خبرنگار: همانطور که می دانید پس از پیروزی لبنان در جنگ 33 روزه ، رژیم صهیونیستی در کادر فرماندهی نیروهای نظامی و مسئولان سیاسی خود تغییرات زیادی به وجود آورده است.
جنابعالی به عنوان یک شخصیت برجسته ، آینده سیاسی رژیم صهیونیستی را چگونه ارزیابی می کنید؟


سیدحسن نصرالله:
بدون‌ شک‌ شکستی‌ که‌ در جنگ‌ تابستان‌ گذشته‌ متوجه‌ صهیونیستها شد پیامدهای‌ تاریخی‌ و راهبردی‌ برای رژیم‌ صهیونیستی‌ دارد؛ یعنی‌ مهم ترین‌ چیز آن‌ است‌ که‌ رژیم‌ صهیونیستی‌ یک‌ کشور ساختگی‌ است‌ که‌ تکیه‌ گاه‌ اصلی‌ آن‌ برای‌ باقی‌ ماندن‌ همان‌ ارتش‌ این‌ رژیم‌ است‌ و گفته‌ می‌ شود که‌ در تمام‌ جهان‌ این‌ کشورها و ملتها هستند که‌ ارتش‌ درست‌ می‌ کنند اما اسرائیل‌ ارتشی‌ است‌ که‌ برای‌ آن‌ کشور بر پا شده‌ است‌،‌ بنابراین‌ عامل‌ اصلی‌ موجودیت‌ و بقای‌ اسرائیل‌ با قدرت‌ ارتش‌ این‌ رژیم‌ و روحیه‌ و توانهای‌ نظامی‌ و انسانی‌ این‌ ارتش‌ و همچنین‌ هیبت‌ و چهره‌ این‌ ارتش‌ نزد ملتها ،‌ دولتها و ارتشهای‌ منطقه‌ ارتباط دارد.‌ در جنگ‌ سال‌ گذشته‌ هیبت‌ ارتش‌ اسرائیل‌ درهم‌ شکسته‌ و چهره‌ آن‌ نابود شد و تغییر کرد. برای‌ ملتهای‌ منطقه‌ و حتی‌ خود اسرائیلیها ثابت‌ شد که‌ این‌ ارتش‌ شکست‌ می‌ خورد و نقطه‌ ضعفهای‌ بسیار زیادی‌ در آن‌ وجود دارد به‌ دلیل‌ آنکه‌ شکست‌ بسیار بزرگی‌ بر همین‌ ارتش‌ وارد شد.
در اینجا ما از دستاوردهای‌ راهبردی‌ سخن‌ می‌ گوییم‌؛ یعنی‌ نتایج‌ یا پیامدهای‌ تاکتیکی‌ مرحله‌ ای‌ و زودگذر نیست‌ که‌ به‌ یک‌ یا دو روز یک‌ ماه‌ و یا دو ماه‌ یا یک‌ یا دوسال‌ محدود شود.‌ زمانی‌ که‌ ارتش‌ اسرائیل‌ متزلزل‌ می‌ شود این‌ امر به‌ معنای‌ متزلزل‌ شدن‌ پایداری‌ ارتش‌ صهیونیستی‌ است‌ زیرا این‌ رژیم‌ بدون‌ برخورداری‌ از ارتش‌ قدرتمند نمی‌ تواند در این‌ منطقه‌ باقی‌ بماند‌ این‌ تاثیرمستقیم‌ است‌ و از همین‌ رو دیدیم‌ که‌ اسرائیلیها به‌ عنوان‌ یک‌ جامعه‌ و جریان‌ سیاسی‌ نمی‌ توانند مسئولان‌ سیاسی‌ و نظامی‌ را ببخشند که‌ آنان‌ را به‌ این‌ شکست‌ کشاندند و از همین‌ رو کمیته‌ های‌ تحقیق‌ برای‌ علت‌ یابی‌ این‌ شکست‌ تشکیل‌ شد و رسانه‌ های‌ همگانی‌ اسرائیل‌ نیز نقش‌ زیادی‌ در این‌ زمینه‌ ایفا کردند و این‌ وضع،‌ برخی‌ ژنرالهای‌ ارتش‌ اسرائیل‌ را ناچار به‌ استعفا کرد و در واقع این‌ افراد پیش‌ از آنکه‌ محاکمه‌ شوند یا موردمحاسبه‌ قرار گیرند و مسئولیت‌ شکست‌ متوجه‌ آنان‌ شود فرار کردند‌؛ از این‌ رو دیدیم‌ که‌ رئیس‌ ستاد مشترک‌ که‌ همان‌ فرمانده‌ ارتش‌ است‌ پس‌ از کلی‌ تلاش‌ برای‌ طفره‌ رفتن‌ از تحمل‌ نتایج‌ شکست،‌ در نهایت‌ استعفا کرد، ‌ فرمانده‌ نیروی‌ زمینی‌ استعفا کرد، فرمانده‌ منطقه‌ شمالی‌ یعنی‌ فرمانده‌ جبهه‌ نبرد با لبنان‌ استعفا کرد، فرماندهان‌ برخی‌ از تیپ‌ های‌ ویژه‌ ناچار به‌ استعفا شدند، فرمانده‌ منطقه‌ میانی‌ اسرائیل‌ که‌ جبهه‌ داخلی‌ این‌ رژیم‌ به‌ شمار می‌ رود و هدف‌ عملیات‌ موشکی‌ مستمر مقاومت‌ بود استعفا کرد، طی‌ مدت‌ اخیر فرمانده‌ نیروی‌ دریایی‌ هم‌ استعفا کرد.‌
این‌ در سطوح‌ افسران‌ بلندپایه‌ است‌ اما در سطوح‌ پایین‌ تر نیز شمار زیادی‌ از فرماندهان‌ ارتش‌ اسرائیل‌ ناچار به‌ استعفا و از ارتش‌ خارج‌ شدند.‌ این‌ امر به‌ حتم‌ تصویر بسیار منفی‌ از ساختار ارتش‌ اسرائیل‌ و توان‌ آن‌ ارائه‌ می‌ کند.‌
اسرائیلیها همچنین‌ دریافتند که‌ فاقد رهبری‌ سیاسی‌ هستند و کابینه‌ اسرائیل‌ و رئیس‌ آن‌ بر اساس‌ گزارش‌ کمیته‌ وینوگراد که‌ مامور تحقیق‌ درباره‌ علتهای‌ شکست‌ جنگ‌ اسرائیل‌ شد، فاقد توان‌ رهبری‌ توصیف‌ شده‌ است‌ و این‌ گزارش‌ تاکید می‌ کند که‌ کابینه‌ و رئیس‌ آن‌ مسئولانه‌ عمل‌ نکردند و در ارزیابی‌ اوضاع‌ ‌ اداره‌ جنگ‌ و تصمیم‌ گیریها ناکام‌ بودند و در هر صفحه‌ از این‌ گزارش‌ کلمه‌ ناکامی‌ تکرار شده‌ است‌‌.
بنابراین‌ اسرائیل‌ از رهبری‌ سیاسی‌ و فرماندهی‌ نظامی‌ ناتوان‌ و شکست‌ خورده‌ برخوردار است‌ و این‌ واقعیت‌ موجب‌ بحران‌ اطمینان‌ به‌ آینده‌ در جامعه‌ صهیونیستی‌ شده است و هم‌ اکنون‌ استراتژیست‌ های‌ بزرگی‌ از خطر موجودیتی‌ این‌ رژیم‌ و در معرض‌ خطر قرار گرفتن‌ اصل‌ بقای‌ آن‌ در منطقه‌ سخن‌ می‌ گویند‌ بنابراین‌
شکستی‌ که‌ بر رژیم‌ صهیونیستی‌ وارد آمد شکست‌ تاکتیکی‌ نیست‌ بلکه‌ راهبردی‌ است‌‌.