمديدگان و محرومين ، رسيدگى نخواهد شد، و در مقابل بازار ظلم و ستم ، تعدى و تجاوز، كشت و كشتار و غارت و چپاولگرى ، رواج پيدا خواهد كرد، زيرا نرمى دل نيست تا آثار رحم دلى و رحمت و عطوفت ديده شود و لذا در اخبار فراوان ديده شده كه آدمى را از سخت دلى بر حذر داشته و سفارش به رقت و رحم دلى فرموده اند، خداوند هم ، از كافر به قسى القلب تعبير نموده و چنين مى فرمايد: سپس دلهايتان بعد از اين سخت گرديده مانند سنگ يا سختر(1) .

قلب : من نخواستم با هر يك از شما طرف شوم و گرنه من هم مى توانم در اين گفتگوها تلافى كنم .

چشم : چشم ما روشن دوست عزيز!مگر بنا بود ما در بحث خود جنگ و دعوا راه بيندازيم ، كه شما مى فرمائيد: من هم مى توانم تلافى كنم ، غرض از اين گرد هم آئى و گفتگو اصلاح هر يك از ماست ، و گرنه اگر خداى نخواسته قصد ما لجاجت و ستيز باشد همه بيچاره خواهيم بود.

 

1- ثم قست قلوبكم من بعد ذلك فهى كالحجارة او اشد قسوة سوره بقره ، آيه 74.

 

کتاب : مناظره زبان و اندام­ها

 

فرستنده ساردین  | لینک ثابت |

 

پنج درس آموزنده و ارزشمند از محضر امام صادق (علیه السلام)


1- مرحوم قطب الدّين راوندى روايت كرده است :

 

روزى از امام جعفر صادق عليه السلام سؤ ال كردند: روزگار خود را چگونه سپرى مى فرمایى ؟
حضرت در جواب فرمود: عمر خويش را بر چهار پايه و ركن اساسى سپرى مى نمايم :

مى دانم آنچه كه روزى براى من مقدّر شده است ، به من خواهد رسيد و نصيب ديگرى نمى گردد.

مى دانم داراى وظائف و مسئوليّت هایى هستم ، كه غير از خودم كسى توان انجام آن ها را ندارد.

مى دانم مرا مرگ در مى يابد و ناگهان بدون خبر قبلى مرا مى ربايد؛ پس بايد هر لحظه آماده مرگ باشم .

و مى دانم خداى متعال بر تمام امور و حالات من آگاه و شاهد است و بايد مواظب اعمال و حركات خود باشم .(1)


2- در روايات متعدّدى وارد شده است :

هرگاه كه امام جعفر صادق عليه السلام در باغستان و مزرعه ، بيل در دست داشته و مشغول كشاورزى و كارگرى مى بود؛ و اصحاب و دوستان ، حضرت را با آن حالت مشاهده مى كردند، عرضه مى داشتند: ياابن رسول اللّه ! چرا در اين موقعيت خود را به زحمت انداخته ايد؟!
اجازه فرمائيد تا ما كمك كنيم و شما استراحت نمائيد؟

حضرت در جواب مى فرمود: مرا به حال خود وا گذاريد، من علاقه مندم كه خداوند مرا در حالتى مشاهده نمايد كه با دست خود زحمت مى كشم و كار مى كنم و جسم خود را براى بدست آوردن روزى حلال به زحمت و مشقّت انداخته ام .(2)


3 - بعضى از بزرگان حكايت كرده اند :

روزى مگسى بر صورت منصور دوانيقى نشست و منصور با دست خود آن را دور ساخت ، مگس بار ديگر برگشت و بر همان جاى اوّل نشست و باز منصور آن را دور كرد.
و اين كار چند مرتبه تكرار شد تا آن كه منصور به خشم آمد، در همان حال ، امام جعفر صادق عليه السلام وارد شد.

منصور گفت : ياابن رسول اللّه ! خداوند متعال براى چه مگس را آفريده است ؟

حضرت در پاسخ فرمود: براى آن كه به وسيله آن ، جبّاران را ذليل و متواضع گرداند.( 3)


4- مرحوم نراقى در كتاب ارزشمند خود آورده است :

شخصى نزد امام جعفر صادق عليه السلام حضور يافت ؛ و عرضه داشت : ياابن رسول اللّه ! پدرم پير و ضعيف گشته است به طورى كه همانند بچّه كوچك بايد در خدمت او باشم ؛ و نيز او را براى قضاء حاجت بغل مى كنم .

حضرت فرمود: چنانچه توان داشته باشى بايد اين كار را ادامه دهى ؛ و نيز بايد با كمال ملاطفت و مهربانى برايش لقمه بگيرى و دهانش بگذارى .
و انجام اين امور فرداى قيامت ،
راه ورود به بهشت را برايت آسان مى گرداند.(4)


5- صفوان جمّال حكاين كند:

روزى در خدمت آن حضرت بودم ، كه فرمود: اى صفوان ! آيا تعداد سفيران و پيامبرانى را كه خداوند متعال براى هدايت بندگان ؛ مبعوث گردانيده است ، مى دانى ؟
عرض كردم : خير، نمى دانم .

امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند يك صد و بيست و چهار هزار پيغمبر بر انگيخت و به همان تعداد نيز وصىّ و جانشين منصوب و معرّفى كرده ، كه تمامى آن ها اهل صدق حديث و اداى امانت و زاهد در امور دنيا بوده اند.

سپس حضرت در ادامه فرمايش خود افزود: خداوند متعال پيغمبرى بهتر و با فضيلت تر از حضرت محمّد مصطفى صلى الله عليه و آله نفرستاد.

و نيز جانشينى بهتر و با فضيلت تر از جانشين آن بزرگوار يعنى ؛ حضرت اميرالمؤ منين امام علىّ بن ابى طالب عليه السلام معرّفى نكرده است .(5)

 

1- مستدرك الوسائل : ج 12، ص 172، ح 15.

2- كافى : ج 5، ص 76، بحارالا نوار: ج 47، ص 57، وافى : ج 17، ص 30 و 36.

3- كشف الغمّة : ج 2، ص 373.

4- جامع السّعادات : ج 2، ص 265.

5- بحارالا نوار: ج 16، ص 352، به نقل از اختصاص شيخ مفيد

 

فرستنده سربدار  | لینک ثابت |

 

امام سجاد(عليه اسلام) فرمود :

سه حالت و خصلت در هر يك از مؤمنين باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قيامت در سايه رحمت عرش الهى مى باشد و از سختى ها و شدايد صحراى محشر در امان است:
اوّل آن كه در كارگشائى و كمك به نيازمندان و درخواست كنندگان دريغ ننمايد.
دوّم آن كه قبل از هر نوع حركتى بينديشد كه كارى را كه مى خواهد انجام دهد يا هر سخنى را كه مى خواهد بگويد آيا رضايت و خوشنودى خداوند در آن است يا مورد غضب و سخط او مى باشد.
سوّم قبل از عيب جویى و بازگویى عيب ديگران، سعى كند عيب هاى خود را برطرف نمايد.

 

تحف العقول : ص204، بحارالأنوار: ج 75، ص 141، ح 3.

 

امام سجاد(عليه اسلام) فرمود :

سه چيز موجب نجات انسان خواهد بود :

1- بازداشت زبان از بدگوئى و غيبت مردم .

2- خود را مشغول به كارهایى كردن كه براى آخرت و دنيايش مفيد باشد .

3- هميشه بر خطاها و اشتباهات خود گريان و ناراحت باشد .

 

تحف العقول : ص 204، بحارالأنوار: ج 75، ص 140، ح 3

 

امام سجاد(عليه اسلام) فرمود :

هركس داراى چهار خصلت باشد : ايمانش كامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتى خداوند را ملاقات مى كند كه از او راضى و خوشنود است:
1 ـ خصلت خودنگهدارى و تقواى الهى به طورى كه بتواند بدون توقّع و چشم داشتى، نسبت به مردم خدمت نمايد.
2 ـ راست گویى و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگى.
3 ـ حيا و پاكدامنى نسبت به تمام زشتى هاى شرعى و عرفى.
4 ـ خوش اخلاقى و خوش برخوردى با اهل و عيال خود.

 

مشكاة الأنوار : ص 172، بحارالأنوار: ج 66، ص 385، ح 48

 

فرستنده کبوتر حرم  | لینک ثابت |

به جهنم رفتن حجاج

 

در روايت است وقتى حجاج بن يوسف به هلاكت رسيد، مردى قسم خورد كه اگر حجاج به جهنم نرفته باشد من زنم را طلاق مى دهم ، ولى بعد متحير شد كه اين قسمى كه خورده چگونه است ؟ آيا حجاج جهنمى است و او زنش را نگه دارد، يا جهنم نرفته و او بايد زنش را طلاق دهد؟
فلذا پيش ايوب سجستانى رفت و از او سؤ ال كرد كه وظيفه اش چيست ؟
ايوب گفت : چيزى نمى توانم در اين باب بگويم چون خداوند فرموده ((يغفر ما دون لمن يشاء)) و مغفرت عاصيان را به مشيت خودش معلق نموده است و من از مشيت خدا آگاه نيستم .
آن مرد، مايوس و نااميد نزد عمر بن عبد العزيز رفت و مشكلش را با او در ميان گذاشت . عمر بن عبدالعزيز گفت : برو زنت را نگه دار كه اگر خداوند حجاج را با آن همه ظلم و ستم به جهنم نبرد تو را هم به خاطر شكستن قسم ، به جهنم نخواهد رساند، چرا كه((ان جهنم تموعدهم اجمعين)) .


لطيفه هاى شيرين ، ص 41

 

حساب در دستتان باشد!

 

آورنده اند شخصى به اسم ابن صمد بيشتر اوقات شب و روز در كارهاى خود يكى يكى حساب داشت ، روزى ايام گذشته خود را محاسبه مى كرد، چنين نتيجه گرفت كه شصت سال از عمرش گذشته است و اين شصت سال در حدود بيست و يك هزار و پانصد روز مى شود، گفت واى بر من ، اگر روزى يك گناه كرده باشم ، با خدا ملاقات مى كنم با بيست و يك هزار و پانصد گناه ، اين را گفت و بيهوش افتاد، و در همان بيهوشى جان به جان آفرين تسليم كرد .


پندهايى از تاريخ ، ص 261

 

فرستنده سربدار  | لینک ثابت |

حرکت!!!!! 88/07/06 16:8

حرکت

اگر آدمی ماندن را گندیدن دانست و حرکت و ضرورت آن را احساس کرد، باید حرکت کند و در این حرکت، کندی وشتاب خود را کنترل نماید. اگر کند برود ، از پشت ضربه می خورد و مانع دیگران است. اگر شتاب بردارد،باید لرزش هایش، جهر و اخفاتش، بلندی و کوتاهی صدایش را کنترل کند.

وجودهایی که جلودار هستند و و باشتاب حرکت می کنند، یک لحظه انحرافشان کیلومترها انحراف در بر خواهد داشت. در سرعت های بالا، انحراف ها نیز بیش تر خواهد بود.

 آنچه شیطان را را گرفتار کرد، یک کبر بود. آنچه آدم و پسرانش را گرفتار و روانۀ زمین کرد، یک حرص در آدم و یک حسد در بچه های او بود. آنچه یونس را در شکم ماهی گرفتار نمود، یک شتاب بود و آنچه یوسف را زندانی کرد، یک توجه به غیر بود. ما که جامع همۀ این شرایط هستیم ، به خاطر کندی حرکت و سرعت و نبود آن شتاب، هنوز هم سرجای خود ایستاده ایم هیچ جایمان هم درد نگرفته و در بهشت را هم برایمان باز کرده اند.

آنچه را که ما حسن می دانیم، برای راه رفته ها و شتاب برداشته ها، عین قبح است، چون کلاس ها عوض شده است.

باشروع حرکت، هر دعوتی ما را به خود جذب می کند. شیطان بت ما می شود. رسول (ص) بت می شود. علی (ع) بت می شود. این مربوط به داعی نیست، چون نوری که باید در راه خود قرار دهیم، اگر در چشم خود بیندازیم، کورمان می کند که نباید وسیله ها را هدف قرار داد.

                                                           منبع: کتاب حرکت علی صفایی حائری (عین. صاد)

فرستنده آشنای ناشناس  | لینک ثابت |

 

هاروت و ماروت

نوشته اند كه در زمان ناصرالدين شاه در اصفهان آشوبى به پا شد و چند نفر كشته شدند. شاه ، غضبناك شد و آقاى محمد تقى بن محمد باقر، معروف به مجتهد نجفى را به تهران احضار نمود. ايشان از رفتن به تهران استنكاف كرد و شهر اصفهان ، تعطيل شد. تا بالاخره امام جمعه وقت تهران و علماى ديگر، واسطه شدند و قرار شد آقاى نجفى به عنوان زيارت مشهد از تهران عبور كند و به حضور شاه برود.
در ساعت مقرر، آقاى نجفى وارد قصر شمس العماره شد. ولى براى ابراز نارضايتى ، با يكى از روحانيون اصفهان كه همراهش بود، مشغول مباحثه فقهى شد و هنگام ورود شاه ، سرگرم مباحثه بودند و كمترين توجهى به او نكردند تا اينكه شاه كاملا نزديك شد. ناگهان آقاى نجفى سرش را بلند كرد و با لهجه اصفهانى گفت : (( شاه شوماييد سلام )) شاه از اين توهين ، سخت عصبانى شد و برگشت . غضب شاه ، اتابك و ديگر درباريان را به وحشت انداخت . اما آقاى نجفى با آرامش كامل برخاست و عصا زنان راه خود را گرفت كه برود. اتابك با رنگ پريده جلو دويد و گفت : آقا چرا اينطور كرديد؟ حالا شاه همه ما را مى كشد، اگر به خودتان رحم نمى كنيد به ما رحم كنيد و...
آقاى نجفى در حالى كه به در خروجى نزديك مى شد، در خشتى شمس العماره ، چشمش به توپى كه در آنجا كار گذاشته شده بود افتاد و بدون توجه به تهديدات صدر اعظم ، كلام او را قطع كرد و با لحن استهزاء آميزى گفت : آقاى صدر اعظم باشى اين چى چى هست ؟
اتابك گفت : اين توپ است ، آقاى نجفى با همان لحن پرسيد، از همان توپهايى كه بچه ها باهاش بازى مى كنند؟ اتابك گفت : نه ، اين توپى است كه در آن ، باروت مى ريزند و آتش ‍ مى زنند، آقاى نجفى گفت : باروت ديگر چى چى هست ؟ در قرآن آمده (( و ما انزل على الملكين ببابل هاروت و ماروت )) ولى باروت نيامده ، اتابك گفت : باروت دانه هاى سياهى است كه وقتى آتش به آن برسد منفجر مى شود. آقاى نجفى پرسيد: وقتى توپ آتش گرفت چه طور مى شود؟ اتابك گفت اگر گلوله اش به كسى بخورد، قطعه قطعه اش مى كند. آقاى نجفى جلو رفت و جلوى توپ ايستاد و گفت : آقاى صداعظم بفرماييد اين توپ در برود مرا قطعه قطعه كند، آقاى نجفى گفت : برو به شاه بگو، كه تقى از اين توپهاى خالى شما نمى ترسد. (( ان اولياء الله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون .))  


لطيفه هاى شيرين ، ص 98

 

فرستنده سربدار  | لینک ثابت |

 

 

 

         اي نور خدا به وسعت آيينه  


                                        آگاه ز راز خلوت آيينه!
 
         يک لحظه بتاب در شب تنهايي 


                                         سوگند ترا به حرمت آيينه!

 

 

 

گرپرده زرخ باز نمايد مهدي(عج)   

                                        از خلق جهان دل بربايد مهدي(عج)


اي شيعه چنان منتظر مولــي باش   

                                        گويي كه همين جمعه بيايد مهدي(عج)

 

 

جـــانم به فداي خــاك پايت مهدي   

                                        اذنم بده تا كنم صدايت مهدي


عشق تو عجين گشته به جان و دل من       

                                        اي جان و دلم شود فدايت مهدي

 

 

يک عمر به انتظار مانديم همه 
                                        غمديده و بيقرار مانديم همه
 
بازآ که شکست، دل ز ياد غم تو 
                                        بي روي تو بي بهار مانديم همه

 

 

ديديم ترا دوباره بر مي گردي 
                                          از باغ پر از ستاره برمي گردي
 
گفتند که چاره نيست بر درد فراق  
                                          انگار! براي چاره برميگردي

 

 

فرستنده صیاد  | لینک ثابت |

آقا برگرد ... 88/05/16 1:24

 

 

غريب آشنا ما را صدا کن 
                       زدست غصّه دلها را رها کن
 
اسير دردهاي انتظاريم 
                       به لطفي دردهامان را دوا کن

 

مانديم به داغ انتظارت، مددي! 
                       ما و غم ودرد بي شمارت، مددي!
 
دلخسته از اين غمي که در ريشه ماست 
                       در آرزوي فجر بهارت، مددي!

 

اي انتظار سبز! گل باغ سرمدي 
                       زيباترين بهار حريم محمدي (صلي الله عليه وآله وسلم)!


پايان گرفت با تو شب انتظار ما 
                       اي آخرين ستاره زهرا (عليها السلام)! خوش آمدي

 

برخيز که غم به سر شد و عيد آمد 
                       از مشرق عشق، صبح اميد آمد
 
صد چشمه نور هر طرف جاري شد 
                       شب رفت و حضور سبز خورشيد آمد

 

از ياد تو سبز باورِ آينه هاست 
                       از نور تو آيينه دلها، زيباست
 
اي روشني شبان يلدايي ما! 
                       بي ماه رخت، شبان ما بيفرداست

 

 اي راحت دل، قرار جانها! برگرد 
                       درمان دل شکسته ما، برگرد
 
مانديم در انتظار ديدار، اي داد! 
                       دلها همه تنگِ توست آقا! برگرد

 

فرستنده ساردین  | لینک ثابت |

 

حضرت مهدى (عليه السلام) :

هيچ چيز مثل نماز، بينى شيطان را به خاك نمى مالد، پس نماز بخوان و بينى شيطان را به خاك بمال.

 

پناه به خدا مى برم از نابينايى بعد از بينايى و از گمراهى بعد از راهيابى و از اعمال ناشايسته و فرو افتادن در فتنه ها.

 

حضرت مهدى (عليه السلام) به محمّد بن على بن هلال كرخى فرموده اند: نادانان و كم خردان شيعه و كسانى كه بال پشه از ديندارى آنان محكم تر است، ما را آزردند.

 

سجده شكر از لازم ترين و واجب ترين مستحبّات است.

 

http://www.bachehayeghalam.ir/articles/cat_03/007269.php

 

 

ولادت با سعادت عزیز دلها، یوسف زهرا، ذخیره آل هاشم

 حضرت مهدی (علیه السلام)

بر شیفتگان و دلداگان آن حضرت مبارک باد.

 

فرستنده کبوتر حرم  | لینک ثابت |

 

ولادت با سعادت سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) و علمدار حریمش حضرت ابالفضل العباس (علیه السلام) و چهارمین اختر آسمان امامت و ولایت حضرت سجاد (علیه السلام) بر شیفتگان حریم ولایت تبریک و تهنیت باد.

 

امام سجاد(عليه اسلام) فرمودند : سه حالت و خصلت در هر يك از مؤمنين باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قيامت در سايه رحمت عرش الهى مى باشد و از سختى ها و شدايد صحراى محشر در امان است:
اوّل : آن كه در كارگشایى و كمك به نيازمندان و درخواست كنندگان دريغ ننمايد.
دوّم : آن كه قبل از هر نوع حركتى بينديشد كه كارى را كه مى خواهد انجام دهد يا هر سخنى را كه مى خواهد بگويد آيا رضايت و خوشنودى خداوند در آن است يا مورد غضب و سخط او مى باشد.
سوّم : قبل از عيب جویى و بازگویى عيب ديگران، سعى كند عيب هاى خود را برطرف نمايد.

 

تحف العقول: ص204، بحارالأنوار: ج 75، ص 141، ح 3

 

امام سجاد(عليه اسلام) فرمودند : هركس داراى چهار خصلت باشد، ايمانش كامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتى خداوند را ملاقات مى كند كه از او راضى و خوشنود است:
1 ـ خصلت خودنگهدارى و تقواى الهى به طورى كه بتواند بدون توقّع و چشم داشتى، نسبت به مردم خدمت نمايد.
2 ـ راست گویى و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگى.
3 ـ حيا و پاكدامنى نسبت به تمام زشتى هاى شرعى و عرفى.
4 ـ خوش اخلاقى و خوش برخوردى با اهل و عيال خود.

 

مشكاة الأنوار: ص 172، بحارالأنوار: ج 66، ص 385، ح 48

 

امام سجاد(عليه اسلام) فرمودند : مشكل ترين و سخت ترين لحظات و ساعات دوران ها براى انسان، سه مرحله است:
1 ـ آن موقعى كه عزرائيل بر بالين انسان وارد مى شود و مى خواهد جان او را برگيرد.
2 ـ آن هنگامى كه از درون قبر زنده مى شود و در صحراى محشر به پا مى خيزد.
3 ـ آن زمانى كه در پيشگاه خداوند متعال ـ جهت حساب و كتاب و بررسى اعمال ـ قرار مى گيرد و نمى داند راهى بهشت و نعمت هاى جاويد مى شود و يا راهى دوزخ و عذاب دردناك خواهد شد.

 

بحار الأنوار: ج 6، ص 159، ح 19، به نقل از خصال شيخ صدوق

 

فرستنده ساحل  | لینک ثابت |

 

نشانه هاى قوم جاهل

 

على (عليه السلام) در جمعى فرمود: قوام دين به چهار كس است : عالم زبان دارى كه به علم خود عمل كند، ثروتمندى كه مازاد ثروت خود را به هم خويشان خود پخش كند، فقيرى كه آخرت را به دنيا نفروشد، و جاهلى كه از تحصيل علم تكبر نورزد، پس هر گاه عالم ، علم خود را نشر ندهد و توانگر بخل بورزد و فقير آخرت را به دنيا بفروشد، و جاهل از آموختن علم تكبر كند، دنيا به عقب بر مى گردد (و جاهليت را از سر گيرد)

در آن روز به تعداد مسجدهاى زياد و اجتماعات مردمى كه دلهايشان از هم جداست فريب نخوريد.
عرض كردند: يا على (عليه السلام ) در آن زمان چگونه بايد زندگى كرد؟

حضرت فرمود: در ظاهر با مردم آميزش كنيد، و در باطن مخالفت نماييد كه قرين انسان عمل اوست ، و هر كس را كه دوست داشته باشد با او محشور مى شود، و در عين حال منتظر فرج هم باشيد.

                                                              نصايح ، ص 195

 

راه مبارزه با شيطان  

 

روزى على (عليه السلام ) به كميل بن زياد چنين سفارش و وصيت كرد؛ فرمود: اى كميل !

شيطان با كيد و مكر لطيفش بسوى تو مى آيد و تو را به طاعتى امر مى كند كه مى داند با آن الفت و انس دارى و آن را فرو نمى گذارى پس تو گمان مى برى كه او فرشته اى بخشنده است ، در حاليكه بدون ترديد او شيطان رانده شده است .

سپس وقتى به او انس گرفتى و اطمينان يافتى ، تو را به اتخاذ تصميماتى هلاك كننده كه نجات در آن نيست وا مى دارد.

اى كميل ! وقتى كه شيطان در سينه ات وسوسه كرد، بگو: اعوذ بالله القوى من الشيطان الغوى و اعوذ بمحد الرضى من شرما قدر و قضى و اعوذ بالله الناس من شر الجنة و الناس اجمعين و صلى الله على محمد و آله و سلم و سلم .

اين پناه جستن به حق تو را از زحمت و اذيت ابليس و شياطين همراه او، اگر چه تماما مثل او ابليس باشند، كفايت كرد.

 

                                                             نشان از بى نشانها

 

فرستنده صیاد  | لینک ثابت |

از بیان یار ... 88/05/01 19:19

 

نيايش امام سجاد (علیه السلام) در مقام خوف از خداي تعالي

 

خدايا، تو اندامم را موزون آفريدي، و مرا در خُردي پروريدي، و به اندازه روزي دادي.

خدايا، من در كتاب تو كه فرو فرستاده‌اي و با آن بندگانت را بشارت داده‌اي، يافته‌ام كه فرموده‌اي: «اي بندگان من كه بر خود ستم روا داشته‌ايد، از رحمت خدا نااميد مشويد؛ زيرا خدا همه‌ي گناهان را مي‌آمرزد.» و پيش از اين، كارهايي از من سر زده است كه خود مي‌داني و از من بدان‌ها آگاه‌تري. پس واي بر من از اين رسوايي، به سبب گناهاني كه نامه‌ي عمل من در خود ثبت كرده است.

و اگر نبود كه من به آمرزش فراگير تو اميدوارم، خودم را به نابودي مي‌افكندم، و اگر كسي را توانايي آن مي‌بود كه از پروردگارش بگريزد، بي شك من به گريختن از تو سزاوارتر بودم. هيچ رازي در آسمان و زمين بر تو پوشيده نيست و آن را در قيامت آشكار مي‌كني، در حالي كه هم جزا دهنده‌اي و هم حسابگر امور.

خدايا، اگر بگريزم، مرا طلب كني، و اگر فرار كنم، مرا دريابي. اينك اين منم كه شكسته و خوار و زبون در برابرت ايستاده‌ام. اگر عذابم كني، سزاوارم، و اين كار ـ اي پروردگار من ـ از سوي تو عدل است؛ و اگر بيامرزي، چه عجب كه از گذشته‌اي دور مشمول آمرزش تو بوده‌ام و جامه‌ي عافيت بر من پوشانده‌اي.

حال ـ خدايا ـ از تو مي‌خواهم كه به نام‌هاي پنهانت، و آن زيبايي و جمال كه در پَسِ پرده‌هاي عزّت و جلالت پوشيده مانده است، رحمت آوري بر اين جان بي‌تاب و مشتي استخوانِ سست و بي‌شكيب كه تاب گرماي آفتابت را ندارد. پس گرماي آتش دوزخ را چگونه برتابد؟ و جاني كه طاقت بانگ رعد تو را ندارد. پس چگونه بانگ خشم تو را تاب آورَد؟

خدايا، بر من رحم كن كه مردي حقير و بي‌مقدارم، و قدر و منزلتم اندك است. عذاب كردن من به اندازه‌ي موري حتي بر قلمرو فرمانروايي‌ات نيفزايد. و اگر چنين باشد، از تو مي‌خواهم كه مرا بر آن عذاب شكيبايي دهي، و خود، آن افزوني را براي تو مي‌پسندم، ولي چه كنم ـ خدايا ـ كه قلمرو فرمانروايي‌ات گسترده‌تر، و پادشاهي‌ات جاودانه‌تر از آن است كه اطاعتِ بندگانِ فرمانبردار بر آن بيفزايد و نافرمانيِ گنهكاران از آن بكاهد.

پس اي مهربان‌ترينِ مهربانان، بر من رحمت آور و از من درگذر، اي صاحب بزرگي و بخشندگي، و توبه‌ام را بپذير كه تو توبه پذير و مهرباني.

 

                                                       دعای 50 -  صحیفه سجادیه

 

فرستنده صیاد  | لینک ثابت |

 

سؤ ال پدر و پاسخ پسران  

روزى على (عليه السلام ) از امام حسن و امام حسين عليهم السلام سؤ الاتى پرسيد كه هر يك از آن بزرگواران به پاسخ پدر خود بر آمدند. ابتداء على (عليه السلام ) از پسرش امام حسن(عليه السلام ) پرسيد اى پسرم خرد چيست ؟ گفت : آنكه دل تو نگهدارنده چيزى باشد كه در آن وديعه نهاده اى . پرسيد حزم (هوشيارى و دور انديشى ) چيست ؟ پاسخ داد: آنكه منتظر فرصت باشى و در امور خيرى كه برايت ممكن است شتاب ورزى . حضرت پرسيد بزرگوارى چيست ؟ گفت : عفو و تحمل لغزش ديگران ، استوار نمودن زندگى بر شالوده خويهاى ارزنده . پرسيد: بخشندگى و بلند نظرى در چيست ؟ پاسخ داد: بر آوردن نياز درخواست كننده و بخشش دسترنج خود.

فرمود: خساست چيست ؟ پاسخ داد: اينكه اندك را زياد بدانى و آنچه را در راه خدا داده اى تلف شده پندارى . فرمود: رقه (پستى و بردگى ) چيست ؟ گفت : كوته بينى و درخواست نمودن چيز كم و دريغ داشتن از چيز اندك . پرسيد: خود را به رنج و مصيبت انداختن چيست ؟ پاسخ داد: تمسك به كسى كه تو را ايمن نمى سازد و كنجكاوى در چيزى كه برايت سودى ندارد. فرمود: جهل چيست ؟

گفت : پريدن بر روى مركب پيش از مهارت يافتن در آن و سرباز زدن از پاسخ گويى و چه خوب كمك كارى است خاموشى در جايگاههاى بسيار اگر چه زبان گويايى داشته باشى .

آنگاه اميرالمؤ منين (عليه السلام ) رو به فرزندش امام حسين (عليه السلام ) نمود و به او فرمود: پسرم آقايى چيست ؟ گفت : نيكويى نمودن به قبيله و بر گردن گرفتن و پرداخت ديه جرائم و جنايات آنان فرمود: غنا (بى نيازى ) در چيست ؟ پاسخ داد: اندك بودن آروزهايت و خوشنودى به آنچه تو را كفايت مى نمايد. پرسيد بينوايى در چيست ؟ گفت : طمع داشتن به هر چيز و سخت نااميد شدن .

پرسيد لوم (نكوهش و سرزنش ) چيست ؟ پاسخ داد: كه مرد خود را از خطر محفوظ دارد و عيال خود را تسليم آن كند. پرسيد خرق (درشتى ، دريده بودن ) چيست ؟ گفت : در افتادن و دشمنى كردن با فرمانده خود و شخصى كه مى تواند به تو سود و زيانى برساند. آنگاه على (عليه السلام ) به حارث اعور توجه نمود و به وى فرمود: اى حارث اين حكمت ها را به فرزندانتان بياموزيد زيرا آنها بر خرد و حزم و راى مى افزايد.

 

                                                     معانى الاخبار، ج 2، ص 426

 

فرستنده کبوتر حرم  | لینک ثابت |

 

فوايد خاموشى

 

هرزه گويى و خنديدن سيلاب ويران كننده خانه دين و آتش خرمن و قار و تمكين است و آدمى به واسطه آن از حصار زنده دلى و عافيت دين خارج و به مصيبت مرده دلى كه بزرگترين مصيبت است ، مبتلا مى گردد :

 

       زنده فكر است دل تا از سخن لب بسته ايم

 

                                         پيش ما آوازه مرگ دل است آواز ما

 

آدمى بايد بداند كه هيچ گفتارى به وجود نمى آيد مگر اينكه در نزد آن نگهبانى است ، همان طورى كه حضرت پروردگار در كتاب آسمانى ما را متذكر نموده كه : ما يلفظ من قول الا لديه رقيب عتيد؛(1) ((سخنى از خير و شر بر زبان نياورده جز آنكه هماندم وقيب و عتيد بر نوشتن آن آماده اند)).
و حضرت مولى المتقين على (عليه السلام ) از يگانه عقل كل ، جناب مقدس نبوى (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت فرموده است :
ان مقعد ملكيك على ثنييك لسانك قلمهما وريقك مدادهما و انت تجرى فيما لايعنيك و لا تستحيى من الله و لا منهما؛(2) همانا جايگاه دو فرشته تو بر روى دو دندان ثنايا و پيشين توست ؛ زبان تو قلم ايشان است و آب دهانت مداد و مركب آنها، و تو بدون فكر و تامل مى گويى آنچه نفعى به حالت ندارد و نه از خدا شرم و حيا دارى و نه از آن دو فرشته .
از حضرت امام زين العابدين (عليه السلام ) وارد گرديده است كه :
لسان ابن آدم يشرف كل يوم على جوارحه كل صباح فيقول كيف اصبحتم فيقولون بخير ان تركتنا؛(3)(4) زبان آدمى رو مى آورد هر روز به سوى جوارح و مشرف بر آنها مى گردد، پس مى گويد چگونه صبح كرديد، سپس جوارح مى گويند: به خير صبح نموديم اگر ما را بگذارى (يعنى حال ما خوش است اگر از جانب تو آسيبى به ما نرسد و ما را ناخوش گرداند).


وحشى بافقى گويد:

زبان بسيار سر بر باد داده است

 

زبان سر را عدوى خانه زاد است

 

 

 

عدوى خانه خنجر تيز كرده

 

تو از خصم برون پرهيز كرده

نشد خاموش كبك كوهسارى

 

از آن شد طعمه باز شكارى

اگر طوطى زبان مى بست در كام

 

نه خود را در قفس مى ديد و نه دام

خموشى پرده پوش راز باشد

 

نه مانند سخن غماز باشد

 

بزرگان ، فوايد بسيارى براى خاموشى شمرده اند، وليكن جامع بسيارى از آنها هفت فايده است :
اول : عبادتى است بى رنج و عنا.
دوم : زينتى است بدون پوشيدن لباسهاى گرانبها.
سوم : هيبتى است بى شوكت سلطنت و حكومت .
چهارم : حصارى است محفوظ و احتياج به نگهبان ندارد.
پنجم : آدمى را از شرمندگى و عذر خواهى بعدى دوستان بى نياز مى گرداند.
ششم : كرام الكاتبين را به رنج و زحمت نوشتن مزخرفات و لاطائلات نمى اندازد.
هفتم : پرده زشتى ها و عيوب است .
و از بهترين مخلوقات ، حضرت سيد كائنات (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل گرديده است كه :
طوبى لمن انفق فضلات ماله و امسك فضلات لسانه ؛(5) خوشا به حال كسى كه انفاق كند زياديهاى مال خود را و نگاه دارد زياديهاى زبان خويش را.
و نيز روايت شده است كه :
من حفظ لقلقه و قبقبه و ذبذبه دخل الجنه ؛(6) كسى كه نگاه دارد زبان و شكم و فرج خود را، داخل بهشت مى شود.

 

1- ق / 18.
2- جعفريات ، ص 236، باب البرو سخاء النفس .

3- مولف در شرح اين روايت كتابى دارد سودمند به نام ((مناظره زبان و اندامها))، تهيه آن به ويه براى جوانان مناسب است .
4- وسائل ج 8، ص 532.
5- بحارالانوار، ج 71، ص 287.
6- بحارالانوار، ج 71، ص 287: من تقى من مومنه ...ارشاد القلوب ، ص 103: من وقى شر قبقبه ولقلقه و ذبذبه فقد و قى الشركله .

فرستنده سربدار  | لینک ثابت |

سخن حکیمان ... 88/04/14 19:28

                                         سخنان چهار حكيم

 

بزرگان ، چهار سخن را از چهار حكيم به يك معنا ضبط كرده اند كه الحق هر يك گوهرى است گرانبها:
يكى از آنها گفته : هرگز پشيمان نشده ام از آنچه نگفته ام و بسى از گفته ها كه از پشيمانى آن در خاك و خون غلطيده ام .
ديگرى گفته : قدرت من بر ناگفته بيشتر است از آنچه گفته ام ، آنچه نگفته ام مى توانم گفت و آنچه گفته ام ، ديگر نتوانم نهفت .
سومى از آنها گفته : پشيمانى گفتن سخت تر باشد از پريشانى نهفتن .
چهارمى گفته : هر حرف كه از زبان من جسته ، دست تصرف مرا از خود بسته و هر حرف كه نگفته ام مالك اويم ، خواهم گويم و خواهم نگويم (1 ).

همين معنا را حضرت سيد كائنات (صلى الله عليه و آله و سلم ) در حديث معراج ، در رديف ذكر عجايبى كه در آن شب ملاحظه كرده بودند، فرمودند كه : سوراخى را ديدم كه گاو بزرگى از آنجا بيرون آمد و مى خواست باز به جاى خود رود نمى توانست ، گفتم : اى جبرائيل ! اين چيست ؟ گفت : اين مثل مردى است كه سخن بزرگى از دهان بيرون اندازد و پشيمان شود، خواهد كه به موضع خود باز گرداند، نتواند.
و از جمله وصاياى
حضرت نیی (صلى الله عليه و آله و سلم ) به ابى ذر غفارى اين جمله است كه : عليك بالصمت الا من الخير فانه مطرده الشيطان عنك وعون لك على امر دينك ؛ بر تو باد به خاموشى مگر از گفتار خوب ؛ زيرا خاموشى شيطان را از تو ور مى گرداند و وسيله طرد شيطان است و يار و مددكار توست بر امر دينت .

ابوذر گويد، عرضه داشتم : ((زدنى يا رسول الله ؛ زياده از اين بفرما)).
آن سرور عالميان فرمودند:
عجبا لمن ايقن بالموت كيف يفرح عجبا لمن ايقن بالنار كيف يضحك ؛(2) تعجب است از حال كسى كه يقين دارد كه خواهد مرد چگونه خرم مى باشد و تعجب است بر كسى كه يقين به آتش ‍ جهنم دارد چگونه خندان است و مى خندد.
از
حضرت اميرالمومنين (عليه السلام ) نقل گرديده است كه فرمود: خنده پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) تبسم بود.

روزى به جمعى از جوانان انصار عبور كردند، ايشان با هم گفتگو داشتند و بسيار مى خنديدند، آن حضرت فرمودند: يا هولاء من غره منكم امله و قصر به فى الخير عمله فليطلع القبور و ليعتبر بالنشور واذكروا الموت فانه هادم اللذات ؛(3) اى جماعت ! از شما كسى است كه آرزويش او را مغرور ساخته و به سبب آرزو عملش در نيكويى ها كم گشته ، پس بايد كه به قبور، گذشتگان نظر كند و خويش را از حال آنان مستحضر نمايد و در حشر مردگان از روى اعتبار تدبرى نمايد و مرگ را به خاطر رساند كه همانا ياد مرگ ويران كننده لذات است .
از سلمان فارسى - رضى الله عنه - نقل گرديده است كه :
ثلث اعجبتنى حتى اضحكتنى مومل الدنيا والموت يطلبه و غافل و ليس بمغفول عنه وضاحك ملا فيه لايدرى اساخط رب العالمين عليه ام راض عنه ؛(4) سه چيز مرا به تعجب آورد چندان كه مرا به خنده در آورد يكى آنكه در آرزوى دنيا و كامجويى از اين دنياى بى وفاست با آنكه مرگ در طلب اوست ؛ و كسى كه غافل از مرگ و عاقبت كار خويش است با آنكه مرگ از آن غافل نيست و حسابش رسيده مى شود؛ و كسى كه خنده سرشار كند و پركند دهان را از خنده با آنكه نداند آيا پروردگار جهانيان بر او غضبناك است يا از او راضى است .

يكى از هوشمندان گفته است چندانكه گريستن بهشتيان كمال تعجب دارد؛ زيرا بهشت معدن فرح و شادى است و سراى غم و رنج نيست ، خنديدن اهل دنيا نيز در دنيا كه محل اندوه و غم است ، نهايت تعجب دارد(5).

از مولاى متقيان ، حضرت على (عليه السلام ) نقل شده است كه آن جناب فرمودند: لا تبدين عن واضحه وقد عملت الاعمال الفاضحه و لاتامن البيات و قد عملت السيئات ؛(6) ظاهر مگردان البته دندانهاى خود را و حال اينكه انجام دادى عملهايى را كه باعث رسوايى توست ، و ايمن مباش از بلاهاى شبگير و حال آنكه مرتكب عملهاى زشت شدى )).

از حضرت امام حسن (عليه السلام ) روايت شده است كه عبور فرمودند بر جوانى كه مى خنديد، اين مضمون را فرمودند كه : اى جوان ! آيا از پل صراط گذشته اى ؟ عرضه داشت : نه . فرمودند: مى دانى به بهشت خواهى رفت يا به دوزخ ؟ عرضه داشت : نه . فرمودند: ((فما هذا الضحك ؛ (تو كه هنوز عاقبت امر خود را نمى دانى ) پس خنده ات براى چيست ؟)).
گويند بعد از اين نصيحت ، آن جوان را خندان نديدند.

نگارنده گويد: اخبار بر اين مضمون بسيار است و براى صاحب بصيرت يك اشاره كافى است آدم باهوش بايد تدبر كه حال آدمى در اين دنيا چون حال مسافرى است كه آماده براى مسافرت است و در جايى قرار گرفته كه دزدان چند در كمين اويند تا اينكه غافل و مشغول تفريح و سرگرم شود و سرمايه او را بزنند و ببرند، انسان وقتى بايد خوشحال و خرم و خندان باشد كه به مقصد رسيده و خوف از راهزنان نداشته باشد، پس ما در وقتى بايد خرم و شادمان بوده باشيم كه در بهشت وارد گرديده و با حور و غلمان دوست شده باشيم :

 

در اين باغ چون غنچه هرزه خند

 

دل خويش را بر شكفتن مبند

ز شادى مزن دست بر هم چو برگ

 

كه فردا شوى دست فرسوده مرگ

بيا اى دل از اثر بى خبر

 

هم از غيرت خويش آسوده تر

كه چون تاك با ديده خونچكان

 

بسازيم برگ ره آن جهان

چو برگ خنا ترك خامى كنيم

 

برون زين چمن شادكامى كنيم

درين گلشن از ديده اعتبار

 

بگرييم بر خود چه ابر بهار

 
1- محجه البيضاء، ج 5، ص 198. معراج السعاده ، ص 295 به اين مضمون .
2- ارشاد القول ، ج 1، ص 140.
3- وسائل الشيعه ، ج 8، ص 482 و 483 (به نقل از: مجالس شيخ طوسى ).
4- مجموعه ورام ، ج 1، ص 273.
5- مجموعه ورام ، ج 1، ص 112
6- اصول كافى ،
((مترجم )) ج 3، ص 375.

 

فرستنده ساردین  | لینک ثابت |

 

الهى دردمند ننالد چه كند.درمان ده تا بيشتر بنالم.

الهى از دردم خرسندم كه درمانش تويى.

الهى دنى‏تر از دنيا نديدم كه همواره هم­نشين دو نان است.

الهى شيدايى جانان را با حور و غلمان چه كار.

الهى راه تو، به بزرگى تو دشوار است و شگفتا كه اين مور لنگ را آرزوى ديدار است.

الهى هر چه راز بود به پيغمبرت گفتى و آن ستوده بر ما ننهفت در يافتن آنها ما را درياب.

الهى كدام بي­شرمى از اين بيشتر كه بنده در حضور مولايش بى ادبى كند.

الهى در شگفتم از كسي­كه گويد به فلانى مرگ ناگهانى رسيد.

الهى اگر حسن مال مى‏يافت و حال نمى‏يافت، از حسرت چه مى‏كرد.

الهى اگر حسن از تو جز تو خواهد فرق ميان او و بت‏پرست چيست.

 

 

الهى‏نامه استاد حسن حسن‏زاده آملى

 

فرستنده ساحل  | لینک ثابت |

 

قسيم الجنة و النار 

 

شخصى خدمت امام صادق (عليه السلام ) آمد و عرض كرد: چرا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را اباالقاسم مى گويند؟ حضرت فرمود: براى اينكه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم يك فرزندى داشتند بنام قاسم و چون پدر قاسم بود از اين جهت به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اباالقاسم مى گفتند، عرض كرد: اين معنا را من مى دانم كمى روشن تر بيان كنيد كه چرا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را اباالقاسم مى گويند؟ حضرت فرمود: چون على بن ابيطالب (عليه السلام ) قسيم الجنة و النار است ، قاسم است ، يعنى قسمت كننده بهشت و جهنم است . در قيامت اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) به اذن خدا جهنمى ها را به جهنم و بهشتى ها را به بهشت فرا مى خواند. پس على (عليه السلام ( قاسم است ، و چون خداوند متعال على بن ابيطالب را در همان دوران كودكى به دامان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم منقل كرد و از همان طفوليت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم معلم على بن ابيطالب (عليه السلام ) بود و شاگرد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بود و از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم علوم فراوانى را آموخت و هر شاگردى فرزند استاد است و استاد حق پدرى بر او دارد پس على بن ابيطالب ، كه قاسم جنة و نار است و چون شاگرد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است به منزله فرزند او است و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به منزله پدر او است پس پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را اباالقاسم نامند، اين معنا و تفسير براى اباالقاسم جزء اسرار اين كنيه است .

 

معانى الاخبار

فرستنده ساحل  | لینک ثابت |

کدو تنبل ... 88/03/28 6:8

كدو حلوايي ؛ خواب ‌آور و تب ‌بر

 

جام جم آنلاين: گرچه مصرف برخي ميوه‌ها در حال حاضر با ذائقه خانواده‌ها سازگاري چنداني ندارد؛ اما خواص درماني اين دسته از خوراكي‌ها انگيزه خوبي است كه آنها را در سبد غذايي خود جاي دهيم.كدو حلوايي از جمله اين ميوه‌هاست كه يرقان (زردي) را برطرف مي‌كند، ادرار آور و تب‌بر است و تخم كدو ضدانگل است بنابراين مصرف مقدار 75 تا 100 گرم تخم كدو در افراد بزرگسال و 37 تا 50 گرم آن در اطفال توصيه شده است.

كدو حلوايي، سينه را نرم و اخلاط و سرفه را آسان مي‌كند. اگر كدو حلوايي را پخته به صورت كرم به صورت بماليد و نيم ساعت صبر كنيد، رنگ چهره باز شده و صورت را براق و زيبا مي‌كند. برخي متخصصان طب سنتي بر اين باورند خوردن كدو، غم و اندوه را از انسان دور و نشاط و شادابي را  جايگزين آن مي‌كند.

خوردن كدو با عدس، رقت و نرمي قلب مي‌آورد. كدو براي درمان قولنج مفيد است و خوردن آن مغز را تقويت مي‌كند. روغن تخم كدو براي تسكين درد هموروئيد (بواسير) بسيار مفيد است. همچنين خوردن كدو باعث تجديد قواي جسمي و روحي بدن و موجب استحكام بافت‌هاي بدن مي‌شود؛ خوابي راحت به دنبال دارد و كساني كه دچار كم‌خوابي هستند، كدو براي درمان كم‌خوابي آنها موثر است.كدو طبيعتي سرد دارد و صفرا را تسكين مي‌دهد.

ابن‌سينا، پزشك شهير اسلامي، كدو را براي رفع سردرد، رفع بي‌خوابي و درمان خستگي اعصاب تجويز مي‌كرد.كمپوت كدو مخلوط با سيب، غذاي ملين خوبي است و براي دفع يبوست تاثير زيادي دارد.

چون كدو به آساني پخته مي‌شود، غذايي فوق‌العاده مفيد براي معده‌هاي ضعيف است. كدوي پخته را به بچه‌ها، پيرمردان و به كساني كه دچار بيماري عفونت شده‌اند و دوره نقاهت را مي‌گذرانند، بخورانيد.

 

فرستنده ساحل  | لینک ثابت |

رجعت زنان ... 88/03/14 16:5

رجعت زنان

سومين گروه از ياوران حضرت بقية‏الله عليه السلام زنانى هستند كه خداوند به بركت ظهور امام زمان آنها را زنده خواهد كرد و بار ديگر به دنيا رجعت خواهند نمود. اين گروه دو دسته‏اند: برخى با نام و نشان از زنده شدنشان خبر داده شده و برخى ديگر فقط از آمدنشان سخن به ميان آمده است.

پيش از ادامه بحث، عقيده شيعه نسبت به رجعت را بررسى مى‏كنيم.

يكى از عقايد مسلّم شيعه اين است كه همزمان با ظهور مهدى آل محمد عليه السلام برخى از پيامبران مانند حضرت خاتم الانبياء و معصومين ما همانند امير مؤمنان عليه السلام و امام حسين عليه السلام و برخى از مؤمنان حقيقى و پيروان اهل بيت به اذن پروردگار زنده خواهند شد و بار ديگر به دنيا باز مى‏گردند. بازگشت اين عده نه تنها غير ممكن نيست بلكه از نظر قرآن كريم اين پديده امرى مسلم است كه آيات متعددى از آن سخن گفته است.

در سوره بقره مى‏خوانيم:

آيا نديدى جمعيتى را كه از ترس مرگ از خانه‏هاى خود فرار كردند و آنان هزاران نفر بودند! خداوند به آنها گفت بميريد. سپس خدا آنها را زنده كرد و ماجراى زندگى دوباره آنهارا درس عبرتى براى آيندگان قرار داد ... 1

 


ادامه مطلب
فرستنده صیاد  | لینک ثابت |

بخند تا ... 88/03/05 20:40

 

غضنفر مي­خواسته خودكشي كنه يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره! از همه دنيا دانشمندا جمع مي‌شن كه ببينيد قضيه اين چي بوده، ‌بعد از دوسال تحقيق مي‌فهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغز يارو مي­گشته!!!

 

غضنفر مي ره تماشاي مسابقه دو و ميداني، از بغل دستيش مي پرسه:اين ها براي چي دارن مي دون؟ طرف مي گه: چون به نفر اول جايزه مي دن. غضنفر کمي فکر مي کنه، بعد مي پرسه: پس بقيه براي چي دارن مي دون؟


غضنفر زنگ می زنه فرودگاه و می گه: شیراز تا تهران چقدر راهه؟ کارمنده می گه: یه لحظه... غضنفر می گه: خیلی ممنون! و قطع می کنه.

غضنفر از روی جوی آب می پره، ازش فیلم می گیرن. فیلم رو روی دور آهسته می ذارن، می افته توی جوی! دور تند می ذارن، می خوره به دیوار!

به
طرف می گن : آقا ببخشید شما همشهری هستید ؟ میگه : نه به خدا بیا بگرد ...

 

فرستنده سربدار  | لینک ثابت |

از بزرگان ... 88/02/31 19:34

  ایده ها در بیرون زمان قرار دارند و در نتیجه ابدی هستند.

                                                                        شوپنهاور

 

  براي تربيت اراده بهترين زمان ايام جواني است.

                                                                        فيثاغورث

 

  خوشبختی ، جستن خوشبختی است نه یافتن آن .

                                                                         ویلیام جیمز

 

  وقتي «قدرت عشق» بر «عشق به قدرت» غلبه كند، دنيا طعم صلح را مي چشد .

                                                                        جيمي هندريكس

 

  زندگی گره ای نیست که در جست و جوی گشودن آن باشیم. زندگی واقیتی است که باید آن را تجربه کرد .                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                      

                                                                        سورن کی یر کگارد

 

  یکبار پشیمان نشدم بر اینکه چرا گفتم ولی بارها ندامت بردم به آنچه گفتم .

                                                                         فلمز

 

  درخشان ترین تاجی که مردم بر سر می نهند در آتش کوره ها ساخته شده است .

                                                                        چارلی چاپلین

 

  بدترين و خطرناكترين كلمات اينست: «همه اين جورند» .

                                                                        تولستوي

 

  با سنگهایی که در سر راهت میگذارند هم میتوانی چیز قشنگی برای خود بسازی .

                                                                        اِریک کِستنِر

 

فرستنده سربدار  | لینک ثابت |

 

4 باور اشتباه درباره ريزش مو

 

جام جم آنلاين: 1- مي‌گويند كسي كه هر روز موهايش مي‌ريزد، بايد به متخصص پوست و مو مراجعه كند.

 

نه! هر ريزش موي روزانه‌اي غيرطبيعي نيست. براي اين‌ كه بدانيد كدام ريزش مو طبيعي است و كدام غيرطبيعي، بايد به 2 نكته توجه كنيد: نكته اول اين كه عمر متوسط هر مو روي سر بنده يا شما 1000 روز است و نكته دوم اين كه، 100 هزار پياز مو حالا كمي كمتر يا بيشتر روي سر هر يك از ما وجود دارد. حالا اين 2 نكته را بگذاريد كنار هم.

نتيجه چه مي‌شود؟ بله، ريزش مو تا روزي 100 عدد هم غيرطبيعي نيست. كشيدن آرام يك دسته از موها روش ساده‌اي است براي تعيين طبيعي يا غيرطبيعي بودن ريزش مو. اگر با كشيدن حدود 100 تار مو  مشروط بر اين كه طي 24 ساعت گذشته سرتان را شسته باشيد  بيش از 5 تار مو كنده شود، احتمالا دچار يك ريزش موي غيرطبيعي شده‌ايد و بايد به پزشك مراجعه كنيد.

2- برخي تصور مي‌كنند سيگار هيچ تاثيري بر ريزش مو ندارد.


دقيقا برعكس! سيگار يكي از شايع‌ترين علل ضعف مو و ريزش آن بويژه در آقايان است كه منجر به تجمع چربي زائد در اطراف پياز مو شده و راه رسيدن مواد غذايي به پياز مو را مسدود مي‌كند.

3- محلول موضعي ماينوكسيديل، يكي‌ دو ماهه اثر مي‌كند و بخشي از موهاي از دست رفته را بازمي‌گرداند.

 

اين دارو اگرچه نزد پزشكان، داروي نسبتا موثري تلقي مي‌شود؛ اما شرط تاثيرش مصرف طولاني‌مدت (بلكه مصرف مادام‌العمر) است. تداوم مصرف اين دارو آن‌قدر اهميت دارد كه پزشكان هشدار مي‌دهند معمولا بين 3 تا 6 ماه پس از قطع اين دارو، ريزش مو دوباره برمي‌گردد.
ماينوكسيديل منجر به ضخيم شدن موها و افزايش خون­رساني در ناحيه مورد مصرف ‌شده و به اين ترتيب، باعث رشد و تقويت موها مي‌شود.
از اين نكته هم نبايد غافل شد كه اين دارو نقشي بيشتر از يك مكمل درماني ندارد. درمان بيماري زمينه‌اي با تشخيص پزشك به همراه مراقبت صحيح از موي سر، بهترين و موثرترين درمان است.

4- مراقبت از موهاي پيوندشده بسيار سخت و طولاني‌مدت است؟


خير، موهاي پيوند شده پس از گذشت 48 ساعت قابل شستشو بوده و پس از اين مدت، حتي قابليت شستشوي روزانه هم پيدا خواهد كرد. بخيه‌هاي ناحيه عمل را نيز معمولا پس از 10 تا 14 روز برمي‌دارند. 3 تا 5 ماه بعد، اغلب موهاي پيوند شده شروع به رشد مي‌كنند و تا آخر عمر نيز به رشدشان در همان اندازه طبيعي (نيم اينچ در ماه) ادامه مي‌دهند. بهترين تراكم نيز يك سال پس از پيوند مو ديده مي‌شود.
محل عمل جراحي معمولا تا 9 روز قابل مشاهده است كه طي اين مدت، صدها دلمه نقطه‌اي شكل بر روي سر پديدار مي‌شوند اما پس از ريزش اين دلمه‌ها، پوست سر كاملا طبيعي به نظر مي‌رسد. پزشكان با بهره‌گيري از تكنيك‌هاي پيشرفته، حتي خط رويش مو را نيز با ظرافت مطلوبي بازسازي مي‌كنند به نحوي كه اصلا نمي‌شود تشخيص داد آيا اين فرد مورد عمل قرار گرفته است يا نه. چشم‌اندازهاي پيش‌روي پزشكان و بيماران نيز بسيار روشن‌تر از گذشته است.

 

فرستنده ساردین  | لینک ثابت |

نیایش ... 88/02/03 6:34

 

نيايش آن حضرت هنگام ابتلا، يا هنگامي كه كسي را به رسوايي گناه گرفتار مي‌ديد...

 

خدايا، ستايش براي توست كه مي‌داني و مي‌پوشاني، و با اين كه از باطنِ همه خبر دار، عافيت مي‌بخشي. هر يك از ما چون خود را به عيب و كاستي آلود، او را مشهور خاص و عام نساختي، و چون دست خود را به زشت‌ها گشود، رسوايش نخواستي، و چون در پنهان بدي‌ها را مرتكب شد، آن‌ها را آشكار نكردي.

چه بسا نهي تو را كه مرتكب شده‌ام، و چه بسا امر تو را كه از آن سر پيچيده‌ايم، در حالي كه تو ما را بر آن امر و نهي آگاه كرده بودي. چه بسا گناهان كه انجام داده‌ايم و بسا خطاها كه از ما سر زده است و تنها تو از آنها باخبر گرديده‌اي، نه ديگر بينندگان، و تو بيش از ديگران بر افشاي آنها توانا بودي. عافيت تو براي ما، پرده‌اي بود در برابر چشمان‌شان، و سدّي بر سَرِ راه گوش‌هاشان.

چنان كن كه آن اسباب شرمندگي ما كه پوشيده داشته‌اي، و آن زشتي و عيب كه پنهان نموده‌اي، پندي باشد براي ما، و ما را از بد رفتاري و آلوده شدن به گناه باز دارد، و مايه‌ي كوششي شود براي رسيدن به توبه‌ي معصيت زدا، و در آمدن به راه پسنديده.

وقتِ اين كوشش را نزديك ساز و ما را به غفلت دچار مكن؛ چرا كه ما روي نياز به درگاه تو آورده‌ايم و از گناهان به سوي تو باز گرديده‌ايم.

خدايا، درود فرست بر محمد و خاندان او كه ايشان را از ميان آفريدگانت برگزيده‌اي، ناب‌ترينِ مردمان و پاكيزگان‌اند، و چنان كن كه ما، آن سان كه خود فرمان داده‌اي، گفته‌هايشان را به گوش جان بشنويم و حُكمشان را فرمان بريم.

 

                                                    دعای 34- صحیفه سجادیه

 

فرستنده کبوتر حرم  | لینک ثابت |

از دیگران ... 88/02/02 19:57

 

چون دانستی که خدا از خاکت آفریده کردنکشی و خود رایی مکن .

                                                                        بزرگمهر

اگر امروز حتی یک کلمه از دیروز بیشتر بدانید مسلماً شخص دیگری هستید .

                                                                        چاحیت

برای پویایی و پیشرفت ، گام نخست از پشت درهای بسته برداشته می شود . 

                                                                         اُرد بزرگ

در دنيا جاي كافي براي همه هست پس بجاي اينكه جاي كسي را بگيري سعي كن جاي خودت را پيدا كني.

                                                                        چارلي چاپلين

با مصلحت ديگران ازدواج كردن در جهنم زيستن است .

                                                                        شوپنهاور 

هرگز نمى خواهم به واسطه محدوديت هايم، محدود شوم .

                                                                        باربارا استراسيند

 

فرستنده صیاد  | لینک ثابت |

برا خنده ... 88/01/29 1:6

 

طرف می ره خارج بهش ميگن اسمت چيه؟

 

 ميگه "power God New Year".

 

 ميگن يعني چي؟

 

 ميگه يعني : قدرت الله نوروزي

 

 

به غضنفر می گن تولدت مبارک! می گه: خیلی ممنون تولد شما هم مبارک!

 

 

دعای غضنفر بعد از نماز: خدایا! مواظب خودت باش!

 

 

طرف داشته نوار روضه گوش می­داده میزنه آخر نوار ببینه شام ميدن یا نه.

 

 

ميدوني بدترين ضد حال چيه ؟ اينكه كچل مو بكاره بعد اسمش براي حج در بياد.

 

 

به غضنفر ميگن : جسم شفاف رو تعريف كن .

 

 ميگه : يه جسم كه از اينورش اونورش پيدا باشه .

 

تشويقش ميكنن . بعد مي پرسند : يه مثال بزن .

 

ميگه : مثل نردبون...

 

فرستنده ساردین  | لینک ثابت |

امان از ... 88/01/26 18:23

 

حراج جليقه نجات کشتي تايتانيک

 

جام جم آنلاين: پس از گذشت نود و شش سال از غرق شدن کشتي تايتانيک، جليقه نجاتي متعلق به يکي از بازماندگان اين کشتي ماه آينده با قيمت پايه 80 هزار دلار در حراج کريستي نيويورک به حراج گذاشته خواهد شد.

 

به گزارش از بي بي سي، براساس اين گزارش يكي از جليقه‌هاي نجات كشتي تايتانيك به همراه تعداد زيادي از آثارباقيمانده تاريخي از اين کشتي، ماه آينده در شعبه‌ نيويورك موسسه‌ حراجي كريستي با قيمت پايه 80 هزار دلار به حراج گذاشته خواهد شد.

سخنگوي حراج كريستي طي سخناني اين جليقه نجات را منحصر به فرد دانست چرا که با وجود گذشت نود و شش سال از غرق شدن کشتي تايتانيک هنوز مقداري از آب اقيانوس در اين جليقه نجات وجود دارد به علاوه اينکه بر روي اين جليقه لکه هاي خون متعلق به صاحب آن نيز مشاهده مي شود.

حراجي کريستي شعبه نيويورک، 25 ژوئن برگزار شده و علاوه بر حراج اين جليقه نجات، آثار تاريخي ديگري از اين کشتي را نيز به حراج مي گذارد که از جمله آن ها به فهرست مسافران قسمت درجه‌ دو، با قيمت پايه‌ 20 هزار دلار مي‌توان اشاره كرد.

سال گذشته نيز يكي ديگر از جليقه‌هاي نجات مسافران اين كشتي در شعبه‌ لندن موسسه‌ حراجي كريستي به قيمت 119 هزار دلار به‌فروش رفت. حدود يك ‌ماه پيش نيز بليت آخرين بازمانده‌ كشتي تايتانيك كه در زمان غرق شدن كشتي پنج سال داشت، به مبلغ 65 هزار و 772 دلار فروخته شد.

يادآور مي شود كشتي تايتانيك در سال 1912 ميلادي وقتي در نخستين سفر دريايي‌اش از بندري در انگليس عازم شهر نيويورك در آمريكا بود، با يك كوه يخي برخورد كرد و غرق شد. در اين حادثه 1522 نفر از مسافران كشتي غرق شدند.

 

 

تولد دوقلوي سياه و سفيد

 

جام جم آنلاين: يک زوج آلماني صاحب دو پسر دوقلو يکي با پوست سفيد و چشم هاي آبي و ديگري سياه پوست با چشمان قهوه اي رنگ شدند.با اينکه اين دو نوزاد دوقلو هستند و لباس هاي مشابه به تن دارند ولي تشخيص آنها از يکديگر کار سختي نيست.

 به گزارش شين هوا ، «رايان» سفيدپوست است و چشم هاي آبي دارد و برادرش «لئو» سياه پوست است و چشماني قهوه اي رنگ دارد.

استفان گرت که مردي آلماني و سفيدپوست است پدر اين دوقلوها و فلورنس ادو- گرت مادر آنها زني اهل غنا و سياه پوست است.

پدر دوقلوها به روزنامه آلماني دي ولت گفت:«من واقعا شگفت زده هستم، مهم ترين چيز براي من سلامتي آنها است نه رنگشان».

دکتر «برگيت وبر» پزشک اين نوزادان گفت:«تولد دوقلوهاي پسر که يکي سفيد پوست و ديگري سياه پوست باشد از نظر ژنتيکي پديده اي است که يک در يک ميليون اتفاق مي افتد».

 

فرستنده ساردین  | لینک ثابت |

ضرب المثل ... 88/01/23 19:20

 

مثل هندی : بت تراشها کمتر اطاعت بت را می نمایند و کمتر با آنها هستند ، زیرا می دانند که چه ساخته اند .

مثل فرانسوی : کسی که اندرز ارزان را رد کند طولی نمی کشد که پشیمانی را با قیمت گرانی خریداری خواهد کرد .

مثل اسپانیولی : حقیقت و گل سرخ هر دو خار دارند .

مثل چینی : بدبختی آن نیست که می توان از آن بر حذر بود ، بلکه آن است که گریزی از آن نیست.

مثل آلمانی : بهتر است دوباره سؤال کنی تا اینکه یکبار راه اشتباه بروی.

 

فرستنده ساردین  | لینک ثابت |

 
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله): خداوند به جوان عابد بر فرشتگان مباهات مي كند و مي گويد بنده مرا بنگريد كه به خاطر من از تمايلات خود چشم پوشيده است. نهج الفصاحه ج 736